در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

شیدا

دگرگونی‌ داخلی ؟ و کمی قدردانی

خرداد ۳۰, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۴ ب.ظ

از وقتی که من به این سایت سر می‌زدم، تغییرات زیادی تو سایت ایرانیان اس اف یو دیدم، دست آنهایی که این کارها را کردند درد نکند، کسی اگر ازشان تشکر نمی‌کند ما به عنوان یکی از بچه‌هایی که آنجا درس می‌خوانیم تشکر می‌کنیم، معمولا این تشکرها بعد از این که دوره‌ی کار افراد تمام می‌شود انجام می‌شود، ولی از شواهدی که برمی‌آید وب‌مستر بچه‌های اس اف یو آی سی دیگر قادر به ادامه همکاری نیستش. این را می‌توانید از آخرین پستی که تو سایتشان آمده ببینید، نوشته‌ی فردی است با نام mmoezi در صورتی که قبلی‌ها نوشته‌ی SFU Iranian Club بوده. نوشته‌ی آخر دسته بندی شده در قسمت uncategorized‌ هست در صورتی که از وبمستر قبلی بعید بود پستی را پست کند و در یک دسته‌بندی مناسب نگذارد، آن هم با فونت بزرگ و آبی وسط صفحه، و حتی یادش برود برای مطلبش یک title مناسب انتخاب کند جوری که وقتی که توی فید وبسایت می‌بینید (در سمت چپ سایت هم می‌توانید ببینید با عنوان در ونکوور چه می‌گذرد) عنوان untitled داشته باشد.
اولین پستم درباره سایت اس اف یو آی سی را خوب یادمه، کلی ازش ایراد گرفته بودم و یادمه بعد از نوشته‌های من بود که فید آر اس اس به سایت اضافه شد و از آن موقع بود که بوی تحول به مشام می‌رسید، امروز که سایت اس اف یو آی سی را می‌بینم می‌توانم بهش به عنوان یک دانشجوی ایرانی اس اف یو ببالم (حالا شاید افتخار نکنم ولی بالیدن را می‌کنم) سایتی که بر پایه‌ی وردپرس راه‌اندازی شده، فارسی‌سازی شده، گالری باحالش هم می‌تواند کلی به ملت حال بده و عکسهایشان را ببینند که به نظر من یکی از بهترین گالری‌های موجوده.
امیدوارم باز هم با عوض شدن وبمستر سایت شاهد تحولات عظیم‌تری تو سایت باشیم، شاید آدم بعدی که بیاد سایت را وب ۲/۰ ای بکند و همه دوستان ایرانی اس اف یویی خودشان را پیدا کنند و پروفایل بسازند و بعدش هم کلی ازش سود ببرند. شاید هم پلتفرمی بتوان راه انداخت برای همه‌ی دانشگاههای خارجی و داخلی که کاربران را به هم مرتبط کند.
مشکلات زیادی جلوی پای دانشجویان ایرانی اس اف یو هستش، البته درباره‌ی سایت، چون هنوز اگر به whois سایت نگاه کنید می‌توانید متوجه شوید که سایت هنوز در دست یکی از اولین بنیانگذارانش هست و هر موقع که اراده کند می‌تواند دی ان اسهای سایت را عوض کند و به هر نحوی که خواست ازش استفاده کند. مشکلی که به راحتی هم حل شدنی نیست و ممکن است روزی همه‌ی اطلاعات و زحمات دوستانی را که روی سایت کار کردند را به باد بدهد.
راستی فکر نکنم وبمستر قبلی تجربه‌ی نزدیک به ۱۰۰۰ بازدید در یک روز از سایتهای تحت فرماند‌هی‌اش داشته باشد، چیزی که شاید یک روزی در رزومه‌اش بهش افتخار کند (:-D). حداقل سایت جوری طراحی شده بود که زیر این همه (:-O) بار پایین نیاید. (عکسش را آن پایین می‌گذارم که ببینید)
به هر حال برای نفر بعدی که هنوز نمی‌دانیم کیست هم امید موفقیت داریم و امیدوارم قبلا این پستهای من را درباره‌ی اس اف یو آی سی بخواند که بداند از چی به چی رسیده و برایش روزانه حداقل ۱۰۰۰ بازدید کننده آرزومندیم.

