در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

شیدا

با وردپرس چه می‌توان کرد ؟

August 30, 2008 at 1:44 am

البته با وردپرس کارهای خیلی زیادی می‌توان کرد، یکی‌اش ساخت وبلاگه. اگر از هر کسی بپرسید می‌تواند این را بهتان بگوید. ولی کارهای بسیار زیاد دیگری هم می‌توان کرد که در هر نوشته به یکی‌اشان خواهم پرداخت.

تصمیم گرفتم یک سری نوشته‌ی ساده در رابطه با وردپرس بنویسم و تو این نوشته‌ها کارهایی را که غیر از وبلاگ درست کردن با وردپرس می‌شود انجام داد را معرفی کنم، البته بسیاری از شماها حتما با این نوع فعالیتها آشنا هستید ولی این کار به نظر من می‌تواند فرهنگ‌سازی خوبی درباره‌ی وردپرس باشد.

یکی از کارهایی که به راحتی می‌توان با وردپرس انجام داد ایجاد یک فتوبلاگ هستش. فتوبلاگها چندین وقت پیش با استفاده از پیکسل‌پست درست می‌شدند. مشکل پیکسل پست این بود که چیزهایی مثل widget در وردپرس ندارد، تعداد پلاگینهایش خیلی کم هست و تمهایش هم بسته به نسخه‌ی پیکسل‌پست فرق می‌کند (شما کلی می‌گردی و یک تم خیلی باحال پیدا می‌کنی،‌ آخرش می‌بینی که این تم به این نسخه پیکسل پستت نمی‌خورد.) چیزهایی که تو وردپرس کاملا حل شده. اگر شما بتوانید یک فتوبلاگ بر پایه وردپرس بسازید به راحتی می‌توانید از انبوه پلاگینهای وردپرس استفاده کنید، پلاگینهایی مانند رای دادن به عکسهایتان، ایجاد نقشه‌ی سایت برای وبلاگتان، فروش عکسهایتان با استفاده از پلاگینهای آماده برای فروش محصولات در وردپرس.

فتوبلاگ من را اگر ندیدید به آدرس www.sheida.com/photo و به نام Eye می‌توانید ببینید.





ساید بار

June 20, 2008 at 12:11 am

خوب شد این را دوباره پیدا کردم، یک چیزی کم بود همیشه این‌جا، حالا درسته همه چی، خرده نوشته‌ها را داشته باشید که می‌آید.

برچسب : , , ,

به سلامتی

July 1, 2005 at 1:43 am

به سلامتی درخت، نه به خاطر میوه‌اش، به خاطر سایه‌اش.
به سلامتی کرم خاکی، نه به خاطر کرمش، به خاطر خاکی بودنش. به سلامتی دیوار، که هر مرد و نامردی بهش تکیه میکنه. به سلامتی مورچه، که تا حالا هیچکس اشکش رو ندیده. به سلامتی خیار، نه به خاطر خ اش، بلکه به خاطر یارش. به سلامتی گاو، چون نگفت من، گفت ما. به سلامتی شلغم، نه به خاطر شلش، به خاطر غمش. به سلامتی کلاغ، نه به خاطرسیاهیش، به خاطر یه رنگیش. به سلامتی سگ، نه به خاطر پارسش،؛ به خاطر وفاش. به سلامتی هرچی نامرده که اگه نامرد نباشه مردا شناخته نمیشن

منشور پارسوماش

April 26, 2005 at 2:08 pm

بگذارید هر کس به آیین خویش باشد
زنان را گرامی بدارید
فرودستان را دریابید
و هر کسی به تکلم قبیله خودسخن بگوید
آدمی تنها در مقام خویش به منزلت خواهد رسید .
گسستن زنجیرها آرزوی من است
رهایی بردگان و عزت بزرگان آرزوی من است
شکوه شب وحرمت خورشید را گرامی می دارم
پس تا هست
شب هایتان به شادی و
روزهاتان رازدار رهایی باد
این فرمان من است
این واژه ، این وصیت من است
او که آدمی را از ماوای خویش براند
خود نیز از خواب خوش رانده خواهد شد .
تا هست
هوادار دانایی و تندرستی باشید
من چنین پنداشته
چنین گفته
چنین خواسته ام .
مزمور مساوات
کتاب من است
حقیقت بی زوال
سلوک من است .
من هخامنشم
هخامنش خرد
هخامنش بی خلل .
خدمت گذار زنان و زندگی بخش بینا یان منم
منم که برایتان نان وخانه وامید آورده ام
پس به نماز نیاکان خویش باز خواهم گشت
و می دانم که نور و ستاره
سلطنت خواهند کرد.
و من از پی آزمونی بزرگ
به بالا بر آمده ام
من از عبرت سنگ با آینه سخن گفته ام
این گفته من است
کوروش پسر ماندانا و کمبوجیه
که شما را به نماز نیاکان خویش می خواند .

