به بهشت میروند یا نه، آن بحث دیگری است. ولی این که نمیمیرند را من مطمین شدم. چند وقتی شده، دیگر فکر کنم یک سالی هست که با اردشیر تی وی آشنا هستم. اولها فکر میکردم که یکی از جوانان ایرانی با نبوغ خارق العادهای پا به صحنهی هنرمندی گذاشته و شاهد آثار بسیار زیبایی ازش خواهیم بود. این چند وقت پیش که مچش را در کپی کردن از ویدیوهای یوتیوب گرفتم خودم هم خیلی دلگیر شدم. آخر اولش فکر میکردم نه دیگر این از این دودرههای مثل ما نیستش ولی نگو که دست ما را از پشت بسته بود. از آن بدتر این بود که کامنتی که من تو سایتش گذاشته بودم را پاک کرده بود، به علت این که به این نوشته لینک داده بودم و یک جورهایی دستش برای همه رو میشد. کاش حداقل پاکش نمیکرد و جوابش را میداد، یا حداقل پاکش میکرد و میآمد جوابش را زیر نوشتهی من میداد. حالا اینها همه به کنار. آدم جوان هست دیگر یک کاری میکند. ولی از وقتی که رفته با کلام تی وی دارد کار میکند هم خیلی ازش دلگیرم، اگر کلام تیوی را دیده باشید چیزی نیست جز کپی پیست ویدیوهای یوتیوب با کیفیتی یک دهم آن و با خدمات دهیای به مراتب بدتر. تازه این همه کاربر هم که پیدا کرده فقط به خاطر این هستش که به یک سری از کاربرهایش در اینترنت پول میدهد تا برایش فعالیت کنند. خوب آقا، هر کسی پول میخواهد برای فعالیت، این که بد نیست. این هم درست. آخر میدانی بدیش چیه. بدیش این شد که تو آخرین ویدیویی که ازش دیدم آمده بود سیاوش قمیشی را به خاطر یک ویدیو مسخره کرده بود، آن هم به این خاطر که یک شرکت ایرانی در تایتل ویدیوی سیاوش قمیشی اسپانسر این ویدیو شده بوده. آخر اگر خودش این کارها را نمیکرد میشد ازش گذشت ولی وقتی خودت داری از جایی اسپانسر میشوی دیگر اسپانسرهای دیگران را مصخره کردن کار جالبی به نظر نمیآید.
توی بالاترین گشت میزدم که دیدم زیر یکی از ویدیوهایش یکی از دوستان یک مطلبی را نوشته که به عینه این جا نقل میکنم.
این اردشیر احمدی همینطور اگه پیش بره یه مدیر رسانهای موفق میشه، یا یه چیزی تو مایههای لری کینگ میشه!
–> نه خیر. با کپی برداری و به قول دوستمان ، با دودره بازی احتمالاً میشه یه چیزی در حد امیرقاسمی.
آن موقع بود که به این نتیجه رسیدم هر نسلی برای خودش یک امیرقاسمیای میخواهد که به نظرم این دوستمان هم دارد در همان مسیر قدم برمیدارد. جالبیش هم این هست که خودش هم در ویدیویی که با امیرقاسمی گرفته بود ازش انتقاد کرده بود.
شرمنده که سرتان را با این خزعبلات درد آوردم، اصلا هیچ کدامشان ارزش این که برایشان وقت گذاشته بشود و نوشته شود و خوانده شود را ندارد، فقط یک درک شخصی بود که بهش رسیده بودم و اصلاح شد. باشد که دیگران هم از این تجربهی ما پند بگیرند.
قسمتی از نوشتههای اردشیر مبنی بر پشتیبانی شدن از کلام تی وی در این نوشتهاش:
اگر من ویدئوها رو روی سایت کلام میزارم به این معنیه که این سایت حق پخش کارهای من رو خریده وگرنه گذاشتن ویدئو روی یوتیوب در حد دانش من هم هست
این هم ویدیویی که سیاوش قمیشی و اسپانسرش به باد تمسخر گرفته میشود:
یعنی آخر تعطیل بازی هستش ها. برای این که سرورشان را به روز کنند دو روز تمام فعالیتهای تو سایتشان را تعطیل میکنند. اصلا این کلام کلا تعطیله. از اولش بود کپی پیست ویدیوهای یوتیوب. من هم از موقعی باهاش آشنا شدم که اردشیر ویدیوهایش را آنجا گذاشت. یا این هم خرجی که تویش دارند میکنند بهتر بود یک فکری به حال سایتش و به روز رسانی دو روزهاش هم میکردند. آخر مگر دارید اطلاعاتتان را دستی به روز میکنید ؟
اینها هم آخرشند. اگر این هست نمونه وبسایتهای موفق ایرانی که در ایران فیلتر نشده باشند وای به حال ما
جالبیش هم این هستش که تمام طراحی و ساخت سایت کلام توسط اعراب دارد انجام میشود. اگر به سایتی که پشت کلام تی وی هستش نگاهی بیندازید میبینید که تبلیغ بزرگترین شرکت اینترنتی در خاورمیانه را میکند که مقر اصلی اش هم در دوبی هستش. آخر یعنی استعداد کم بود تو ایران یا شرکتش نبود یا چی که باعث شده که کلام به واسطهی یک شرکت عربی راهاندازی بشود. این هم یکی دیگر از راههای فرار سرمایه از ممکلت هستش. به جای این که پول به یک شرکت ایرانی داده بشود که کار وب کنند به یک شرکت خارجی کار سپرده شده. شرکتی که برای به روزرسانی سایت از کاربرانش خواسته که دو روز هیچ کار نکنند.
