نوشتهها با برچسب ‘وبلاگستان’
۳ کامنت »
لینکک
فروردین ۲۶م, ۱۳۸۸
چند وقتی هستش که وبلاگ مینویسم و وبلاگها و سایتهای گوناگون را دنبال میکنم. یک چند وقتی (شاید بیشتر از ۶ ماهی) هست که دارم حس میکنم که وبلاگستان دیگر به قلهی خودش رسیده، آنهایی که میخواستند بنویسند آمدند و مینویسند.
انواع و اقسام نوآوریهایی هم که میشده انجام بشود شده. و یک چند ماهی هست که شاهد افزایش قارچی سایتهای زرد هستم که مثل خوره همهجای اینترنت فارسی زبانان را دارند پر میکنند. دیگر مدتها طول خواهد کشید تا کمانگیرها، بالاترینها، بازیهای وبلاگی و بامدادیها و … پا به صحنه بگذارند. اگر اشتباه میکنم بگویید.
دسته : وب
برچسب : blogestan, internet, kamangir, فارسی, وبلاگ, وبلاگستان, کمانگیر, اینترنت, ایرانی, بامدادی,
۷ کامنت »
لینکک
مرداد ۱۹م, ۱۳۸۷
یادش به خیر روزهایی که وبلاگستان خیلی ساکت و کم توقع بود.
یادش به خیر روزگاری که لینکدونی درست کردن یکی از هنرهای وبلاگتان به شمار میآمد و اگر لینکدونی داشتید کلی اعتبار و آبرو داشتید (لینکدونی یعنی لینک به خبرهای مهم روز و نه بلاگهای همسایه)
یادش به خیر روزهایی که بلاگرولینگ را آشنا شدیم و یادمان داد چهجوری دوستانمان را میتوانیم در کنار وبلاگمان نمایش بدهیم و چه راحت میتوانستیم از آپدیت شدن وبلاگهایشان با خبر بشویم.
یادش به خیر وبلاگستانی که کوچهای داشت که افتخار میکرد (ما هم میکردیم) که جز ۵۰۰ وبلاگ برتر لینک شده بود (از آمار بلاگرولینگ)
یادش به خیر آن موقعها وقتی کسی میآمد و بلاگرولینگت را نگاه میکرد (بلاگ رولینگ : لینک به وبلاگهای دوستانتان) همبازیهای وبلاگیتان را میشناخت و ۴ تا وبلاگ جدید هم میخواند، نه ادعایی بود برای لینک دادن نه ترسی و نه اعتباری.
یادش به خیر وقتی که لینک میدادی، نه برای این بود که پیجرنک کسی را بالا ببری بلکه دیگران میفهمیدند که شما برای آن وبلاگ ارزش قایلی و نوشتههایش را میخوانی، برایت هم مهم نبود که کی با این لینکها امتیاز بیشتری بهت بدهد یا این که تو را از وبلاگستان حذف کند، برایت مهم نبود که خواننده بیشتری داشته باشی، مینوشتی برای خودت، دل خودت و از افکارت، لینکی هم که میدادی تاییدی بود بر دوستی وبلاگیت با دوست جدیدت.
یادش به خیر وبلاگستان توش فارسی نوشتن به همین راحتیها نبود که انواع و اقسام سرویسهای وبلاگی باشند، درست یادم باشد یک پرشینبلاگ بود در کنار بلاگاسکای (این آخری هم که هر از چند گاهی درش را تخته میکرد ) چند وقت بعدش امتی آمد و کمی بعدتر وردپرس، وردپرس فارسی هم به همت جمعی از وبلاگنویسان روی وردپرس دات کام شکل گرفت و بعدا وردپرس فارسی جداگانه هم سایت دار شد و فعالیت کرد، به همینگونه بود برای بلاگاسپات هم.
یادش به خیر هیجان نوشتن توی وردپرس، کنده شدن از ان پی اچ پی نیوک بیهمهچیز پر از سوراخ و نوشتن تو جایی راحت، که به قول مانی تنها برای این ساخته شده که یک بار بنویسند و هزار بار بخوانند.
