دسته‌بندی

برچسب ‘yalda’

یلدا

دی ۵م, ۱۳۸۶

برگزار کردن یلدا آن هم در شهری که خیلی از مردمش توی فکر جشنهای دیگرشان هستند خیلی چیز جالبی از آب در می آید، جالب تر از آن اینه که اگر بفهمی که یلدایی که داری برگزار می کنی توسط یک عده دیگر هم داره برگزار می شه که نه ایرانی هستند نه به فارسی حرف می زنند و نه اصلا می دانند یلدا چیه و از کجا آمده ولی برگزارش می کنند، این عده که به نظر من کار بسیار جالبی هم می کنند وب سایتی دارند به نام فانوس جادویی و بدی قضیه اینه که اصلا هیچ اطلاعی درباره ی اینکه چنین جشنی در ایران باستان برگزار می شده و ایرانیان هنوز هم این جشن را می گیرند ندارند که یکی از نشانه های کم کاری ایرانیان در زمینه ی فرهنگی اشانه، به جای این که دنبال شناساندن فرهنگ ایران و ایرانی به بقیه باشیم و بتوانیم تصویر مثبتی از خودمان توی دنیا نمایش بدهیم دنبال این هستیم که چه جوری یک پارتی برگزار کنیم و چه جوری تمام بلیتهای یک کنسرت را بفروشیم و چه جوری پولی از هموطنانمان به جیب بزنیم، اینها چیزهایی هستش که همه اتان اگر کمی با کارهای فرهنگی ایرانیان خارج آشنا باشید باهاش درگیرید.

سایت فانوس جادویی، (ترجمه رسمی اش می شود فانوس اسرارآمیز) طبق گفته ی برگزارکننده اش که در اخبار صبح گفت هدفش جشن گرفتن بلندترین شب سال و پیروزی نور بر تاریکی هستش (دراز شدن روز در مقابل شب) و تنها حرکتی که می کنند روشن کردن و ساختن فانوسهای دست ساز و فرستادن به هوای آنهاست، ایده ی بسیار جالبی است و کلی هم مفرح، فرصت نشد که امسال شرکت کنم در این برنامه ولی به نظر من وظیفهی تشکلهای دانشجویی مانند کلوب ایرانیان اس اف یو و یوبی سی هستش که برای شناختن فرهنگ ایرانیان، حداقل در این راه گام بردارند و به همکاری با فانوس جادویی سالهای دیگر این مراسم را بزرگتر و بهتر برگزار کنند.sls_splash یلدا general

البته این مراسم در وبلاگستان حال و هوای دیگری داشت و دارد، هر ساله به رسم بیدار ماندن شب یلدا و برای سرگرمی نویسندگان وبلاگ و خوانندگان آن بازی هایی راه می افتاده که امسال هم بازی راه افتاده بازی ای است به نام بازی گیکی و از من توسط دوستان برگری و میلادی خودم دعوت شده که شرکت کنم.

برای شرکت باید ۵ تا از آرزوهای گیکی خودم را بنویسم (البته با کمی جنبه ی طنز) ، اولا بنده نه گیک هستم نه آرزو دارم ، همه اش امیده ولی خوب صرف بازی کردن هم که شده این ۵ تا را از ما داشته باشید

  1. شرایطی را تصور کنید که هیچی نه کپی راست داشته باشه نه کپی چپ، بسیار دنیای باحالی خواهد شد و همه با همه چیز خوش خواهند بود و دیگر کسی نباید دنبال داونلودغیرقانونی بگردد و تازه نویسنده نه تنها از شما پول نمی گیرند برای دیدن ، شنیدن و یا خواندن تولیداتشان به شما پول هم می دهد
  2. دوست داشتم جوری باشد که انسانها بتوانند انتخاب کنند که تو چه زمانی زندگی کنند ولی نتوانند از زمانی به زمان دیگر تغییر زمان بدهند
  3. زمانه ای می شد که هر چیزی را که تصورش را می کردید خودش نوشته می شد یا تبدیل به یک نرم افزار می شد و شما تنها وظیفه ی فکر کردنش را داشتید و هر چی بهتر فکر می کردید نتیجه بهتری می گرفتید
  4. و آخر کار هم دوست داشتم جوری باشه که هر کسی برای خودش یک چیزی داشته باشه، یک فیس بوک، یک ارکات، یک خانه، یک دنیا که خودش درباره همه شرایطش تصمیم بگیره و خودش هم توش زندگی کنه، و …

اگر هم دعوتی باشه من دعوت می کنم از دوستانی که دعوت نشدند و این نوشته را می خوانند و دستی در نوشتن دارند بنویسند و به من هم خبر بدهند که آرزوهایشان چیه

عمومی , , , , , , , , , , , , , ,



بازی بازی با یلدا هم بازی ؟

دی ۳م, ۱۳۸۵

حتما در زندگی‌اتان برایتان وضعیتهایی پیش‌ آمده که برای رسیدن به هدف و یا ایجاد توجه در دیگران برای کار خود از نام بزرگان استفاده کرده باشید، ولی تا حالا فکر نمی‌کردم بتوان نام یک رسم قدیمی را بر یک بازی نامید، آن هم بازی‌ای که به نظر من ربط زیادی به نامش ندارد، وقتی که نام یلدا به میان می‌آید، ایرانیان به یاد بلندترین شب سال می‌افتند، شبی که برای فرار از سیاهی آن در کنار هم می‌نشینند و میوه می‌خورند و حرف می‌زنند، شبی که برای در کنار هم بودن فال حافظ می‌گیرند و شاهنامه می خوانند، از گذشته‌های خود یادی به میان می‌آورند، از رستم‌ها و افراسیابها، از گردآفریدها و سیاوشها، از زالها و رودابه‌ها و …
بازی‌ای به نام یلدا بیشتر از این که سخن از احوالات شخصی به میان بیاورد، بیشتر به نظر می‌رسد که باید درباره‌ی به رخ کشیدن داستانهایمان درباره‌ی گذشته‌ها‌ باشد و با مقایسه‌ی توانایی‌امان در سرگرم کردن دیگران با داستانها همان فلسفه‌ی یلدا را پیاده کنیم.
ولیکن اکنون بازی‌ای با نام یلدا در وبلاگستان پارسی به راه افتاده که بیشتر بازی‌ای می‌ماند تا یلدایی و به نظر می‌رسد که به خاطر علاقه‌ی شخصی ایجاد کننده‌اش به یلدا، این‌گونه نام گرفته است ، برای خواندن قوانینش می‌توانید این صفحه را ببینید.
به دعوت دوست زیر خط عزیزم و به احترام همه‌ی کسانی که این بازی را بازی کرده‌اند و به من رسیده من هم این بازی را انجام می‌دهم.

و اما قسمت سخت بازی که ۵ خصوصیت من که شما شاید ندانید :

  1. دندانپزشک را وقتی دوست دارم که کارش تمام شده باشد وگرنه خیلی هم آدم ترسناکیه برایم
  2. همیشه روز اول مدرسه‌ام راخیلی دوست داشتم ودوست دارم که معلممان را ببینم
  3. خیلی‌ها برای من هیچ وقت نمرده‌اند، حتی آنهایی که قبر هم برایشان کندند ( این )
  4. خیلی‌ وقتها می‌شه با یک لیوان آب یک روز را سر کرده باشم
  5. اگر از غذایی هم خوشم نیاد حتما آشپزش بلد نبوده که غذا بپزه وگرنه من که خوش سلیقه و خوش غذام

و آن ۵ نفری که من معرفی می‌کنم که بنویسن ( البته با اجازه ما کردیمش ۷ تا که سریعتر پخش بشه ) :

  1. گناهکار
  2. بلاگنوشت
  3. مانی
  4. بدرقه
  5. ما اینیم
  6. دروغ چرا تا قبر آ‌آ‌آ
  7. دنیای ای اف تی

راستی جشن سده در پیش است، جشن آتش، شاید بتوانیم بازی‌ای که هم درخور آن باشد و هم دربردارنده‌ی همان فلسفه را راه بیاندازیم، نظری ندارید ؟

شیدا دات کام, عمومی , , , , ,

شب یلدا مبارک

آذر ۳۰م, ۱۳۸۳

شب یلدا یا به قول دیگران شب چله مبارکتان باشه، یادتان نره امشب حتما فال حافظ بگیرید، شاهنامه بخوانید و از همه مهمتر به پای صحبت بزرگهای فامیلتان بنشینید و از قدیم ندیمها گوش کنید وقتی که مجبور بودند هندوانه را برای ۳ ماه تمام در زیرزمین خانه‌اشان نگهداری کنند و بعد با نیت گرمایی بسیار پس از آغازین روز سرمای زمستانی آن را باز می‌کردند، وقتی که مجبور بودند دیگر میوه‌ها را در زیر خاک چال کنند تا یلدا روزی آن را از زیر خاک بیرون آورده و زیر کرسی با خانواده میل کنند.
امیدوارم امسال هر نیتی که کردید برآورده بشود و امیدوارم که فالی بهتر از فال من بیاورید،‌ فال من این بود :
سمن بویان غبار غم ، چو بنشینند بنشانند
پری رویان قرار از دل ، چو بستیزند بستانند
بعمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر ، چو برخیزند بنشانند

حافظ, شعر, عمومی , , , , , , , , , , ,