برای اطلاعات بیشتر دربارهی شرکت پشتیبانی کنندهی کلام به این لینک مراجعه کنید.
این هم اسکرینشاتی از کلام که پایینش مشخص شده چه شرکتی این سایت را تهیه و طراحی کرده.
آقا این بالاترین باید خسارت بدهد. نشد که از ملت پول جمع کنی برای درست کردن سرورهایت. بعد هی زرتی به پرتی بری تعمیرات. آقا اصلا من هیچی، به آنی باید خسارت بدهی که آخرین لینک داغ شده بوده. میدانی چقدر بیننده از دست داده ؟ اگر دروغ میگویم بگو دروغ میگویی ؟ اگر هم زور صابخانهبازیت زیاده که در آن حرفی نیست. ما هم فقط تظاهرات مدنی میکنیم تو بالاترین.
ببینید چه بر سر کافه رادیو آمد که شده جایگاه تبلیغات رستم پولاد. برنامهی آخرشان را گوش کنید، فکر کنم حول و حوش دقیقه ۸ام بود.
خواستم بهشان ترکبک بدهم که دیدم نوشته قسمت بازتاب هم بسته میباشد. ببینید چه بر سر کافه رادیو آمده است که حتی شنیدن نظرات دیگران را هم برنمیتابند.
راستی اول برنامهاشان هم گفتند صدایی از کانادا، کم کم فکر کنم بشوند صدایی از آمریکای شمالی، بعد بشوند صدایی از قارهی آمریکا، بعد هم بشوند صدایی از جهان غرب، بعد هم بشوند صدایی از کرهی زمین.
نمیدانم باید خوشحال بود یا ناراحت، تا قبل از اینکه این روش از امتیاز دهی به میان بیاید، سایتهای ایرانی دیگری هم بودند که فعالیت میکردند، حالا کم و بیش مشکلاتی داشتند ولی به نظر من این امتیازدهی هم باعث نشده که این مشکلات به راحتی حل بشود. بله از بدعتی دارم صحبت میکنم که با آمدن بالاترین به میدان گریبان ایرانیان در اینترنت را گرفت. آنهایی که امتیاز بیشتری داشتند، بیشتر میتوانستند رای بدهند و از امتیازهای بیشتری هم برخوردار بودند. آنهایی هم که امتیاز کمتری داشتند، هی میبایست صبر کنند تا روزی یکی از راه برسد و به لینکهای ارسالیاشان رایی بدهد که اگر خدایان بالاترین تصمیم به نرمالسازی امتیازها نگیرند، یک کمی امتیازش بالاتر برود. بالاترین و امتیازدهیاش تا جایی پیش رفت که در ویکیپدیا هم مطلبی درموردش نوشتند و خواستند که دیگران هم از نوآوریاشان بتوانند استفاده کنند و سایتهای دیگری که در این زمینه فعالند هم از بالاترین یاد بگیرند و امتیازدهی را تشویق کنند. این مطلب به انگلیسی نوشته شده بود که میتوان این جوری برداشت کرد که بیشتر هدف این نوشته آگاه سازی سایتها و مدیران سایتهای انگلیسی زبان از این نوآوری و ابتکار بوده. (در نوآوری و ابتکارش شکی نیست ولی هر نوآوری و ابتکاری الزاما کارا نیست)
پس از سالها گذشتن از تاسیس بالاترین، تنها سایتهایی که از این روش تقلید کردهاند سایتهای ایرانی هستند. سایتهایی مانند برای ایران و دوستنما. هر کدامشان با هدفی جدا و کاربردی جدا ولی با ایدهی امتیازدهی و امتیازبازی تاسیس شدهاند. سایت جدید بالاگردون هم که توسط بالاترین تاسیس شده هم دارای همین امتیازبندی هست.