یادش به خیر تبدیل پی اچ پی نیوک به سی پی جی نیوک، بعد به مامبو و بعدا به زوپس، که بتوانی به راحتی نوشتههایت را منتقل کنی و آن چند خطی را که نوشته بودی و یادگاریای بود از دوران جوزدگی وبلاگنویسیات برایت تا همیشه بماند.
یادش به خیر وردپرس دات کام که خیلیها را از هاستینگهای درپیت ایرانی رهانید و به رایگان وردپرس در خدمتمان گذاشت.
یادش به خیر آمدن اولین پادکستها، گوش دادن و داونلود کردنشان به چه بدبختی، رادیوها و …
یادش به خیر اولین بازیهای وبلاگی، بازی شب یلدا …
یادش به خیر وبهای ۲ که آمدند و ماندند (از خوشمزه بگیر تا این آخریش که فرندفید بود)
بعد از این همه مدت وبلاگستانی داریم استوار و پر از محتوی، از آن پستهای آبکی ۵ سال پیش خبری نیست، آنهایی هم که ادعای پدربزرگ وبلاگنویسی ایرانی بودند دیگر اعتباری ندارند (حتما میدانید کی را میگویم).
عیبی ندارد اگر وبلاگمان ترجمهی عینی خیلی از نوشتههای انگلیسی زبان وبلاگهای دیگر باشد، با این که بنده کلی مخالفم و بهتر میدانم که به جای ترجمه کردن به آموزش زبان پرداخته شود (عین همین بحث درباره ویکیپدیا) ولی مثل این که امروزه این نوع نوشتنها خواننده زیاد دارد.
عیبی ندارد که اگر یکی از دوستانت بیاید و بهت بگوید لینک وبلاگت را از وبلاگ معروفی دیده و بعدا فهمیده که دهه (با کسرهی د بخوانید) این را تو مینویسی و کلی حال کرده.
عیبی هم ندارد که چیزهایی را از کسانی که چندین وقت وبلاگ مینوشتند یاد بگیریم و بعدا حتی از آنها بهتر بنویسیم.
کاش همهی اینها و خیلی چیزهای دیگر را گاه گاهی در پساپردهی ذهنمان داشته باشیم، مرورشان کنیم، یادمان نرود چی بودیم و چی شدیم، وبلاگمان برای چه این همه محبوب شد، چرا این همه خواننده پیدا کردیم، یادمان باشد که وبلاگ نمینویسیم که امتیازمان بالا برود و یا قلهای را فتح کنیم، وبلاگ مینویسیم چون دوست داریم، راحتتر حرفهایمان را میزنیم، بسیاری از موانع نوشتاری و شنیدنی را بر سر راه نمیبینیم.
دسته : وب 2
برچسب : فارسی, لینک, لینکدونی, مامبو, وبلاگ, وبلاگستان, وردپرس, آمار, انگلیسی, ایرانی, اعتبار, بازی, خوشمزه, دوستی, رایگان,
۱۳ کامنت »
لینکک
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷
خسرو شکیبایی یکی از بزرگ هنرمندان ایران فوت کرد (روحش شاد). اگر نگاهی به وبلاگستان ایرانیان بیاندازید میبینید که چهقدر در ستایش او سخن رفته و چه قدر او را گرامی داشتهاند، نمیشد همین کارها را موقعی که زنده بود انجام میدادند ؟ نمیشد وقتی که روی پای خودش ایستاده بود ازش تقدیر میشد، تا وقتی که کسی زنده است یاد گرفتیم که انتقاد کنیم، وقتی که هم از دست رفت لب به تکریم و ستایش باز. اگر این مردهپرستی نیست پس چیست ؟
خسرو شکیبایی در ویکیپدیا
خسرو شکیبایی در یوتیوب
بالاترین و ترکیدنش با بیش از ۱۵۰ لینک
دسته : فرهنگی, هنری
برچسب : balatarin, khosro shakibayi, فوت, لینک, مرده پرستی, هنرمند, وبلاگستان, یوتیوب, Wikipedia, youtube, ایران, ایرانیان, بالاترین, خسرو شکیبایی,
۱۰ کامنت »
لینکک
اسفند ۹م, ۱۳۸۶
چند وقتی است که چند نفری از دوستان وبلاگنویس ما که نوشتههای خوبی مینوشتند دیگر مطلبی نمینویسند و وبلاگهایشان به حال خودشان رها شده است، وبلاگنویسانی چون کارپه دایم، گناهکار، اکس ری و کوچه .
