۱۳۸۳/۹/۱۸

چشمانش

کاش بتوانم چشمانش را به خاطر بياورم
کاش بتوانم اندوهم را ز او پنهان کنم
کاش بتوانم اندکي در کنار او
سکوت ساکت زندگي پر هياهو را بشنوم
کاش مي‌شد مرهمي شود براي من
که از خستگي‌‌هاي زمانه، اندکي گر تلخ کامي
شد نصيبم، پايدار مانم در اين راه
به اميد آن که روزي ز روزها
باشم در کنارش، باز هم خيره بر چشمانش

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر