May 11, 2006 at 11:15 pm
پس از سالها دربهدری امروز دل را به دریا زدیم و برای بازدیدکنندگان سایتمان ارزش قایل شدیم ( ارزش بیشتر بابا ) و از هاست ۲۰ مگابایتی به ۲۰۰ مگابایتی ارتقا دادیم، البته این برای فضا نبود و تنها برای اضافه کردن پهنای باند بود، حالا فکر میکنید این ۲۰۰ مگابایت چه قدر پهنای باند داشته باشه خوبه ؟ همهاش ۵ گیگ، امیدوارم که به این زودیها تمام هم نشه چون که دیگه پولی در بساط نیست و کفگیر هم ته دیگ خورده.
امروز به یک اثر اجتماعی برای درست کردن فرهنگها پی بردم، حتما اسم رامین جهانبگلو را شنیدهاید، یک زندانی در ایران که استاد دانشگاه بوده و … ، حالا من این اطلاعات را از کجا به دست آوردم میتوانید از ویکیپدیای او دیدن کنید که نمونهی بارز تلاش انسانها برای گسترش وسعت دانششان است، فکر میکنید چند سال طول بکشه تا نام او در فرهنگنامههایی مانند Britanica بیاد ؟ اصلا فکر میکنید بیاد ؟
September 5, 2005 at 12:36 am
خدا نکند که کارتان گیر این دیوصفتان بیفتد و کارتان یک جایی گیرشان باشد که تا آنجایی که بتوانند از شما استفاده میکنند و موقعی که منافعشان تامین است شما را در مییابند و هنگامی که دیگر ارزشی برای آنها ندارید نه تنها شما را به خاطر نمیآورند و به سادگی از شما علت مزاحم شدنتان را میپرسند، اینها را میشد از سخنان یکی از دوستان که به هنگام مهاجرت به کشوری دیگر متوجه شد که در مدح و ستایش کارفرمایش میگفت، امروز هم صحنهای مشابه برای من در آموزش دانشگاه پیش آمد که متوجه شدم با چه آدمهایی در این جامعه طرفم و متوجه شدم که چرا اینها اینقدر به خودشان زحمت میدهند تا مغزها فرار ننمایند ولی نمیتوانند. چرا که هرکار کنی هنگامی که در طویلهای بزرگ زندگی میکنی به هرحال یک بار لگدی از حیوانات آن طویله خواهی خورد و در ایران با این همه امتیاز و سازمان و جوانان و . . . که اعلام واگذاری را مینمایند در آخر تعدادی بسیارتر از پیش میروند و به امید زندگیای که در میان انسانها و نه در میان انسانهای حیواننما و یا حیوانهای انسان نما باشند میگردند. در دانشگاه ما شما حق این را ندارید که برای دو بار درخواست نمرات خود را بکنید و این از آنجا ناشی میشود که یک حیوان خوشپشم و مو پشت میز نشسته و به راحتی میگوید سیستم ما خراب است و بعدا با سماجتهای من میگوید تنها یکبار میتوانی نمرات خود را بگیری و نمیتواند اطلاعیهی دم در آغل خود را بخواند (احتمالا چند بار سعی کرده با پوزهی مبارک آن را پایین بکشد و نوش جان کند ولی قدش نرسیده) و مشاهده نماید که با بخشنامهی وزارت پرورش گوسفندان فربه ( همان آموزش عالی) دانشجو میتواند به هر تعدادی که لازم باشد نمرات خود را درخواست نماید، حالا فردا میخواهم بروم با رییس گله صحبت کنم، نمیدانم کارم درست میشود یا نه ولی امروز به عینه درک کردم چرا خیلیها به آب و آتش میزنند تا ایران را با همهی علاقهای که دارند ترک کنند و در دیار غربت سر به بالین بگذارند، چون که در اینجا برای هیچ چیزت ارزش قایل نیستند و نمیدانند با ندادن ریزنمرات من میتوانند سرنوشت من را برای یک عمرعوض کنند، زندگی و زمان گذشته شده برایشان اهمیت ندارد و همینهاست که در همهجای دنیا دارای اهمیت است.
ادامهی نوشته »
May 29, 2005 at 10:19 pm
باز هم تغییرات در شیدا، این دفعه این تغییرات زیاد محسوس نیستند و تنها برای بازدیدکنندگان همیشگی شاید هویدا شده باشند و تا کنون متوجه آنها شدهاید، اجازه بدهید به ترتیب زمانی برای شما شرح دهم.
۱- تغییر Favourite Weblogs بود که یک باگ کوچک داشت و آن هم عبارت بود از این که در هنگام update
شدن بلاگهای مختلف روز را در محاسبهی میزان زمان گذرانده به میان نیاورده بودم و برای همین با اشکال در نمایش وبلاگهای آپ دیت شده مواجه میشدید.
۲- استفاده از متدهای AuthoTheme برای نمایش لینک RSS در بالای صفحه بود، شاید ندانید AuthoTheme چیه، اگر نمیدانید من به
اختصار بهتان میگم که یک پروژهی open source (در کنار یک پروژهی تجاری) برای ساده کردن طراحی سایتهای با موتور تولید سایت php-nuke میباشد، برای اطلاعات بیشتر میتوانید به این آدرس مراجعه کنید. حالا مهمیاش چیه، شاید بگویید یک لینک که ارزش این حرفها را ندارد ولی نکتهاش در این است که من مجبور شدم تقریبا از کل AuthoTheme سر در بیاورم تا متوجه شوم چی به چیه و حالا هر کار بخواهم به راحتی میتوانم باهاش بکنم ۳- اگر گذرتان به جز صفحهی آغازین شیدا به صفحات دیگر آن (از قبیل http://sheida.com/article78.html )که به اصطلاح یک پست از شیدا را در بر میگیرد افتاده
بود با چهرهی نا زیبای آن مواجه میشدید که در سمت راست عبارت بود از یک بلاک برای صفحهی اصلی و دیگری بلاکی برای رای دادن به آن مقالهی خاص و . . . که پس از بررسیهای بسیار، این بار هم با همان AuthoTheme توانستم بلاک صفحهی اصلی را به راحتی بردارم (البته وقتی برداشته شد راحت شد)
راستی مثل اینکه امسال هم همایش موسیقی دانشگاه علم و صنعت برگزار شده بود، من که نتوانستم بروم، اتفاقا همان روزی برگزار شده بود که در دانشگاه تهران بنا بر اخباری جشن خوردادگان را گرامی میداشتند و از شانس من هیچ کدام را نتوانستم بروم؛
اگر خواستید میتوانید از اینجا (بلاگ شخصی یکی از نوازندگان حاضر در همایش) اطلاعات بیشتری دربارهی چون برگزاری همایش بیابید.
ادامهی نوشته »