از وقتی که من به این سایت سر میزدم، تغییرات زیادی تو سایت ایرانیان اس اف یو دیدم، دست آنهایی که این کارها را کردند درد نکند، کسی اگر ازشان تشکر نمیکند ما به عنوان یکی از بچههایی که آنجا درس میخوانیم تشکر میکنیم، معمولا این تشکرها بعد از این که دورهی کار افراد تمام میشود انجام میشود، ولی از شواهدی که برمیآید وبمستر بچههای اس اف یو آی سی دیگر قادر به ادامه همکاری نیستش. این را میتوانید از آخرین پستی که تو سایتشان آمده ببینید، نوشتهی فردی است با نام mmoezi در صورتی که قبلیها نوشتهی SFU Iranian Club بوده. نوشتهی آخر دسته بندی شده در قسمت uncategorized هست در صورتی که از وبمستر قبلی بعید بود پستی را پست کند و در یک دستهبندی مناسب نگذارد، آن هم با فونت بزرگ و آبی وسط صفحه، و حتی یادش برود برای مطلبش یک title مناسب انتخاب کند جوری که وقتی که توی فید وبسایت میبینید (در سمت چپ سایت هم میتوانید ببینید با عنوان در ونکوور چه میگذرد) عنوان untitled داشته باشد.
اولین پستم درباره سایت اس اف یو آی سی را خوب یادمه، کلی ازش ایراد گرفته بودم و یادمه بعد از نوشتههای من بود که فید آر اس اس به سایت اضافه شد و از آن موقع بود که بوی تحول به مشام میرسید، امروز که سایت اس اف یو آی سی را میبینم میتوانم بهش به عنوان یک دانشجوی ایرانی اس اف یو ببالم (حالا شاید افتخار نکنم ولی بالیدن را میکنم) سایتی که بر پایهی وردپرس راهاندازی شده، فارسیسازی شده، گالری باحالش هم میتواند کلی به ملت حال بده و عکسهایشان را ببینند که به نظر من یکی از بهترین گالریهای موجوده.
امیدوارم باز هم با عوض شدن وبمستر سایت شاهد تحولات عظیمتری تو سایت باشیم، شاید آدم بعدی که بیاد سایت را وب ۲.۰ ای بکند و همه دوستان ایرانی اس اف یویی خودشان را پیدا کنند و پروفایل بسازند و بعدش هم کلی ازش سود ببرند. شاید هم پلتفرمی بتوان راه انداخت برای همهی دانشگاههای خارجی و داخلی که کاربران را به هم مرتبط کند.
مشکلات زیادی جلوی پای دانشجویان ایرانی اس اف یو هستش، البته دربارهی سایت، چون هنوز اگر به whois سایت نگاه کنید میتوانید متوجه شوید که سایت هنوز در دست یکی از اولین بنیانگذارانش هست و هر موقع که اراده کند میتواند دی ان اسهای سایت را عوض کند و به هر نحوی که خواست ازش استفاده کند. مشکلی که به راحتی هم حل شدنی نیست و ممکن است روزی همهی اطلاعات و زحمات دوستانی را که روی سایت کار کردند را به باد بدهد.
راستی فکر نکنم وبمستر قبلی تجربهی نزدیک به ۱۰۰۰ بازدید در یک روز از سایتهای تحت فرماندهیاش داشته باشد، چیزی که شاید یک روزی در رزومهاش بهش افتخار کند (:-D). حداقل سایت جوری طراحی شده بود که زیر این همه (:-O) بار پایین نیاید. (عکسش را آن پایین میگذارم که ببینید)
به هر حال برای نفر بعدی که هنوز نمیدانیم کیست هم امید موفقیت داریم و امیدوارم قبلا این پستهای من را دربارهی اس اف یو آی سی بخواند که بداند از چی به چی رسیده و برایش روزانه حداقل ۱۰۰۰ بازدید کننده آرزومندیم.
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
شیدا
دگرگونی داخلی ؟ و کمی قدردانی
از ماست که بر ماست
اصلا فکر نکنید که منظورم همان ضرب المثل معروف بوده چون که بنده منظورم از ماست اولی yogurt بوده و از ماست دومی ماست بوده.
جالبه همین چند وقت پیش نوشتم که دانشجویان خارج از کشور باید در راستای ارتقای دانش فرهنگی دیگران درباره ی ایران بکوشند و از این حرفها و نامی از اس اف یو آی سی هم بردم ولی فکر کنم اگر این گروههای دانشجویی بتوانند گلیم خودشان را از آب بکشند بیرون و سایتشان را سر پا نگه دارند هنر کردند چه برسد به این که فرهنگ را ارتقاع بدهند (سایتشان یک هفته ای می شه که در دسترس نیست)
او هم رفت
پرزیدنتها میآیند و میروند ولی تنها چیزی که ازشان باقی میماند یادشان است.
دیروز یک پرزیدنت جای خودش را به دیگر پرزیدنت کلوب ایرانیان اس اف یو داد، پرزیدنتی که زیاد افتخار همکاری باهاش را نداشتم ولی تا همان قدری که میشناختمش میدانم که پرزیدنت بدون تو کلوب ایرانیان خیلی سرد خواهد بود.
دوستی که آشناییمان نه به خاطر پرزیدنت بودنش شروع شد و نه به خاطر همکلاس بودنمان و نه به خاطر یک فعالیت، و تنها به خاطر یک ایدهی مشترک و نوشتههایی دوست داشتنی.
