شعر ،
جاري شدن حس
در کوتاه سخن
شعر ، جاري شدن احساس
در قلب من و بيان آن
براي آن که درک کندش
شعر من را نه هرکس تواند فهميد
نه هر کس حتي تواند ديد
شعر من ، اگر درست بناميمش
شعر ، و نامي ديگر
در وراي آن نگذاريمش
زيباست ،
اما زيبايي که
هر کس را ياراي ديدن آن نيست
بايد عاشق بود ، و يا حتي
عشق را يک بار تجربه کرد
شعر من را
گر نميفهمي
خردهاي بر خود نگير
چون که من نيز چون تو
پس از چند وقت
دوباره که نگاه ميکنم به آن
يادم نميايد که منظورم چه بوده
انسان ، بايد دل را ديده باشد
دل را چشيده باشد
تا شعر من را در
وجود خود حس کند
شعر من ،
سخني است کوتاه
از من
براي تو
که شيدايي
22 فروردين 1383
ساعت 8 صبح قبل از کلاس اقتصاد مهندسي
دانشکده صنايع
۱۳۸۳/۱/۲۵
مرد غمگین
دور مينگرم و
نزديک ميانديشم
از خودم ميپرسم
که در اين وادي
يا در اين آبادي
يا که هر چه خواهي نامش بنامي
نيست کسي
که براي ما
سخن تازه بگويد
سخن از راز دل خود
سخن از هر چه که هست
يا چه بهتر
سخن از هر چه که نيست
...
آيا
هر چه که نيست ، نيست ؟
يا که نيست نيز هست ؟
هست ، بوده است و خواهد بود
15 فروردين 1383
بعد از صحبت با
مرد غمگين زندگي
نزديک ميانديشم
از خودم ميپرسم
که در اين وادي
يا در اين آبادي
يا که هر چه خواهي نامش بنامي
نيست کسي
که براي ما
سخن تازه بگويد
سخن از راز دل خود
سخن از هر چه که هست
يا چه بهتر
سخن از هر چه که نيست
...
آيا
هر چه که نيست ، نيست ؟
يا که نيست نيز هست ؟
هست ، بوده است و خواهد بود
15 فروردين 1383
بعد از صحبت با
مرد غمگين زندگي
قلب آدم
کاش ما هم قلب آدم داشتيم
کاش ما هم به خاطر نام و جاه
روي نام يکديگر خط نميانگاشتيم
کاش ما نيز مثال پير خود
اندکي صبر ، تحمل ، حوصله
در کنار شور و نشاط و تجربه ، به همراه داشتيم
کاش ارزش خود را
در کنار ديگران ، در کنار مردمان
برتر از آنها نميپنداشتيم
کاش ما هم قلب آدم داشتيم
يا که حتي ، گر که نه
جرات کندن ز سينه قلب خود را
براي آرامش خود ، نه ديگري
در سينه نگه ميداشتيم.
24 فروردين 1383
ساعت 6:00 عصر
کاش ما هم به خاطر نام و جاه
روي نام يکديگر خط نميانگاشتيم
کاش ما نيز مثال پير خود
اندکي صبر ، تحمل ، حوصله
در کنار شور و نشاط و تجربه ، به همراه داشتيم
کاش ارزش خود را
در کنار ديگران ، در کنار مردمان
برتر از آنها نميپنداشتيم
کاش ما هم قلب آدم داشتيم
يا که حتي ، گر که نه
جرات کندن ز سينه قلب خود را
براي آرامش خود ، نه ديگري
در سينه نگه ميداشتيم.
