در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

شیدا

Owl

December 14, 2006 at 10:48 pm

For the first time when I was walking beside the english bay in vancouver, photocontest_owl Owl englishI was shocked seeing an owl flying from tree to tree.
After a while I figure out seeing these birds around the canada is not a surprising event when I came by “with a photo of owl from Kim Steininger ( which was not taken in vancouver but in ontario ), so just like me don’t be surprised to see any kind of animal anywhere in canada, an owl near the beach or a bear up your home roof.

SFU Cancellation Day

November 28, 2006 at 9:29 am

 SFU Cancellation Day life-experiencesDue to the heavy snow which held us from attending a poem night saturday, is closed for two days, there are a lot of places in vancouver which you can’t find electricity and telephone at all.
There is not a good prepration from the goverment of BC for dealing with the bad weather, always thinking of vancouver and other surronding area to have a nice weather.

برف در ونکوور

November 27, 2006 at 6:48 am

سیمین غانم برایم همان سیمین غانم ماند و همانی هست که فعلا فکرش را می‌کنم، نمی‌دانم که مراسم برگزار شد یا نه ولی با دو بار تلاش امروز نتوانستیم به دانشگاه بروم، دلیلش را هم خودتان ببینیدcurrent برف در ونکوور vancouver

تصویری از وب کمهای sfu هست که شما هم ‌می‌توانید به صورت آنلاین در این آدرسها ببینیدشان.
یونیورسیتی درایو
کانوکیشن مال ( روبروی کتابخانه مرکزی )

جالبی‌اش هم اینه که همیشه این موقع سال تورنتو و اتاوا این‌جوری برف می‌آمده، امسال که ما اینجاییم بر عکس شده و امروز تو اخبار نشان می‌داد که ملت تو تورنتو گلف بازی می‌کنند از بس که آفتابه.

باد ونکوور

November 19, 2006 at 6:31 am

این یکی از اولین بادهایی بود که بسیار سریع بود ( البته برای من و فکر کنم کانادایی‌ها بسیار بهش عادت دارند )‌ سعی کردم با گرفتن فیلمی از آن تجربه‌ام را با شما شریک کنم، به سرعت حرکت ابرها دقت کنید، البته این بادها چند روز بعد باعث خرابی‌هایی هم شد.

[googlevideo -5775771399412055171]

Ebay for Iran

October 26, 2006 at 6:18 am

This is my first item bought on eBay, I bought it for 1 dollar and pay the shipment for 8 dollars.headphones_db302_g1_l Ebay for Iran web Don’t you think eBay can be a great opportunity for iran and its labour ? There isn’t any shipment because of US sanctions to Iran so nobody can’t use eBay as we use it in Canada, you can also see there are so many manufacturer from hong kong and China with really low prices and a shipment fee only, which can be decreased ultimately because of the distance of Iran and China.

دسته : وب comments کامنت (۵)

هم شاگردی کانادایی سلام

September 5, 2006 at 6:51 am

Cover173 هم شاگردی کانادایی سلام life-experiencesفردا روز اول دانشگاهمانه و به قول مجله ی مجانی دانستنیها باید به دوستانمان بگوییم : هم شاگردی سلام، فکر کنم حداقل تا چندین سال دیگر این صدا را نشنوم، این جا هم هیچ ایرانی هم درسمان نیست که بهش بگوییم هم شاگردی سلام. حالا شماها که ۲ هفته ی دیگر در ایران به دانشگاه و مدرسه و مکتب و … می روید به جای من هم به دوستانتان بگویید هم شاگردی سلام.
مجله های مجانی هم این جا زیادند و می توانید تعدادی از آنها را در این جا ببینید :
شهروند
دانستنیها
و . . .

روز آشنایی با دانشگاه جدید من

September 1, 2006 at 6:19 am

امروز روز آخر ماه اوت در کانادا بود و برای دانشجوهای جدیدی که به SFU آمده بودند یک برنامه ی آشنایی با دانشگاه گذاشته بودند که بسیار مورد فایده بود، چیزی که در ایران تنها به سخنرانی می گذشت، اساتید و همه ی کارمندان قسمت Graduate Studies امروز ناهار را با ما خوردند و با اکثر بچه ها به گفتگو نشستند. بهترین برنامه اش هم برنامه ای بود که نام Drum Cafe را به آن داده بودند، همه طبلی به دست می گرفتند و با راهنمایی یک رهبر به طبل زدن می پرداختند، جایتان خالی خیلی جالب بود و بسیار جو شادی بود و مجری برنامه هم گفت هنگام فارغ التحصیلی منتظر ما باشید و با همین برنامه با دانشگاه خداحافظی خواهیم کرد.
گروهی که ما بودیم، داخلش ۴ تا دانشجوی دکترا هم بودند، آنها هم طبل زدند، از هند، تایوان، شانگهای، چین، آلمان و ایران ( خودم را می گم و دانشجوی دیگری از ایران نبود که بسیار مایه ی نگرانی بود در صورتی که همه می گفتند حتما یک ایرانی دیگر را می بینی، آن هم در
Engineering Science مگر می شه ایرانی نیامده باشه )
حالا ایران را با این جا مقایسه کنید، کدام دانشجوی دکترا را می شناسید که بتوانه طبل دستش بگیره ؟ کدام استاد دانشگاه ایران را می شناسید که تا چیزی گیرش نیاد با شما سر یک میز ناهار بخوره ؟ و کدام دانشگاه در ایران را می شناسید که بشه توش طبل زد ؟