شهرياران را

March 18, 2005 at 3:05 pm

شهریاران را
از میان دانایان و دلیران برگزیدم
دبیران و درباریان را
از میان حکیمان
و گفتم جز به پندارنیک
در سرنوشت مردم ننگرند
و گفتم جز به گفتارنیک
با مردمان سخن نگویند
و گفتم جز به کردارنیک
همراه مردمان نشوند
بدین تدبیر است
که بزرگی، بزرگی می‌آورد
و عدالت، عدالت.
یقین و اعتماد، بلند آوازه‌ات خواهد کرد
این آخرین اتفاق فرشته و آدمی است
من این جهان را
بدین تدبیر طلب کرده‌ام
تا ظلمت از خانه‌ی زندگان زدوده شود
آبادانی بی‌زوال زاده شود
و بیم نباشد، بیداد نباشد، مرض نباشد، مرگ نباشد
و اضطراب و هراس برچیده شود
و خوف و خستگی بیمرد
و پیران به خانه باشند
و کودکان به گهواره شادمانی کنند
و برنایان به عشق درآیند
و زنان به آزادگی
و آزادگی به آزادی

وای بر ظلمت افزای افزون
هر ناله‌ای که از دست بیدادگری بر‌آید
هزار خانه را به خاکستر خواهد نشاند
هزار دانا را به گریه خواهد شست
و مرا طاقت تلخ‌کامی فرودستان نیست
من آرامش و اعتماد آدمی‌ام
چگونه تحمل کنم که تازیانه جانشین ترانه شود ؟

بی عاقبت او
که بر پریشانی مردمان حکومت کند
بی فردا او
که بر درماندگان حکومت کند
شهریاری که نداند شب مردمانش
چگونه به صبح می‌رسد
گورکن گمنامی‌ است که دل به دفن دانایی بسته است

مردمان من
امانت آسمان‌اند بر این خاک تلخ
مردمان من
خان و مان من‌اند.

چه‌گونه فارسی ببینیم ؟

March 26, 2004 at 11:07 am

و اما در فواید مشاهده کردن سایت به زبان مادری سخن بسیار رفته است و ناقلان اخبار و … گفته‌اند که زبان مادری چیز دیگری است ، برای همین من هم سعی کردم که سایتم به زبان مادری هشتاد و هفت و نیم درصد مردم جهان باشد تا دیگر مشکلی در این زمینه نداشته باشند.زبانهای ساپورت شده را می‌توانید در منوی پایین مشاهده کنید و اما در باره زبان فارسی: مشکل این زبان به آن جا بر می‌گردد که از ابتدا خیلی چیزها را قبول نکردیم و بعد هم هر کسی یک جوری فارسی را ویندوز چپاند و حالا به تعداد افراد فارسی زبان بر روی اینترنت فونت فارسی وجود دارد.و اما کدام یکی را استفاده کنیم ؟
اولا این که فارسی را که� ما انتخاب می‌‌کنیم عربی می‌باشد که برای ما فارسی کردند ولی یک سری چیزها را در نظر نگرفتند ، مثلا این که ما یک نوع ی داریم ولی آنها دو نوع و ما حروف پ ژ چ گ داریم و آنها ندارند
حالا چه گونه تشخیص دهیم که فارسی بر روی دستگاه ما درست نصب شده است یا نه ؟
ابتدا اگر روی کیبوردتان فارسی پرینت شده است ببینید که ژ را باید با علامت | بزنید و پ را با علامت ~ و اگر جای اینها اشتباه است باید تصحیح شوند ، و همین طور برای نوشتن می‌نویسم در عوض می نویسم (به فاصله توجه کنید) باید این عمل با گرفتن شیفت + اسپیس بار انجام شود بعد از تایپ کلمه می ، اگر این تنظیمات در سیستم شما درست است‌، شما فارسی را به طور کامل بر روی سیستم خود دارید ، در غیر این صورت باید تغییراتی دهید که در مقاله ای که در قسمت کانتنت می‌نویسم توضیح می‌دهم
با عرض پوزش اگر فعلا پ و چ و ژ و گ را چپندر قیچی می‌بینید