24 فروردين 1383
ساعت 6:00 عصر
۱۳۸۳/۱/۱۸
روز بارانی
هات شکلات
هات شکلات
اسم قشنگي است
داغ
همراه با شکلات
و اما تلخ
ولي خوشمزه ، چون او
روز باراني
پر از سوز و سرما
موقع ديدن دوست
موقع کردن عشق
روز سرد
ولي زيبا ، چون او
ماشينهايي زياد
در غروبگاه خورشيد
ناپاک هوايي، پر از دود
و اما پر از پاک
چون پر از باران
و اما زياد
و پر از گم
ولي مطمئن که پيدا ميشود ، چون من
ماشينم بد
بي اجازه
طرح را درنميوردد
از بس که با ادب است
پياده
پياده رو را از بهر تو ساختهاند
پس پياده ، چون ما
زمان چه کوتاه
چه کم
چه قدر پر از احساس
خاطره
عشق
ولي ماندني، چون او
و او
پر از عشق
محبت
لطافت
در کنار من
حتي کمتر از من
ولي رفت ، چون بايد
و چه خوب خاطره
که ماندني است
و چه خوب که آن
خاطره شد ، چون او
و چه بهتر که
در کنار خودش
در کنار من
ماندني است
جه دور
ولي نزديک ، چون او
هجده فروردين 1383
به ياد يک روز باراني
هات شکلات
اسم قشنگي است
داغ
همراه با شکلات
و اما تلخ
ولي خوشمزه ، چون او
روز باراني
پر از سوز و سرما
موقع ديدن دوست
موقع کردن عشق
روز سرد
ولي زيبا ، چون او
ماشينهايي زياد
در غروبگاه خورشيد
ناپاک هوايي، پر از دود
و اما پر از پاک
چون پر از باران
و اما زياد
و پر از گم
ولي مطمئن که پيدا ميشود ، چون من
ماشينم بد
بي اجازه
طرح را درنميوردد
از بس که با ادب است
پياده
پياده رو را از بهر تو ساختهاند
پس پياده ، چون ما
زمان چه کوتاه
چه کم
چه قدر پر از احساس
خاطره
عشق
ولي ماندني، چون او
و او
پر از عشق
محبت
لطافت
در کنار من
حتي کمتر از من
ولي رفت ، چون بايد
و چه خوب خاطره
که ماندني است
و چه خوب که آن
خاطره شد ، چون او
و چه بهتر که
در کنار خودش
در کنار من
ماندني است
جه دور
ولي نزديک ، چون او
هجده فروردين 1383
به ياد يک روز باراني
سال نو مبارک
شعر من
چند صباحی است
که دلم تنگ است ،
شاید هم ،
چند وقتی است
که سرم منگ است ،
اما... ،
نمی توان بود و ندید
نمی توان ندید
....
نمی دانم
شاید هم ،
می توان بود و ندید
شاید می توان
دید : بوی سبزه
بوی باران
بوی خاک را
ولی قلبی از شادی پر نکرد
شاید می توان
رقص باد را
نغمه ی پرستوها را
دید ،
ولی
دچار خود بود ،
....
اما من
حس کردم بهار را
در رقص برگها
در نغمه ی کبوترها
در لرزش دست پیرمرد
که یادش همیشه هست ،
با ما
حتی فراتر از ما
کاش می توانستم بهار را فریاد زنم
کاش می شد بهار دردرون ما باشد
چند صباحی است
که دلم تنگ است ،
شاید هم ،
چند وقتی است
که سرم منگ است ،
اما... ،
نمی توان بود و ندید
نمی توان ندید
....
نمی دانم
شاید هم ،
می توان بود و ندید
شاید می توان
دید : بوی سبزه
بوی باران
بوی خاک را
ولی قلبی از شادی پر نکرد
شاید می توان
رقص باد را
نغمه ی پرستوها را
دید ،
ولی
دچار خود بود ،
....