۱۰۰۰ بازدیدکننده
آخرین پست

دسته : وب comments کامنت (۲)

او هم آمد

مهر ۲۰, ۱۳۸۵ at ۹:۵۶ ق.ظ

یکی دیگر از مغزهای ایرانی هم از ایران فرار کرد، و نیامده در بلاد غرب وبلاگی راه انداخته در بلاگ اسپات وعکس دانشگاهش را هم انداخته که همه دلشان بسوزه، آقارضا فرارت را از ایران به عنوان یک مغز گنده‌ی نرم‌افزاری تبریک می‌گویم و امیدوارم همه دوستانمان یکی یکی از ایران بیایند و ادامه تحصیلشان را در یکی از کشورهای پیشرفته (تر ؟ ) بدهند، راستی یک خبر خوش هم به امید خدا از همین دست خبرها در نزدیکی بهتان خواهم داد، حتما حدس زده‌اید کدام یکی از دوستان را می‌گویم که او هم دارد به جمع مغزهای فراری می‌پیوندد ؟

هجده تیر از یادمان نمی‌رود

تیر ۱۹, ۱۳۸۵ at ۷:۱۰ ق.ظ

۷ سال پیش چنین روزی ما جشن تولد دوستی را جشن می‌گرفتیم که خودش هم بعد از یک سال راهی دیار غربت شد و در کانادا دانشجو شد و نماند که در ایران دانشجو شود، دانشجویی که پس از ۶ سال به ایران برگشته و تولدش را در ایران جشن می‌گیرد (البته که جای ما را خالی می‌کند حتما)، تولدی که با خاطره‌ی ۱۸ تیر عجین شد و هربار که می‌خواهیم تولد او را تبریک بگوییم، یاد پل گیشا و چهارراه امیرآباد می‌افتیم که هنگام برگشت از جشنش دیدیم، تا آن زمان این همه نیروی امنیتی من ندیده بودم، البته آن موقع هم من دانشجو نشده بودم و چیزی از دانشگاه نمی‌دانستم، الانش هم چیز زیادی نمی‌دانم، آن شب فکر نمی‌کردم اتفاقی در حال رخ دادن باشد که تا سده‌ها ازش یاد کنند، آثارش در همه‌جای دنیا پراکنده شود، منظورم دانشجویان فراری‌ای است که از ایران فرار کردند و الان در ترکیه، دوبی، کانادا، آمریکا و … زندگی می‌کنند، اتفاقات می‌آیند و می‌روند و تنها ماییم که نظاره‌گر آنهاییم.
در ونکوور نشریات ایرانی زیاد است و تعدادی از آنها هم به چاپ نامه‌های دانشجویان آن زمان پرداخته‌اند، دانشجویانی که دیگر در کشور خود حق زندگی ندارند و آواره‌اند، این مطلب هم بهانه‌اش نامه‌ی یکی از آن دانشجویان بود تا از آن واقعه‌ی دلخراش یادی کرده باشیم و البته تولد دوستم، سپندار، را هم تبریک گفته باشم.

