مهر ۱۳, ۱۳۸۶ at ۶:۲۱ ق.ظ
یک نوشتهی بلند بالایی نوشتم به نام دموکراسی یعنی تحمل نقدپذیری و به یک سری مسایلی میپردازد که اگر تا هفتهی دیگر حل نشود حتما منتشرش میکنم، و اگر هم تاکنون منتشرش نکردم به خاطر دوستانی بوده که فکر میکنم نوشتهی من کاملا دربارهی آنها نیست و امیدوارم نظرم هم درست باشه.
راستی زدم تو کار فارسی کردن تم، و دارم همهی چیز میزهای این وبلاگ را فارسی میکنم، میدانم وف هست ولی دوست ندارم محیط ادمین فارسی باشه، چیز جالبی نیست، برای همین فقط به فارسی کردن تم بسنده میکنم.
مهر ۴, ۱۳۸۶ at ۶:۲۵ ب.ظ
پرزیدنتها میآیند و میروند ولی تنها چیزی که ازشان باقی میماند یادشان است.
دیروز یک پرزیدنت جای خودش را به دیگر پرزیدنت کلوب ایرانیان اس اف یو داد، پرزیدنتی که زیاد افتخار همکاری باهاش را نداشتم ولی تا همان قدری که میشناختمش میدانم که پرزیدنت بدون تو کلوب ایرانیان خیلی سرد خواهد بود.
دوستی که آشناییمان نه به خاطر پرزیدنت بودنش شروع شد و نه به خاطر همکلاس بودنمان و نه به خاطر یک فعالیت، و تنها به خاطر یک ایدهی مشترک و نوشتههایی دوست داشتنی.
دوستی که اولین بار دیدارمان اصلا ندانست من کی هستم، فکر نکنم از این گونه انسانها در دنیا زیاد پیدا شوند و مطمینم که کلوب ایرانیان یکی از بهترین یارهایش را از دست داده و امیدوارم که همیشه موفق باشه.
یادم نمیرود اولین بار که جلسهی ایرانیان دانشگاه اس اف یو را شرکت کردم یاد جوگیریهای خودمان موقع دانشجو بودن و شرکت در انجمن علمی دانشکده و دانشگاهمان افتادم، حس خوبیه همه با هم یک کاری میکنند ولی بدیش هم اینه که هر کسی نظری دارد و بدتر این که هر کسی از وارد شدن به این انجمنها یک هدف خاص خود را.
پرزیدنت جدید بدون هیچ رقیبی انتخاب شد، شما بگویید این هم شد رقابت، حداقل یکی را میآوردید که در حد خودتان نبود و با آن رقابت میکردید و میبردید، نایب رییس هم همینگونه انتخاب شد، خودتان دموکراسی ایرانی در این ور آب را هم ببینید، بنده خودم هم که رای دادم دو تا رای دادم، چون نه ثبت نامی بود، نه حتی برگههای رای شماره داشت که بتوانند بشمارند چند نفر رای دادند.
حالا اینها همه به کنار، کم لطفی بسیاری کرد پرزیدنت جدید کلوب ایرانیان اس اف یو ( که از قبل میدانست انتخاب میشه) یک تشکر از کسانی که آمدند و رای دادند و از همه مهمتر از پرزیدنت قبلی هم تشکری نکرد، کاری را که یکی از دانشجویان انجام داد و چه بهتر بود که از طرف پرزیدنت انجام میشد.
به هر حال همیشه کار گروهی ایرانیان یک چیزیش میلنگه، این یکی همه چیش میلنگید.
دو نکته، فکر کنم ایشان دومین نفری بودند که در وبلاگم افتخار معرفیاشان را داشتم، اگر گفتید اولیش کی بوده ؟
دوم هم این که ایشان زیاد از پرزیدنت نام گرفتن هم خوشش نمیآمد ولی چه کنیم که لقبیه که بهش میآید و راحت نیست چیز دیگر صداش کردن.
شهریور ۲۹, ۱۳۸۶ at ۱۲:۰۵ ق.ظ
بعد از چند وقت که این کنار هم مینویسم دارم به این فکر میافتم که نوشتن چه فرقی میکنه چهقدرباشه بعضیها (مثل دچار) یک خط را هم یک نوشته میپندارند و در وبلاگشان پست میکنند و من برای نوشتههای کوتاهم این گوشه مینویسم، بهتر نیست نوشتههایم را چه بزرگ و چه کوچک همه را در یک جا ببینیم ؟
شهریور ۱۶, ۱۳۸۶ at ۲:۴۳ ب.ظ
جالبهها ، یک چند مدتی که نوشتنم تعطیل شده ولی هر بار که سر میزنم این فیدریدر تعداد خوانندههای بیشتری را برایم نمایش میده، نکنه گوگل به این گند زده ؟
مرداد ۱۶, ۱۳۸۶ at ۱۱:۳۴ ب.ظ
حیف نیست بالاترین با این همه عظمتش page rank گوگلش ۵ باشه ؟
در حالی که سایت صبحانه هم همین page rank را دارد
حیف نیست وبلاگهایی مانند یک پزشک page rank گوگلش ۵ باشه ؟
در حالی که وبلاگهایی مانند هودر page rank اشان ۶ باشه ؟
حیف نبود تنها مجموعهای از وبلاگها که صفحهی اصلیاش page rank 6 داشت از دست برود ؟
( بلاگفا را که چک کردم ۵ بود page rankاش)
البته فکر کنم دست اندرکاران بالاترین بدانند که چگونه میتوانند امتیازشان را بالا ببرند و به زیاده گوییهای من الزامی نیست.
تیر ۶, ۱۳۸۶ at ۷:۱۵ ق.ظ
خرداد ۸, ۱۳۸۶ at ۷:۳۹ ق.ظ
۱۵ روز شاید برای شما زیاد نباشه ولی برای من یک کم زیاد بود و اگر نمی توانستم بنویسم برای اینه که وسط کاری هستم که خودم هم هنوز نمی دانم عاقبتش خیره یا نه، حالا شما زیاد منتظر نمانید و وبلاگهای دیگران را بخوانید، چیزی که زیاده وبلاگ و منتظر ۵ جون باشید.