یک چند مدتی هست که حتما شما هم با وبلاگنویسان پزشک آشنا شدید، آخه من نمیدانم تو ایران مریض نداریم که این دکترها اینقدر وقت پیدا میکنند و مطلب مینویسند ؟ یکی از آنهایی که من خیلی وقته میشناسم یک پزشکه، اصلا نمیدانم چند وقت هست که مینویسه، ولی به تازگی پزشکان عزیز زیادی رو به نوشتن آوردند و من چندتاییاشان را از همسایگی باهاشان آشنا شدم؛ این پزشکها هم اینقدر خوش سلیقه هستند که راست آمدند و تو وردپرس مینویسند و همسایههای خوبی برای ما شدند.
یکیاشان که با نام خاطرات روزهای طبابت مینویسد و خاطرات دوران جوانی طبابتش را تعریف میکند که خالی از لطف هم نیست خواندنشان و من حتما توصیه میکنم که این را بخوانید، دوست دیگرمان هم دکتر دیگر یا مزیدی هست، دست به قلم بسیار خوبی دارد و شاید روزی ۳ تا پست میکنه و اینقدر پستهایش تکنولوژیکال هست که اگر خودش نمیگفت که پزشکه و چند تا پست از دستش در نمیرفت و درباره پزشکها نمینوشت، اصلا معلوم نمیشد که این آقا ( راستی امیدوارم درست گفته باشم چون اسمشان را نمیدانم ) طبیبی هستند حاذق و شیوا در نوشتار، یادم میآید اوایلی که به آر اس اس ایشان ثبت نام کرده بودم و روزی ۳ تا پست میدیدم یاد پست روبو افتادم ( بنیانگذار دودردو ) که از آماری سخن میگفت که نیکان در طول سال بیشتر از ۳۶۵ تا پست داره و برام خیلی جالب بود ولی این را دیگه به چشم خود دیدم.
ولی من به این دوست عزیزمان توصیه میکنم که از بار کمی مطالبش بکاهد و به بار کیفی مطالبش بیشتر بیفزاید (مثلا فرض کنید که شما بخواهید چیزی را از اینترنت داونلود کنید و دوست پزشکی دیگر باشید، با رفتن به وبلاگ ایشان و خواندن مقالاتشان احتمال زیاد قانع خواهید شد که تنها راه داونلود استفاده از بیتورنت است ) این را گفتم که گفته باشم بعضی چیزها تنها آشنایی باهاش کفایت میکنه و لازم نیست این همه درموردش نوشته بشود، اگر کسی بخواهد استفاده کنه با یک تلنگر همه چیز دستش میآید، حالا یک ذره کند بود با مطلب دوم دیگر شیرفهم میشه این همه مطلب نمیخواهد که، میخواهد ؟
وقتی که میتوانه به مریضها رسیده بشه انصافه که در راه بیتورنت مصرف بشه ؟
البته این نظر شخصی من هست و یک ذره هم از کند ذهنی من ناشی میشود که نمیتوانم ۳ تا مطلب را در روز بخوانم و تحلیل کنم وگرنه برای خود پزشکی دیگر بسیار کارآمد هست و هنوز هیچی نشده رنک ۴ تو گوگل داره که آن هم از برکت زیاد نوشتنشه.
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
شیدا
پزشک هم پزشکها قدیم
February 25, 2007 at 12:48 am