چهار شنبه سوری

اسفند ۱۷, ۱۳۸۴ at ۱۱:۳۹ ق.ظ

تا آن‌جایی که من به خاطر دارم و پدرانمان از رسم چهارشنبه سوری برایمان گفتند این به خاطرم مانده که در این شب ایرانیان باستان با روشن کردن آتش بر بالای پشت‌بام ها و یا در کنار درب ورودی خانه فروهر انسانهای فوت شده را به زمین راهنمایی می‌کردند تا از روی این نشانه‌ی پاک راه خانه و کاشانه خود را یافته و در هنگامه‌ی سال نو در کنار زمینیانشان باشند، البته من آن قدر دانایی و دانش ندارم که بتوانم برایتان از راستی این سخن چیزی بگویم ولی بیایید این رسم را بگذارید در کنار رسم امروزه و امسال که از مردم خواسته شده تنها در قسمتهای مشخص شده‌ای از شهر به شادی و آتش افروزی بپردازند، آخر یکی نیست بگوید به اینها که این همه جمعیت اصلا می‌توانند در فرهنگسراها جمع بشوند و یا در پارکها،‌ حالا اگر ورزشگاه آزادی را می‌گفتند یک چیزی ولی تصورش را بفرمایید، دم در فرهنگسرا ایستاده‌ای تا نوبتت بشود و بروی داخل و از آن‌جا هم باید باز در نوبت وایسی تا از روی آتش بپری تازه اگر مثل ما ۳ بار بخواهی بپری که حتما به دلیل اختالال در نظم عمومی می‌گیرندتان و باید برای این کار ۳ بار در صف وایسی، تازه از همه مهمتر روان درگذشتگانت را که دارند می‌آیند به سوی زمین را باید از محل فرهنگسرا redirect کنی به خانه‌ات یعنی آمدند بهشان می‌گی حالا می‌ری ۳ کوچه بالا در سبزه طبقه سوم خانه‌ ماست بشین تا بیام.
اصلا این جوری مراسم شب چهارشنبه سوری را هم برگزار کردن حالی می‌دهد ها، می‌گم بیاییم امسال امتحانش کنیم، نظر شما چیه، شاید یه دفعه‌ای وصل شد به شب سال نو.بعضی‌ از دوستان را هم دیدم که در اقدامی خداپسندانه ( و نه اهورامزدا پسندانه) به گوگل ایمیلی می‌زنند که نوروز را در صفحه‌ی اصلی سایتش بگذارد، آخه بابا اولا این که متن از لحاظ گرامری مشکل داشته، دوما به help گوگل می‌فرستند که در این موارد هیچ‌کاره است، سوما ما که چین نیستیم که با داشتن رابطه‌ی تجاری با ما بخواهد ایرانیان را از استفاده کردن از گوگل راضی نگه‌دارد، چهارما دیدین گفتم خداپسندانه بوده.این ۵ شنبه هم مراسم انتخابات کانون دانشجویان زرتشتی بر پا شد، ببینیم کیا انتخاب شدند و به IT اهمیت می‌دهند و این سایتشان را up می‌کنند یا نه، تا این درست نشده شما می‌توانید از گروه یاهوشان استفاده کنید.

این موبلاگ ما هم فعلا رو هواست،‌ نمی‌دانم این گوگل چه مرگیش شده،‌اولا از ایمیلهای غیره مثل mail@sheida.com را ترتیب اثر نمی‌ده یعنی برایشان ایمیلی نمی‌زنه که حالا بروید و حالش را ببرید،‌ثانیا برای ایمیلهای گوگل هم مشکل ایجاد کرده و می‌گه که Blogger does not accept application/octet-stream files ولی وقتی از یاهو برایش ایمیل می‌زنی قشنگ جوابت را می‌ده و وبلاگت را up می‌کنه.

از yahoo photos هم برای share کردن عکسها به صورت private دست برداشتم و از حالا می‌توانید عکسها را در آدرس www.sheida.com/image ببینید که با استفاده از beanpix.com کار می‌کنه و اجازه مشاهده عکسها تا ۸۰۰ پیکسل را می‌ده ولی یاهو حداکثر تا ۴۰۰ پیکسل را اجازه می‌داد.