هر کدام از این وبلاگها برای خودشان کسی بودند و مطالبی بسیار گویا و شیوا داشتند و ننوشتن دوستان توی این وبلاگها باعث شده که من چند مدتی باشد که به دنبال وبلاگهای جدید بگردم که مطالب نویی را درشان بخوانم، کم هم پیدا نمیکنم و چیزهای بدی هم پیدا نمی کنم ولی قصد من از این نوشته فقط یادآوری این نکته بود که وبلاگ نویسی در ایران مشابهتی با جاهای دیگر دنیا اگرهم داشته باشد خیلی با کل دنیا فرق میکند، مثلا شما فرض کنید یکی از همین وبلاگنویسان که یکی از اعضای تیم وردپرس فارسی بودش و به عقیدهی من با داشتن لینکی از وردپرس فارسی به وبلاگش رنک گوگلش هم کم نبود به راحتی میتوانست تبلیغاتی را در وبلاگش به نمایش بگذارد که نه تنها خرج هاست و سرورش را بدهد بلکه بتواند خودش را ترغیب به نوشتن بیشتر بکند همانطوری که بسیاری از وبلاگنویسان انگلیسی زبان تنها از تبلیغات گوگل ماهانه پولهایی در میآورند. (فکر کنم یک بار از نویسندهی وبلاگ تک کرانچ عکسی را دیدم که چک ۱۰۰۰ دلاری گوگل دستش بود و این مبلغ یک ماه نوشتن در وبلاگش بود)، شما فکر کنید اگر میشد ایران از طرف آمریکا تحریم نباشد و گوگل هم به ایرانیان بابت کلیکهایشان پول میداد وبلاگ نویسی در ایران تبدیل به یک شغل پردرآمد میشد و مترجمان ایرانی به جای ترجمهی کتاب رو به سوی ترجمهی وبلاگهای پربینندهی خارجی میکردند، فکر میکنید مثلا ترجمه مشبل چه قدر زمان میخواهد فوقش روزی ۲ ساعت کار و ماهی ۱میلیون تومان درآمد، چیزی که به خاطر برابری نرخ ارز ایران و آمریکا بسیار به چشم میآید وگر نه با هزار دلار زیاد زندگی راحتی نمیتوان در آنور آبهای ایران داشت و حداقل فکر کنم به ماهی ۲هزار دلار نیاز است.
خواستم بگویم که چه پتانسیلهایی وبلاگستان ایرانی دارد و چه سیاستهای غلطی جلوی رشد آن را گرفته، تحریم ایران توسط آمریکا به کنار تحریم وبلاگها توسط خود ایران هم قسمتی از ماجراست، سایتهایی مانند بالاترین با کمی معروفیت کسب کردن شامل قیچی سانس ورچی میشوند و دیگر مطالبشان از ایران در دسترس نمیباشد و هزار و یک بلای دیگر … ولی با این همه وبلاگستان ایرانی جوشیده و میجوشد و وبلاگنویسان جوانی حضور پیدا میکنند و مینویسند ولی چه بهتر میشد که شرایطی فراهم بود که وبلاگنویسان نه تنها مینوشتند بلکه نوشتن را هم بنا به مشکلات اجتماعی و سیاسی و … کنار نمیگذاشتند.
دسته : وبلاگ
برچسب : فارسی, مرگ, مشکلات, وبلاگ, وبلاگستان, وردپرس, گوگل, انگلیسی, ایرانی, ایرانیان, بالاترین, تبلیغات, تحریم,
برگزار کردن یلدا آن هم در شهری که خیلی از مردمش توی فکر جشنهای دیگرشان هستند خیلی چیز جالبی از آب در می آید، جالب تر از آن اینه که اگر بفهمی که یلدایی که داری برگزار می کنی توسط یک عده دیگر هم داره برگزار می شه که نه ایرانی هستند نه به فارسی حرف می زنند و نه اصلا می دانند یلدا چیه و از کجا آمده ولی برگزارش می کنند، این عده که به نظر من کار بسیار جالبی هم می کنند وب سایتی دارند به نام فانوس جادویی و بدی قضیه اینه که اصلا هیچ اطلاعی درباره ی اینکه چنین جشنی در ایران باستان برگزار می شده و ایرانیان هنوز هم این جشن را می گیرند ندارند که یکی از نشانه های کم کاری ایرانیان در زمینه ی فرهنگی اشانه، به جای این که دنبال شناساندن فرهنگ ایران و ایرانی به بقیه باشیم و بتوانیم تصویر مثبتی از خودمان توی دنیا نمایش بدهیم دنبال این هستیم که چه جوری یک پارتی برگزار کنیم و چه جوری تمام بلیتهای یک کنسرت را بفروشیم و چه جوری پولی از هموطنانمان به جیب بزنیم، اینها چیزهایی هستش که همه اتان اگر کمی با کارهای فرهنگی ایرانیان خارج آشنا باشید باهاش درگیرید.