اما من
حس کردم بهار را
در رقص برگها
در نغمه ی کبوترها
در لرزش دست پیرمرد
که یادش همیشه هست ،
با ما
حتی فراتر از ما
کاش می توانستم بهار را فریاد زنم
کاش می شد بهار دردرون ما باشد
۱۳۸۳/۱/۷
چهگونه فارسی ببینیم ؟
و اما در فوايد مشاهده کردن سايت به زبان مادري سخن بسيار رفته است و ناقلان اخبار و ... گفتهاند که زبان مادري چيز ديگري است ، براي همين من هم سعي کردم که سايتم به زبان مادري هشتاد و هفت و نيم درصد مردم جهان باشد تا ديگر مشکلي در اين زمينه نداشته باشند.زبانهاي ساپورت شده را ميتوانيد در منوي پايين مشاهده کنيد و اما در باره زبان فارسي: مشکل اين زبان به آن جا بر ميگردد که از ابتدا خيلي چيزها را قبول نکرديم و بعد هم هر کسي يک جوري فارسي را ويندوز چپاند و حالا به تعداد افراد فارسي زبان بر روي اينترنت فونت فارسي وجود دارد.و اما کدام يکي را استفاده کنيم ؟
اولا اين که فارسي را که ما انتخاب ميکنيم عربي ميباشد که براي ما فارسي کردند ولي يک سري چيزها را در نظر نگرفتند ، مثلا اين که ما يک نوع ي داريم ولي آنها دو نوع و ما حروف پ ژ چ گ داريم و آنها ندارند
حالا چه گونه تشخيص دهيم که فارسي بر روي دستگاه ما درست نصب شده است يا نه ؟
ابتدا اگر روي کيبوردتان فارسي پرينت شده است ببينيد که ژ را بايد با علامت | بزنيد و پ را با علامت ~ و اگر جاي اينها اشتباه است بايد تصحيح شوند ، و همين طور براي نوشتن مينويسم در عوض مي نويسم (به فاصله توجه کنيد) بايد اين عمل با گرفتن شيفت + اسپيس بار انجام شود بعد از تايپ کلمه مي ، اگر اين تنظيمات در سيستم شما درست است، شما فارسي را به طور کامل بر روي سيستم خود داريد ، در غير اين صورت بايد تغييراتي دهيد که در مقاله اي که در قسمت کانتنت مينويسم توضيح ميدهم
با عرض پوزش اگر فعلا پ و چ و ژ و گ را چپندر قيچي ميبينيد
اولا اين که فارسي را که ما انتخاب ميکنيم عربي ميباشد که براي ما فارسي کردند ولي يک سري چيزها را در نظر نگرفتند ، مثلا اين که ما يک نوع ي داريم ولي آنها دو نوع و ما حروف پ ژ چ گ داريم و آنها ندارند
حالا چه گونه تشخيص دهيم که فارسي بر روي دستگاه ما درست نصب شده است يا نه ؟
ابتدا اگر روي کيبوردتان فارسي پرينت شده است ببينيد که ژ را بايد با علامت | بزنيد و پ را با علامت ~ و اگر جاي اينها اشتباه است بايد تصحيح شوند ، و همين طور براي نوشتن مينويسم در عوض مي نويسم (به فاصله توجه کنيد) بايد اين عمل با گرفتن شيفت + اسپيس بار انجام شود بعد از تايپ کلمه مي ، اگر اين تنظيمات در سيستم شما درست است، شما فارسي را به طور کامل بر روي سيستم خود داريد ، در غير اين صورت بايد تغييراتي دهيد که در مقاله اي که در قسمت کانتنت مينويسم توضيح ميدهم
با عرض پوزش اگر فعلا پ و چ و ژ و گ را چپندر قيچي ميبينيد
من و 2درهبازی
يه خبر خوش براي آنهايي که منتظر عکس بودند
يک سورس پيدا کردم که هماني هست که من ميخواهم يعني اين که ميتوانيد گالري عکس تعريف کنيد توش و عکسهايتان را بالاگذاري کنيد و مهمتر اين که عکسهاي من را ميتوانيد پايين گذاري کنيد که فکر کنم از اين يکي خيلي خوشتان بياد
يک سورس پيدا کردم که هماني هست که من ميخواهم يعني اين که ميتوانيد گالري عکس تعريف کنيد توش و عکسهايتان را بالاگذاري کنيد و مهمتر اين که عکسهاي من را ميتوانيد پايين گذاري کنيد که فکر کنم از اين يکي خيلي خوشتان بياد
اشتراک در:
پستها (Atom)