Iranian Zoroastrian Sites

مهر ۲۸, ۱۳۸۴ at ۱:۱۳ ق.ظ

خیلی ناراحت شدم وقتی صفحه‌ی جدید سایت امرداد را دیدم، شما هم می‌توانید نگاهی بهش بیاندازید، همان phpnuke خودمان است که در کنار یک phpBB دارد به فعالیت می‌پردازد و برای ایرانیان و پارسیان امید داشته که بتواند محیطی صمیمی را معرفی کند تا پارسیان بتواند در کنار یکدیگر به بحث و تبادل نظر درباره‌ی ایشان ودین قدیمی آنها یعنی زرتشتی بپردازند ولی اگر سردر اصلی این سایت را مشاهده کنید نوشته آدرس پروکسی‌های جدید که اصلا در شان ومنزلت هم‌چنین سایتی نمی‌باشد به چشم می‌خورد و درforum هایش که نگاهبندازی در کنار عناوینی که حکایت از آثار باستانی ایرانی و آثارنوشتاری چون وندیداد واوستا و … به چشم می‌آید، مباحثی مانند آخرین تغییرات دررسیورها را هم می‌توانید مشاهده می‌کنید که اصلا معلوم نیست چه کسی و با چه هدفی در پشت سر آن به ارایه‌ی هم‌چنین topicای در این سایتانداخته است ( که قطعا کسی نیست جز مدیر سایت).
از طرفی همان‌طور که می‌دانید امرداد یکنشریه‌ی فرهنگی اجتماعی زرتشتیان است که به صورت دوهفته نامه چاپ می‌شود و بهمانند تمام دیگر جراید با این تیراژ پایین و داشتن مخاطبان خاص درگیر مسایل مالی هست و در ورود به سایت شما را ترغیب به آبونمان کردن خود می‌کند در صورتی که نسخه‌ی pdf آن را به صورت رایگان در اختیار شما می‌گذارد.
از طرفی در درون سایت امرداد می‌توانید مشاهده کنید که برای دسترسی به بخشهایی از آن نیاز به نام‌نویسی از قبل در سایت ( البته رایگان ) دارید در صورتی که
برای دسترسی به دوهفته‌نامه که به صورت بسیار ابتدایی و به صورت pdf تهیه شده است هیچ نیازی به ثبت نام در این تارنما ( همان سایت است‌) ندارید، فکر نمی‌کنید مسیول راه‌اندازی و پشتیبانی این سایت در ابتدا با استفاده از phpnuke بسیار پز در کرده که من این کردم و آن کردم و حالا برای نوشتن یک module
ساده که بتواند مانند module اخبار اطلاعات را به صورتHTML و به صورتی که بتوان از آنها بهتر از این حالتاستفاده کرد ( از لحاظ index شدن مطالب در گوگل و ازطرفی قابلیت لینک دادن به مطالب دو‌هفته نامه و … ) درمانده است و تنها به عوض کردن ظاهر سایت بسنده کرده است.
جالب تر از همه این است که شما در صفحه‌ی اول سایت هیچ اطلاعی از آخرین مطالب منتشر
شده در امرداد نمی‌یابید و تنها با صحنه‌های جالبی چشمانتان آشنا می‌شود و آن هم باز به علت درست استفاده نکردن ازphpnuke است و آن هم دیدن مقاله‌ی “آموزش هک و کرک” و “آمادگی در برابر زلزله” زیر نام آخرین نسک‌ها (سمت راست پایین صفحه)، من که نمی‌دانم “هک و کرک” و یا “آمادگی در برابر زلزله” چه ارتباطی به نسک دارد ولی می‌توانم بهتان ب‌گویم این ارتباط از کجا ناشی شده است، از آن‌جا که درphpnuke یک module ( بخش ) وجود دارد که به شما اجازه‌ی قرار دادن مطالب و یا فایلها را می‌دهد که آن را downloads نامیده است ( در شیدا هم می‌توانید در این قسمت آن را مشاهده کنید) و خیلی کودکانه برای سر هم بندی سایت اسم آن را عوض کرده‌اند و “آخرین نسک‌ها” گذاشته‌اند در صورتی که بعدها که مطالب بعدی اضافه شده است و چون نتوانستند از یک بخش (module) دیگر استفاده کنند شاهد این‌گونه اشتباهات هستیم.
حالا این امرداد که در میان همه‌ی سایتهای زرتشتی که دارای پشتیبانی ارگانی در ایرانند از همه بهتر است، حداقل روسایشان این‌قدر عقلشان رسیده است که سایت باید محتوی دینامیک داشته باشد و از یک راه‌حل آماده استفاده کرده‌اند که همانا phpnuke بوده ولی سایتهایی مانند کانون دانشجویان زرتشتی که از نامشان برمی‌آید بسیار کار‌آمد و بسیار کوشا باشند تنها چند صفحه‌ی HTML است و اگر در لحظه‌ی مشاهده‌ی شما صفحه را تغییر نداده باشند به صورت بسیار ناشیانه‌ای بسیار بزرگتر از محیط قابل دیدن در پنجره FireFox و هم‌چنین IE، حالا باز این خوب است تا به یاد دارم داخل سالن خسروی یک تبلیغی زده برای سایت انجمن زرتشتیان تهران به آدرس
(ضایع) www.t-z-a.org که با رفتن به آن‌جا مشاهده می‌کنید که سازنده‌ی صفحه‌ی under construction زحمت عوض کردن title و یا حتی دادن یک ایمیل را به خودش نداده است.
نمی‌دانم کی ولی مثل این که ایرانیان هیچ‌گاه یاد نخواهند گرفت از تکنولوژی چگونه و چرا و برای چه استفاده کنند، برای اطلاع رسانی سریعتر، برای درآمد زایی بیشتر، برای ارتقا‌ی سطح دانش دیگران و . . . و نه برای داشتن آن و کم نیاوردن در مقابل دیگران و نه …

