دسته‌بندی

برچسب ‘8’

۸ years

خرداد ۱۷م, ۱۳۸۴

درست یادم نیست وبه خاطر نمی‌آورم اسمش چی بود ولی شریفی تویش داشت، فکر کنم محمد شریفیان بود، پسر تیزی بود البته در مواردی که خودش به آن علاقه داشت که چون از قضا مواردی را شامل می‌شد که من هم به آنها علاقه داشتم، کامپیوتر، اینترنت، CD (تعجت نکنید آن موقع بحث داغی بود) و … بسیار با هم تعامل داشتیم، تازه بچه محلمان هم بود و او اولین نفری بود که داد کشید و فریاد صعود ایران به جام جهانی ۱۹۹۸ را در فرانسه سر داد، همه‌امان در کنار اکبر بی‌خطر ( زریسفی عزیز) در سالن دبیرستان البرز بازی تیم ایران مقابل استرالیا را می‌دیدم، وقتی ۲ گل خورده بودند کسی باور نمی‌کرد که ایران به جام جهانی بره ولی رفتیم، همه داشتیم از یک تلویزیون کوچک بازی را می‌دیدم و محمد از رادیو گوش می‌کرد و برای همین جلوتر از ما گل دوم را فهمید وقتی هوار کشید همه نگاهش کردند ولی ۳۰ ثانیه بعد همه سالن روی هوا بودند.
یادمان نمی‌رود شادی مردم را، پایکوبی آنها را در آن زمان فردا نیز به امید خدا خاطرات ۸ سال پیش را زنده خواهیم کرد، این دفعه ورزشکاران درکشورند و آنها نیز خود صاحب مجلسند و ما مهمانشان.
۸ سال پیش هم در همین اوقات بود که انسانهای بالغ آن روز به پای صندوقهای رای رفتند و ریاست جمهوری ایران خود را انتخاب کردند و آن موقع ما حسرت به دل ماندیم که نمی‌توانیم نقشی در دوم خرداد داشته باشیم.
۸ سال پیش برای من به یاد آورنده‌‌ی چشیدن طعم تلخ دوری بود، طعم تلخی که پس از سالیان دراز شیرین گر نشده است، تلخ نیز دیگر نمی‌نماید و اکنون بنا بر شرایط من
باز هم تکرار خواهد شد.
فکر می‌کنید ۸ سال دیگر کجا باشیم و چه می‌کنیم، اصلا آن موقع به یادمان می‌آید که ۸ سال از نوشتن این مطلب می‌گذرد ؟

و قانون من، که از این به بعد با نام قانون شاهین از آن نام ببرید:
هر ۸ سال زندگی انسان تکرار می‌شود و تنها ظرف آن عوض می‌شود.

Google

YouTube