شما چی فکر میکنید ؟ اوباما برنده میشود در این انتخابات یا مککین
سالخوردگی مککین باعث پیروزیاش میشود و یا این که جوانی و شادابی اوباما
خیلی سخت هست دنبال کردن این گونه اخبار از ایران، به دلیل نبود پوشش خبری آنچنان. ولی اگر در خارج از ایران زندگی کنید (اروپا، آمریکا و حتی چین و کشورهای عربی) این اخبار را روزانه میتوانید ببینید و حتما بسیاری دربارهاشان شنیدید.
فکر میکنید انتخاب سارا پیلن به مککین کمک بزرگی بوده یا جو بایدن انتخاب بهتری بوده ؟
فکر میکنید انتخاب بهتر مهمتره یا این که انتخاب تاثیرگذارتر.
تا الان که طبق نظرسنجیها اوباما جلوتره ولی برندهی کامل نیست (یعنی ۵۰ درصد کل آرا را قطعا به دست نیاورده) به نظر شما کدام یکی برنده خواهند شد و اگر هم نظری دارید در کامنتها بنویسید.
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
شیدا
انتخابات آمریکا - اوباما یک مککین ؟
اعتراف به اشتباه
تا حالا شده یک کاری را انجام بدهید و بعدا صدایش در آمده باشد و جالبترش هم این باشه که این کاری را که انجام داری میدهی کاری نیستش که تو اولین نفری بودی که انجامش دادی و به کسی که قبلا چنین کاری را کرده باشد گفته باشی (در این جا بخوانید ایمیل زده باشید) که این کاری که داری میکنی به نظر من اصلا کار جالبی نیست و به هیچ کجا نمیرسد و بعد از سالیان که شرایط عوض بشود و همه چی را وقتی که کنار هم بگذاری نه تنها به نظرت کار بدی نمیآید و بلکه کار زیبایی هم به نظرت میآید، وقتی که میبینی خیلی از کسانی که میدانی که کار دارند از زندگیاشان میگذرند و به راحتی برای چیزی وقت میگذارند که به قول اینجاییها بیشتر از منفعت توش فان داره (فان را سرگرمی بخوانید) و تو هم قانع میشوی که کاری که قراره انجام بشه کار بیهودهای نیست و به اشتباه خودت پی میبری و میفهمی که مفید بودن کارها را نباید همیشه از یک منظر دید، امیدوارم شما هم ازش خوشتان بیاید .
کاری که کردیم صدایش از ۱۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۶ به وقت ونکوور و ساعت ۵:۳۰ صبح به وقت ایران در میآید، برای شنیدن صدایش میتوانید موج اینترنتتان را روی کافه رادیو تنظیم کنید و ازش لذت ببرید.
یلدا
برگزار کردن یلدا آن هم در شهری که خیلی از مردمش توی فکر جشنهای دیگرشان هستند خیلی چیز جالبی از آب در می آید، جالب تر از آن اینه که اگر بفهمی که یلدایی که داری برگزار می کنی توسط یک عده دیگر هم داره برگزار می شه که نه ایرانی هستند نه به فارسی حرف می زنند و نه اصلا می دانند یلدا چیه و از کجا آمده ولی برگزارش می کنند، این عده که به نظر من کار بسیار جالبی هم می کنند وب سایتی دارند به نام فانوس جادویی و بدی قضیه اینه که اصلا هیچ اطلاعی درباره ی اینکه چنین جشنی در ایران باستان برگزار می شده و ایرانیان هنوز هم این جشن را می گیرند ندارند که یکی از نشانه های کم کاری ایرانیان در زمینه ی فرهنگی اشانه، به جای این که دنبال شناساندن فرهنگ ایران و ایرانی به بقیه باشیم و بتوانیم تصویر مثبتی از خودمان توی دنیا نمایش بدهیم دنبال این هستیم که چه جوری یک پارتی برگزار کنیم و چه جوری تمام بلیتهای یک کنسرت را بفروشیم و چه جوری پولی از هموطنانمان به جیب بزنیم، اینها چیزهایی هستش که همه اتان اگر کمی با کارهای فرهنگی ایرانیان خارج آشنا باشید باهاش درگیرید.