راستی زده به سرم و می‌خواهم گاتها را به صورت یک module برای phpnuke دربیاورم و آرام آرام شروع به اتمامش کنم فقط نمی‌دانم به پایان می‌رسانمش یا نه ؟‌ اگه کسی اطلاعی دارد که این کار در صورتهای دیگر انجام شده یا نه و اگر مایل به همکاری با من بود یک خبر کوچک به من بده ممنون می‌شم.

ادامه‌ی نوشته »

Me and Zoroastor

آذر ۲۷, ۱۳۸۳ at ۱۲:۴۱ ق.ظ

باز هم ایده‌های من و آن‌طوری که می‌خواستم اجرا نشدن این دفعه دیگر گفته بودم که کاری ندارد برای من که بتوانم با حمایت کانون دانشجویان زرتشتی به یک فعالیت فرهنگی بپردازم،زمانی که فکر کردم کلی از بچه‌ها را می‌شناسم ومی‌توانم که با یاری آنها به فعالیت اصولی خود در این زمینه جنبه عمل بپوشانم ، فعالیتی که فکر کنم در کنار نام کانون بسیار گرانبها می‌باشد، نه این که نام کانون از آن بها بگیرد، نه بلکه کانون در کنار آن از محیطی صرفا تفریحی تبدیل به محیطی آموزشی هم می‌شود، محیطی که دیگر تنها مسایل هماهنگی، نحوه همکاری با دیگران،‌ نحوه مدیریت و برخورد با بقیه را برای تجربه کردن نخواهد داشت، محیط کانون که فاقد از فعالیت‌های آموزشی در راستای اعتلای دانش دانشجویانش بود، تبدیل به محیطی خواهد شد که دانشجویان زرتشتی برای کسب مهارتهای فردی در زمینه دانشگاهی به فعالیت خواهند پرداخت، روشهای نوین تحقیق و جستجو را با یکدیگر تبادل خواهند کرد و برای پیشی گرفتن از یکدیگر در یاری رساندن به هم کوتاهی نخواهند کرد چون می‌دانند که جامعه زرتشتی، جامعه‌ای نبوده که بتواند بدون پشت یکدیگر بودن دوام آورده باشد.
خودمان را گول نزنیم، فعالیتهایی که در کانون انجام می‌شود بسیار برای انسانی که تا حالا در یک محیط بسته درس خوانده ( و شاید هم نخوانده ) و کنکور قبول شده و حالا
می‌خواهد به دلایلی روابط اجتماعی بهتری با دیگر هم‌دینانش داشته باشد و یا بعد از رفتن به دانشگاه تازه می‌فهمد که آش دهن‌سوزی نبوده و حالا فرصت کارهایی را که می‌خواهد بکند و پیدا نمی‌کند در کانون می‌تواند پیدا ‌کند، نیکو و مفید است ولی تا به حال به این فکر کردید که فعالیتهای آموزشی آن تا حالا چه بوده است ؟‌
تا آن‌جایی که من به خاطر دارم مربوط می‌شود به برگزاری کلاسهای دینی برای پیش‌دانشگاهیان ( که خودم هم یک سال همین کار را انجام می‌دادم ) و یا برگزاری کلاس
فتوشاپ، office و . . . ، من که اسم اینها را نمی‌گذارم فعالیت آموزشی دانشجویی.
تنها یادم می‌آید یک فعالیت را که بسیار از آن استقبال کردم وقتی که سال سوم راهنمایی بودم و آن هم برگزاری امتحان ریاضی توسط آرش آذرمی بود که بسیار برای من
جالب بود و یا در ادامه که برگزاری کنکورهای آموزشی مه فکر کنم آخرین دفعه‌ی آن بازمی‌گردد به ۴ - ۵ سال پیش.
شما خودتان را جای یک فرد ناهمدین ما بگذارید وقتی بهش می‌گویی دارم می‌روم کانون دانشجویان زرتشتی، شاید بتوانم به جرات بگویم که بیش از ۸۵ درصدشان به سختی به ذهنشان خواهد رسید که مهم‌ترین کاری که کانون انجام می‌دهد برگزاری جام جان‌باختگان است. شاید بگویید همه‌جای ایران همین است یکی اسمش را گذاشته انجمن حمایت از ایدز و دارد در واردات کامپیوتر فعالیت می‌کند، ولی این که نشد جواب، درست ؟‌
شاید هم من خیلی بیش از این از یک جامعه انتظار دارم، شاید اصلا آدمها طوری آفریده شده‌اند که یک کم بتوانند با هم هم‌کاری کنند و اگر بخواهند زیاد باشد، . . .
خیلی از ایده‌های من ( یا حداقل زمینه علاقه من در کانون ) به باد رفت : ۱- سایت کانون که هنوز که هنوزه راه نیفتاده،‌ با این همه دانشجو فعال در زمینه کامپیوتر در
کانون آخر برای ثبت نام Domain به همراه دبیر محترم همراه شدیم (‌البته منتی و افتخاری برای من بود ) ۲-سی‌دی کلوپ که تنها به ایده‌ای فکر کنم بسنده شد و بسیاری از طرحهای آن که به راحتی قابل اجرا بود به دلیل این که توسط دیگران اجرا شد از بین رفت. ۳- مساله‌ی همایش دانشجویی بود که چشم من آب نمی‌خورد که به یک بحث ساده خاتمه پیدا نکند.
زیاد حرف زدم باقی‌اش باشه برای بعد.