باید به حال این سایتها گریه کرد که کورکورانه روشی را که شاید برای یک سایت خیلی مورد قبول بوده و پس از مدتی به شهرت رسیده را تقلید کردهاند. آخر یکی بیاید برای من توضیح بدهد که سایتی که میخواهد مانند فیسبوک بشود یا مایاسپیس امتیازبندی به چه کارش میآید ؟ یا سایتی که برای تغییر درست شده است، مگر نه این که باید حرفهای همه را بشود درش زد و نه اینکه کسی که تازه وارد سایت شده را چند نفر به راحتی بتوانند از ادامهی کار منصرف کنند ؟
تا حالا فکر نکردیم که چرا دیگران از این روشها استفاده نمیکنند ؟ مثلا سایتهای بزرگی مانند دیگ ؟ به نظر روش خیلی خوبی میآید ولی یک ضعف خیلی بزرگ دارد. ضعف این روش این هستش که اگر ارزشش را داشته باشد به راحتی میتوان این سیستمها را قانونی دور زد. کافی است یک کمی دانش و وقت برایش صرف کنید. نوشتن برنامهای که به صورت اتوماتیک سایت بیبیسیفارسی را چک کند و تا چیزی به روز شد در سایت بالاترین پستش کند کار زیاد سختی نیست، عین همین کار را من در لینکدونیام میکنم. فقط از بالاترین کپی میکنم و انجا میگذارم. حالا چرا صرف نمیکند دلیلش برمیگردد به روشهای اقتصادیای که در اینترنت ایرانیان برایش نمیتوانند (یا میتوانند) پول در بیاورند. مطمین باشید روزی که این کارها صرف بکند به راحتی تمام این سیستمها به باد خواهند رفت. توجه هم بکنید که این کار (پست اتوماتیک) هیچ مغایرتی با قوانین بالاترین ندارد و با تغییر در قوانین هم نمیتوان چیزی را ردگیری کرد. همین الان اگر یک جستجوی کوچولو بزنید میبینید چه قدر پلاگین برای همین وردپرس هست که تا یک چیزی پست میکنید توی هزار سوراخ سمبهی اینترنتی که یکیاشان هم دیگ باشد برایتان پست میکند.
قصدم یک ذره نیش زدن بود به آنهایی که این همه وقت میگذارند و سایتهای جدیدی راه میاندازند، یک کمی وقت گذاشتن و ایدهی جدید پیدا کردن برای جذب کاربر خیلی بهتر از استفاده از ایدهای کهنه و نخنمایی هست که آن هم تازه اصلا به کار سایتتان نمیآید. بهتر است این همه وقت و انرژیای را که میگذارید و سایتی جدید راه میاندازید، خودتان باشید و نه تقلید کورکورانهای از دیگران.
چند وقت پیش بود که ایمیلم را داشتم چک میکردم که دیدم از یک شرکت تبلیغاتی جدید پیشنهاد همکاری دارم. خیلی برایم جالب بود. چون سایت من کلا به فارسی هستش و به بدبختی هم از این تبلیغات گوگل پول درمیآورد، اکثر سایتهای تبلیغاتی دیگری هم که سر زدم مشکل داشتند با زبان سایتم و تبلیغاتی نمایش نمیدادند، تنها سایت adpinion بود که تبلیغات در سایتم را قبول کرده بود. به هر حال از این سایت تبلیغات گرفتم و اکنون این نوع تبلیغات را هم میتوانید در شیدا ببینید، این هم مانند گوگل تبلیغاتش بر حسب تعداد کلیک هستش و از این تبلیغهای باحالی هست که همهجا میبینید، مثل چرا در آمریکا زندگی نمیکنید، بیایید و این دکمه را بزنید و فردا مسافر آمریکا باشید و یا تبلیغات از قبیل شما یک پیغام در ایمیلیتان دارید، حتما این را کلیک کنید و …
از کجا ولی آمار سایتم را خوب داشتند، بهشان ایمیل زدم که بابا نکند شما دارید اشتباه میکنید آخر توی سایتتان نوشتید که باید سایت زبانش انگلیسی باشد و اینها ولی بهم جواب دادند که نه برای سایت تو فرق میکند و ما با تحلیلی که کردیم دیدیم بازدیدکنندگان سایتت از همان قشری هستند که ما دنبالش هستیم.
به هر حال خیلی برایم جالب بود که بهم پیشنهاد داده بودند که تبلیغاتشان را توی سایتم بگذارم، اصلا چنین انتظاری نداشتم. با این که میدانم خیلی چیزی درنمیآید ازش ولی خوب از هیچ چیز بهتر هست و حداقل باعث میشود که انگیزهای هر چه مصنوعی برای نبستن شیدا داشته باشم.
بله درست خواندید، اگر شما هم از دارندگان خوشبخت نوکیا ۱۱۰۰ هستید میتوانید شانس این را داشته باشید که آن را به قیمت ۲۵ هزار یورو به فروش برسانید. فقط باید مطمین شوید که ساخت آلمان هستش. به علت باگی که در این گوشیها وجود داشته، باندهای (گنگهای) کشورهای اروپایی میتوانند با استفاده از آنها تراکنشهای بانکی غیرقانونی انجام دهند و پول از حساب کسی به حساب دیگری واریز کنند. بانکهای اروپایی برای موبایل بانک از اطلاعات گوشی همراه برای تایید هویت فرد استفاده میکنند، چیزی که با کمی تغییر در ۱۱۰۰ میتوان بهش دست پیدا کرد. پس اگر گوشی ۱۱۰۰اتان را هنوز دارید و مطمین شدید که این گوشی آلمانی است حتما سری به آلمان بزنید و کلی پولدار شوید. (این هم خبرش به انگلیسی)