سایت فانوس جادویی، (ترجمه رسمی اش می شود فانوس اسرارآمیز) طبق گفته ی برگزارکننده اش که در اخبار صبح گفت هدفش جشن گرفتن بلندترین شب سال و پیروزی نور بر تاریکی هستش (دراز شدن روز در مقابل شب) و تنها حرکتی که می کنند روشن کردن و ساختن فانوسهای دست ساز و فرستادن به هوای آنهاست، ایده ی بسیار جالبی است و کلی هم مفرح، فرصت نشد که امسال شرکت کنم در این برنامه ولی به نظر من وظیفهی تشکلهای دانشجویی مانند کلوب ایرانیان اس اف یو و یوبی سی هستش که برای شناختن فرهنگ ایرانیان، حداقل در این راه گام بردارند و به همکاری با فانوس جادویی سالهای دیگر این مراسم را بزرگتر و بهتر برگزار کنند.
البته این مراسم در وبلاگستان حال و هوای دیگری داشت و دارد، هر ساله به رسم بیدار ماندن شب یلدا و برای سرگرمی نویسندگان وبلاگ و خوانندگان آن بازی هایی راه می افتاده که امسال هم بازی راه افتاده بازی ای است به نام بازی گیکی و از من توسط دوستان برگری و میلادی خودم دعوت شده که شرکت کنم.
برای شرکت باید ۵ تا از آرزوهای گیکی خودم را بنویسم (البته با کمی جنبه ی طنز) ، اولا بنده نه گیک هستم نه آرزو دارم ، همه اش امیده ولی خوب صرف بازی کردن هم که شده این ۵ تا را از ما داشته باشید
- شرایطی را تصور کنید که هیچی نه کپی راست داشته باشه نه کپی چپ، بسیار دنیای باحالی خواهد شد و همه با همه چیز خوش خواهند بود و دیگر کسی نباید دنبال داونلودغیرقانونی بگردد و تازه نویسنده نه تنها از شما پول نمی گیرند برای دیدن ، شنیدن و یا خواندن تولیداتشان به شما پول هم می دهد
- دوست داشتم جوری باشد که انسانها بتوانند انتخاب کنند که تو چه زمانی زندگی کنند ولی نتوانند از زمانی به زمان دیگر تغییر زمان بدهند
- زمانه ای می شد که هر چیزی را که تصورش را می کردید خودش نوشته می شد یا تبدیل به یک نرم افزار می شد و شما تنها وظیفه ی فکر کردنش را داشتید و هر چی بهتر فکر می کردید نتیجه بهتری می گرفتید
- و آخر کار هم دوست داشتم جوری باشه که هر کسی برای خودش یک چیزی داشته باشه، یک فیس بوک، یک ارکات، یک خانه، یک دنیا که خودش درباره همه شرایطش تصمیم بگیره و خودش هم توش زندگی کنه، و …
اگر هم دعوتی باشه من دعوت می کنم از دوستانی که دعوت نشدند و این نوشته را می خوانند و دستی در نوشتن دارند بنویسند و به من هم خبر بدهند که آرزوهایشان چیه
وبلاگ خوانی
چند وقتی است که از گوگل ریدر استفاده میکنم، آن هم برای خواندن وبلاگهایی که فکر میکنم مطالب مهمی دارند و برای من جالب هستند، چیز جدیدی نیست و همه ازش استفاده میکنند، ولی نحوهی استفادهی بنده یک چند مدتیه که فرق کرده، قبلا با استفاده از تگهای مختلف دسته بندی کرده بودم وبلاگها را و آنهایی را که فکر میکردم بیشتر مطالب جالب دارند میخواندم ولی الان گذاشتم روی چیدمان اتوماتیک توسط گوگل و خودش برای من نوشتهها را دسته بندی میکنه، چیزهای جالب بسیاری پیدا کردم و از دست خواندن بسیاری از ترجمهها هم راحت شدم، دیگر به راحتی میتوانم ببینم که کدام وبلاگ از کجا مطلبش را ترجمه کرده چون که قبل از ترجمه من مطلبش را به انگلیسی خوانده بودم، برای همین وبلاگهای فارسی دارند برایم جذابیت خود را از دست میدهند (البته بیشتر روی سخنم وبلاگهای آی تی هست).
شما هم از این روش استفاده کنید، هم با آخرین اخبار در ارتباطید و هم همهی اخبار را میخوانید و نه آنهایی که فقط ترجمه شده است و خودتان هم دیگر صاحب نظر (تر) خواهید شد.
همین است اگر میبینید کمتر به وبلاگهای فارسی در این چند مدته سر زدم، دلیلش این بوده.