سایت فانوس جادویی، (ترجمه رسمی اش می شود فانوس اسرارآمیز) طبق گفته ی برگزارکننده اش که در اخبار صبح گفت هدفش جشن گرفتن بلندترین شب سال و پیروزی نور بر تاریکی هستش (دراز شدن روز در مقابل شب) و تنها حرکتی که می کنند روشن کردن و ساختن فانوسهای دست ساز و فرستادن به هوای آنهاست، ایده ی بسیار جالبی است و کلی هم مفرح، فرصت نشد که امسال شرکت کنم در این برنامه ولی به نظر من وظیفهی تشکلهای دانشجویی مانند کلوب ایرانیان اس اف یو و یوبی سی هستش که برای شناختن فرهنگ ایرانیان، حداقل در این راه گام بردارند و به همکاری با فانوس جادویی سالهای دیگر این مراسم را بزرگتر و بهتر برگزار کنند.
البته این مراسم در وبلاگستان حال و هوای دیگری داشت و دارد، هر ساله به رسم بیدار ماندن شب یلدا و برای سرگرمی نویسندگان وبلاگ و خوانندگان آن بازی هایی راه می افتاده که امسال هم بازی راه افتاده بازی ای است به نام بازی گیکی و از من توسط دوستان برگری و میلادی خودم دعوت شده که شرکت کنم.
برای شرکت باید ۵ تا از آرزوهای گیکی خودم را بنویسم (البته با کمی جنبه ی طنز) ، اولا بنده نه گیک هستم نه آرزو دارم ، همه اش امیده ولی خوب صرف بازی کردن هم که شده این ۵ تا را از ما داشته باشید
- شرایطی را تصور کنید که هیچی نه کپی راست داشته باشه نه کپی چپ، بسیار دنیای باحالی خواهد شد و همه با همه چیز خوش خواهند بود و دیگر کسی نباید دنبال داونلودغیرقانونی بگردد و تازه نویسنده نه تنها از شما پول نمی گیرند برای دیدن ، شنیدن و یا خواندن تولیداتشان به شما پول هم می دهد
- دوست داشتم جوری باشد که انسانها بتوانند انتخاب کنند که تو چه زمانی زندگی کنند ولی نتوانند از زمانی به زمان دیگر تغییر زمان بدهند
- زمانه ای می شد که هر چیزی را که تصورش را می کردید خودش نوشته می شد یا تبدیل به یک نرم افزار می شد و شما تنها وظیفه ی فکر کردنش را داشتید و هر چی بهتر فکر می کردید نتیجه بهتری می گرفتید
- و آخر کار هم دوست داشتم جوری باشه که هر کسی برای خودش یک چیزی داشته باشه، یک فیس بوک، یک ارکات، یک خانه، یک دنیا که خودش درباره همه شرایطش تصمیم بگیره و خودش هم توش زندگی کنه، و …
اگر هم دعوتی باشه من دعوت می کنم از دوستانی که دعوت نشدند و این نوشته را می خوانند و دستی در نوشتن دارند بنویسند و به من هم خبر بدهند که آرزوهایشان چیه
دسته : فرهنگی
برچسب : lantern, night, فرهنگی, نظر, وبلاگ, وبلاگستان, yalda, ایرانی, بازی, برنامه, دنیا, دانشجویی, سایت, شب, عمومی,
وبلاگستان بی گناهکار معنا نداره، تا بازگشایی مجددش امیدوارم هنوز گناهکار مانده باشه
|