دوستی که اولین بار دیدارمان اصلا ندانست من کی هستم، فکر نکنم از این گونه انسانها در دنیا زیاد پیدا شوند و مطمینم که کلوب ایرانیان یکی از بهترین یارهایش را از دست داده و امیدوارم که همیشه موفق باشه.
یادم نمیرود اولین بار که جلسهی ایرانیان دانشگاه اس اف یو را شرکت کردم یاد جوگیریهای خودمان موقع دانشجو بودن و شرکت در انجمن علمی دانشکده و دانشگاهمان افتادم، حس خوبیه همه با هم یک کاری میکنند ولی بدیش هم اینه که هر کسی نظری دارد و بدتر این که هر کسی از وارد شدن به این انجمنها یک هدف خاص خود را.
پرزیدنت جدید بدون هیچ رقیبی انتخاب شد، شما بگویید این هم شد رقابت، حداقل یکی را میآوردید که در حد خودتان نبود و با آن رقابت میکردید و میبردید، نایب رییس هم همینگونه انتخاب شد، خودتان دموکراسی ایرانی در این ور آب را هم ببینید، بنده خودم هم که رای دادم دو تا رای دادم، چون نه ثبت نامی بود، نه حتی برگههای رای شماره داشت که بتوانند بشمارند چند نفر رای دادند.
حالا اینها همه به کنار، کم لطفی بسیاری کرد پرزیدنت جدید کلوب ایرانیان اس اف یو ( که از قبل میدانست انتخاب میشه) یک تشکر از کسانی که آمدند و رای دادند و از همه مهمتر از پرزیدنت قبلی هم تشکری نکرد، کاری را که یکی از دانشجویان انجام داد و چه بهتر بود که از طرف پرزیدنت انجام میشد.
به هر حال همیشه کار گروهی ایرانیان یک چیزیش میلنگه، این یکی همه چیش میلنگید.
دو نکته، فکر کنم ایشان دومین نفری بودند که در وبلاگم افتخار معرفیاشان را داشتم، اگر گفتید اولیش کی بوده ؟
دوم هم این که ایشان زیاد از پرزیدنت نام گرفتن هم خوشش نمیآمد ولی چه کنیم که لقبیه که بهش میآید و راحت نیست چیز دیگر صداش کردن.
دانشجویان ونکووری
در این پست
بود که پیشنهاد استفاده از آر اس اس را برای سایت دانشجویان ایرانی اس اف یو داده بودم، امروز زد به سرم و یک فید با استفاده از یاهو پایپ ساختم بدین صورت که مطالب کلوب دانشجویان اس اف یو و یو بی سی را با هم قاطی میکنه و به راحتی میتوانید بفهمید که دانشجویان ونکووری چی در مخشان میگذره، برای استفاده از این فید کافیه این لینک را به فید خوان خودتان اضافه کنید.
البته به جز اس اف یو و یو بی سی هم کالجهای دیگری در ونکوور هستند و اگر دوستانی در آن کالجها میخواهند آدرس فیدشان به این پایپ اضافه شود بنده را مطلع نمایند.
و هنگامی که پرزیدنت خبرنگار میشود
سناریوی اول :
خیلی وقت بود که نوشتههاش را میخواندم و همانطور هم که از نامش وبلاگش برمیآمد از آن وبلاگهایی بود که دربارهی یک موضوع خاص مطلب مینوشتند بود (و چون فکر میکردم که شاید یک روزی برای ادامه تحصیل راهی دیار غربت بشوم از خواندن این دسته وبلاگها که با پرداختن به شرایط زندگی در یک شهر دیگر آدم را آشنا میکند رو آورده بودم)، گذشت و گردش ایام آن گونه شد که ما هم گذرمان به ونکوور افتاد و با پویا آشنا شدم و کم کم فهمیدم ایشان شخص اول کلوب ایرانیان دانشگاه سایمون فریزر میباشند که اینجا بهش میگویند پرزیدنت.
سناریوی دوم :
یکی از کسانی که بنده وبسیاری از شماها به کاریکاتورهایش خندیدم به ونکوور میآید و با جمعی از دوستان به بحث و گفتگو مینشیند، البته اکثر این دوستان دستی در وبلاگ داشتهاند و مینویسند یکی از مهمترین کسانی هم که در آن روز با نیک آهنگ صحبت میکند شخص پرزیدنت میباشد. (برای دانش کامل در این باره میتوانید این را بخوانید) نیکی که از نحوهی نوشتن و موضوع وبلاگ پرزینت آگاه میشود و از طرفی هم وقت زیادی هم نمیشده که از نوشتن در کلاغستون میگذشته برای همین به فکرش میزنه که شاید بشود به جذب پرزیدنت پرداخت.
سناریوی سوم :
و این گونه میشود که از این به بعد در رادیو زمانه بخشی با عنوان از ونکوور چه خبر با نویسندگی پرزیدنت وقت کلوب ایرانیان (پویا علاقهبند) ایجاد میشود و ما را هرچه بیشتر به زمانه خوانی وا میدارد.
راستی فکر میکنید این هم در بحث خریده شدن شرکتهای بزرگ شرکتهای کوچک را بگنجد، یعنی رادیو زمانه برای اینکه رقیبی در امر اطلاع رسانی از ونکوور نداشته باشد دست همکاری به سوی پرزیدنت دراز کرده است و او را به نوعی همکار خود کرده است ؟