ماه مهر ماه پرمشغلگی

مهر ۲۸, ۱۳۸۳ at ۱۰:۲۹ ب.ظ

چند وقت بود که زیاد وقت نکرده بودم که به sheida سر بزنم، همه‌اش تقصیر خود گناهکارش بود، یک سری از دوستان خبر دارند برای چی‌ این وقفه افتاد و یک سری هم نه،‌ آن سری که نمی‌دانند هم بهشان بگم که چیز زیادی را از دست ندادید.
�یادتان می‌آید درباره‌ی کنفرانس همایش دانشجویی صحبت کرده بودم و کلی در موردش نوشته بودم، از اول مهر کمی جدی شده و آن هم به این دلیل است که من سه چهار
بار که مطرح کردم و با استفاده از حمایتهای دوستانم هرمز و ویستا شانس مطرح شدن را پیدا کرد و الآن در مرحله‌ی بسیار خوبی قرار دارد، همین جا ( تا جای اصلی را که همانا www.zoroastor.org �می‌باشد افتتاح گردد ) اعلام می‌کنیم که هر کی که می‌خواهد با ما همکاری داشته باشد دست گرمش را می‌فشاریم.
البته تبدیل به آن چیزی که من می‌خواستم نشد ولی به هر حال برای سال اول بسیار هم عالی می‌باشد (خوب صد البته در صورتی که با استقبال مواجه شود).
اگر دوست دارید بیشتر درباره کانون دانشجویان زرتشتی و فعالیتهای جنبی آن که کنفرانس دانشجویی یکی از آن فعالیتها می‌باشد بدانید، توصیه می‌کنم به آدرس
http://groups.yahoo.com/group/zoroastor یک سری بزنید، الان حدود ۱۰۳ نفر از بچه‌های زرتشتی عضوش هستند و به راحتی می‌توانید عضوش بشوید و در مورد کانون اطلاعات کسب کنید.

راستی یه نرم‌افزار هم پیدا کردم به اسم Primedius WebTunnel که شما را از proxy رد می‌کند، در نوشتار بعدی نحوه کارش و این که از کجا داونلودش کنید را برایتان می‌نویسم.

ادامه‌ی نوشته »