ویکی پدیا فارسی
چند وقتی است که در وبلاگستان بحث ترجمه و ایجاد مداخل بیشتر در وردپرس فارسی مطرح شده است، و حتی تا جایی رسیده که پزشکی دیگر هم پیشنهاداتی را برای بالاترین ارایه کرده که با استفاده از نفوذشان کاربران را به چنین کاری تشویق بکنند.
از طرفی چند وقت پیش بود که مطلبی را خوانده بودم که نوشته بود که اینترنت داره به جزایری جدا از هم تبدیل میشود و این جزایر هم مرزی ندارند جز زبان، و یکی از بزرگترین جزیرهها صد البته جزیرهی چینیها بود.
صد البته که نوشتن آن هم برای یک دانشنامهی کدباز کاری بسی شایسته است و تشویق به نوشتن در ویکیپدیا کاری بس شایستهتر، ولی این رفتارها باید با هدف گیری انجام بگیرد وگرنه درغیر این صورت آن نتیجهی لازمه را به بار نخواهد آورد.
بهتر است مطالبی نوشته شود که مشابه آن مطلب به زبان انگلیسی وجود نداشته باشد ، برای مثال اگر شما بخواهید دربارهی دبیرستان البرز در وبلاگ خودتان چیزی بنویسید،دوست دارید که لینکی که از دبیرستان البرز به سایت مرجعی که میدهید در ویکیپدیا باشد و آن هم به فارسی ولی اگر مطلبی دربارهی تفاوت DVDهای Blueray و HD-DVD نوشتید لزومی ندارد که لینکهای شما به منابع فارسی باشد، بنده خودم پیشنهاد استفاده از منابع انگلیسی را میدهم چون سریعتر به روز میشوند و چون از طرف تعداد بیشتری خواننده خوانده میشوند از اعتبار بالاتری برخوردارند.
به نظر بنده، نوشتن در ویکیپدیا نباید تبدیل به ترجمهی مقالات نوشته شده در ویکیپدیا (از زبانهای دیگر) به فارسی بشود، که کاری بیهوده است چون با یک مترجم به راحتی میتوان همان مطالب را ترجمه کرد (و مطمین باشید اگر از طرف آمریکا در تحریم نبودیم تا حالا گوگل مترجم فارسی به انگلیسیاش را راهاندازی کرده بود).
از طرفی نوشتن در ویکیپدیا هم فرهنگ خاص خود را دارد، یک مطلب تا به طور کامل در آن قبول شود کمی زمان میبرد و کاربران دربارهی صحت و درستی آن بحث میکنند و در کنارش هم مطالب نوشته شده نیاز به داشتن منبعی جدا بر روی اینترنت هم دارد.
پس اگر شما هم ویکیپدیا نویس شدید بهتر است که به فکر ارتقای دانش دیگران در زمینههایی که کمتر دادههایی روی اینترنت هست باشید و قبل از نوشتن حتما چک کنید که آن مطلب به انگلیسی روی ویکیپدیا هست یا نه، اگر بود میتوانید اطلاعات تکمیلی خود را به آن اضافه کنید و دیگران را در دانش خود شریک کنید.
برای سخنانتان حتما منبعی داشته باشید و از بحث کردن به دیگران هم خمی به ابرو نیاورید.
