دسته‌بندی

برچسب ‘تجربیات زندگی’

چی چی ؟

مهر ۱۳م, ۱۳۸۶

یک نوشته‌ی بلند بالایی نوشتم به نام دموکراسی یعنی تحمل نقدپذیری و به یک سری مسایلی می‌پردازد که اگر تا هفته‌ی دیگر حل نشود حتما منتشرش می‌کنم، و اگر هم تاکنون منتشرش نکردم به خاطر دوستانی بوده که فکر می‌کنم نوشته‌ی من کاملا درباره‌ی آنها نیست و امیدوارم نظرم هم درست باشه.

راستی زدم تو کار فارسی کردن تم، و دارم همه‌ی چیز میزهای این وبلاگ را فارسی می‌کنم، می‌دانم وف هست ولی دوست ندارم محیط ادمین فارسی باشه، چیز جالبی نیست، برای همین فقط به فارسی کردن تم بسنده می‌کنم.

Google

YouTube

پدران ما

بهمن ۷م, ۱۳۸۵

پدران ما خیلی سختی کشیدند،
چندین و چند سال تهمت نجاست ‌شنیدند و راهی نداشتند جز تحمل کردن،
تهمتهایی فراتر از اینها را هم شنیده‌اند، جفاکاری‌هایی بالاتر از این را هم دیده اند، ستم‌های بسیاری را کشیده‌اند اگر که کنون من و تو زرتشتی ماندیم و به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنیم.

حالا نوبت من و تو هست که تحمل کنیم،
شاید این تحمل دیگر دشنام شنیدن نباشد، دیگر ستم کشیدن نباشد، تهمت خوردن نباشد، نجاست نباشد …

ولی نباید برای راحتی خودمان،‌ برای خوشگذراندن ، برای آینده‌ی زیبایمان تمام گذشته‌امان را فراموش کنیم،
حداقل راهشان را ادامه بدهیم و به بچه‌هایمان هم همین را بیاموزانیم.

[googlevideo -5088943902531582779]

Adpinion

عکس

دی ۲۶م, ۱۳۸۵

نمی‌دانم عکسهای دیجیتال خصوصیتشان اینه که آدم بیشتر نگاهشان می‌کنه دل تنگ گذشته‌ها می‌شه یا عکسهایش آن قدر حرفه‌ای گرفته شده که تا آدم می‌بینتشان جذبشان می‌شه.

Google

کیقبادی، دوست داریم

دی ۲۴م, ۱۳۸۵

همه کسانی که به جمشیدجم رفته باشن باهاش آشنان، آن موقعها خیلی سرحال تر بود و تپل تر الان خیلی لاغر شده، ولی هر جور که باشه با همه جارو زدنهاش، با همه دسته کلید پرت کردنهاش و با همه بستنی یخی فروختنهاش دوستش داریم.
نمی‌دانم فکر می‌کنید این قدر اینترنت در ایران گسترده باشه که یکی از دانش‌آموزان جمشیدجم این متن را بخوانه و بره سلام جانانه‌ای به کیقبادی از طرف همه‌ بچه‌های دهه‌ی ۷۰ بهش بکنه، من که فکر نکنم

کیقبادی

Adpinion

SFU Cancellation Day

آذر ۷م, ۱۳۸۵

 SFU Cancellation Day life-experiencesDue to the heavy snow which held us from attending a poem night saturday, is closed for two days, there are a lot of places in vancouver which you can’t find electricity and telephone at all.
There is not a good prepration from the goverment of BC for dealing with the bad weather, always thinking of vancouver and other surronding area to have a nice weather.

Adpinion

حس

آبان ۲م, ۱۳۸۵

باز هم همان حس را دارم، حسی را که شاید خیلی وقته نداشتم، حسی که نمی‌توانم بیانش کنم، حسی که هر موقع آمده نمی‌توانم بگویم موفق بودم ولی اگر شکست هم خوردم دفعه‌ی بعدش فهمیدم که چه راهی درسته، امیدوارم این دفعه هم همین جوری بشه

Adpinion

چین هم جای خوبیه ها

مهر ۸م, ۱۳۸۵

همه برویم چین، این همه منظورم تمام مردم دنیا نیستند، تمام مردمی هم که می توانند این متن را بخوانند شامل نمی شود، به نحوی همه ی کسانی را شامل می شود که درصورتی که به چین بروند اقلیت به حساب می آیند، اگر در چین اقلیت باشی به جای این که مجبور باشی پشت سر همه بایستی از همه جلوتر خواهی بود و این هم برای آن است که چینیها اعتقاد دارند که تنوع باعث پیشرفت می شود، و برای کسانی که اقلیت حساب می آیند را شامل می شود، برای مثال آنهایی که اقلیت هستند می توانند بیشتر از یک بچه داشته باشند ولی چینیها همه می توانند فقط یک بچه داشته باشند، چیزی که برایم بسیار جالب بود هنگامی که با دوستان چینی ام در لب ( همان آزمایشگاه خودمان ) صحبت می کردم فهمیدم.

Adgrid
Advertising