دسته‌بندی

برچسب ‘canoon’

شوراهای کانون دانشجویان

مهر ۱م, ۱۳۸۷

آن موقعها همه‌اش از این یکی شورا به آن یکی می‌رفتیم، می‌پرسیدیم حالا این‌جا چی کار می‌کنند‌. هر کسی هر چی دوست داشت جواب می‌داد، هر کسی هر چی که خودش برداشت کرده بود را می‌گفت، کسانی هم بودند که چیزی نمی‌گفتند. خوبی‌اش این بود که این‌قدر فضا و انرژی برای کار کردن بود که تو هم رغبت می‌کردی و کار کنی. نه به درد سابقه کاریت می‌خورد و نه ازش پولی در می‌آمد ولی وقتی می‌رفتی و می‌دیدی که همین تعداد آدمهای جوان چه مسابقات بزرگی را برگزار می‌کنند و تو آخرین روزش رژه می‌رفتی حسی که بهت دست می‌داد وصف نشدنی بود.
یادمه از اولش هم تا آخرش ما نفهمیدیم که این دفتری که هر دفعه یکی تویش خلاصه جلسه را می‌نوشت به چه دردی می‌خورد ما فقط امضایش می‌کردیم و ناممان را توی باشندگانش می‌نوشتیم. شبها هم که می‌شد می‌زد به سرمان و به جای این که اتوبوس و تاکسی بگیریم از چهارراه کالج تا انقلاب را پیاده می‌آمدیم، تازه بعدش صفا داشت، کی آن همه سربالایی را ول می‌کرد و از کنار پارک لاله نمی‌گذشت.
جالبی‌اش این بود همه چیزی که خوششان می‌آمد را می‌گفتند و هر کسی ساز خودش را می‌زد، هر کسی سلیقه‌ی شخصی‌اش را در کارها اعمال می‌کرد ولی هیچ‌گاه این کارها باعث نشد که این مجموعه از هم بپاشد، همیشه کارها به بهترین نحو (حالا بهترین نه ولی بهتر) انجام می‌شد.
هیچ موقع هم خستگی‌هایش تو بدن کسی نمی‌ماند، حتی شبهایی که تا صبح بعضی‌ها سوسیس سرخ می‌کردند.
امکاناتش هم آن‌قدر نبود، یادمه برای استفاده از فارسی نویس یک کامپیوتر داغان آن‌جا بود که هر چی زور زدم هم کار نکرد.
بدون امکانات، هزینه‌ی کافی و تنها به عشق یک فعالیت گروهی بود که کارها پیش می‌رفت. در کنار هم بودنها باعث می‌شد بهتر نیرویی را که در خودمان داریم را به خدمت بگیریم و ازش استفاده کنیم.

یادش به خیر،
باشنده‌ی پیشین کانون دانشجویان زرتشتی

Google

YouTube