نقد بالاترین
من هم اگر جایشان بودم نمیخواستم چیزی را که خودم ساختم یکی دیگر بتواند تا حدودی برایش تصمیم بگیره، میخواستم بقیه فقط بیایند و در حدی که من برایشان تعیین کردم استفاده کنند و باعث بالاتر رفتن محبوبیت سایت من بشوند ولی تا آنجایی که من دوست دارم، البته قوانین مربوط به سایت را جوری مینوشتم که همه فکر کنند که من میتوانم جز بالاترینها باشم ولی خیلی سخت باشه جوری که تو محاسبات خودم کسی را بالا بالاهای سایتم نبینم، دارم درباره بالاترین صحبت میکنم، شاید شما هم باهاش آشنا شدید ولی من که چند روز پیش رفتم و سر به سایتش زدم با عبارت “حساب کاربر مورد نظر مسدود میباشد” مواجه شدم، منی که در حدود ۵۰ روز از عضویتم در سایت توانستم در ۱۰ نفر اعضای فعال سایت قرار بگیرم ( ده نفری که قدمتشان از من بسیار بیشتر میباشد و با درصد بالایی از احتمال همهاشان از مسیولین سایت محسوب میشوند) یا به عبارت دیگر من بین آنها غیر خودی به شمار میآمدم، برای همین بود که بعد از چند مدت که نتوانستم تحمل شوم از گردونه بازی کنار گذاشته شدم، داشتم فکر میکردم شاید باز هم روی ظرفیت ایرانیها بیش از حد مجازش حساب باز کرده بودم، شاید باز هم گفتم نه اینها آدمهایی نیستند که با بقیه بشود مقایسهاشان کرد، گفتم اینها هر کدامشان دم و دستکی برای خودشان دارند، از کمانگیرش بگیر تا دچارش ( راستی دچار را معنی کردن عاشق یا همان شیدای خودمان ) و از بقیهاشان (مهدی ، بتا و … )
جریان از آنجایی شروع شد که در سیستم آزاد خودشان هر کسی میتوانست لینک بگذارد و هر کسی هم بیاید و به لینکها امتیاز بدهد، البته جریان خیلی وقتها شروع شده بود،حتی قبل از این که نطفهی این سایت بسته شود سایتهای دیگری هم بودند که به جمع آوری لینکهای محبوب میکردند و بقیه ازشان استفاده میکردند، تنها بدیاشان این بود و به نظر من هنوز هم هست که یک سری آدم خاص این سایتها را میگردانند و در نتیجه همه نوع سلیقهای در سایتها نمایش پیدا نمیکند، سایتهایی مثل صبحانه، ولی بالاترین با این شعار آمد که شما لینک بدهید شما رای بدهید ما نمایش میدهیم ( یعنی امیدوارم با این شعار آمده باشد )، ولی این شعارها هنگامی خوب بود که شما هم جز آن آدمهای رده پایین سایتشان باشی، و وقتی که بخواهی به حریمشان تجاوز کنی ( فکر کنم اولین نفری بودم که توانستم جز ۱۰ نفر اول سایت بشوم و تا جایی پیش رفتم که یک موضوع هم اضافه کردم ) آنها هم چارهای جز حذف تو نداشتند، بهانههایی که ناشی از نمیگویم ندانستن بود، ( این را ببینید بحثی است دربارهی نحوهی تگ گذاشتن) هر روز بیشتر میشد و همچنین در نحوهی فرستادن مطالب، در نحوهی تگ گذاشتن به خصوص هر روز از کوچک و بزرگ به من تاختند و به نظر من هم اینها همه مقدماتی بود برای محدود کردن حساب کاربری و یا تبدیل شیدا به لینک دهندهای مطابق سلیقهی خودشان.
اگر بحث تگ گذاشتن را مطالعه کرده باشید متوجه خواهید شد که اگر از مسیولین سایت سوال شود که اکنون که شما حساب کاربری مرا بستهاند و اگر من شیدا دات کام را برای لینکهای خودم تگ نکرده بودم غیر از این لینک کدام لینک میتوانست نشان از تلاش من برای بالاترین باشد که مطمینا جوابی برای این سوال نخواهند داشت.
همانطوری که در یکی از نوشتههایم هم گفتم یک سری کار دارم که بکنم و چه بهتر که خلقی را اذیت نکنم که فکر کنم تنها برایشان اذیت و آزاری بودم وگرنه همهی لینکهای من را به پشیزی هم نمیگیرند، بماند که میتوانم ادعا کنم که لینکهایی که ارسال میکردم هر هفته حداقل در ۱۰ تا از بیشترین بازدیدکننده های سایت بود و از تنوع بسیاری برخوردار بود، چیزی که به مزاغ دوستانی که در بالاترین نشسته بودند خوش نمیآمد. ( برای مثال قسمت عکس را ببینید و ببیدنید که عکسهای من با بقیه چه تفاوتهایی داشت ) راستی لینکهایی که در این چند مدت هم پست کردم و از همه بیشتر بازدیدکننده داشت هم از این قرار بودند :
-
معلم سوئدی شرکت کننده در کنفرانس “هولوکاست” در تهران از خدمت منفصل شد
-
سوتی سیروس گرجستانی در شبکه پنج
-
تفاوت بین اروپا و آمریکا
-
عجیب ترین ساختمانهای جهان
-
عکس ۱۵۰۰ مگا پیکسلی
-
بالغ بر ۳۰۰۰ أموزش آنلاین برای لینوکس
-
فیلمی از حضوراحمدینژاد در پلی تکنیک
و بسیاری دیگر که همهاشان را میتوانید در ابربرچسب شیدا دات کام در بالاترین ببینید.
از من هم به شما نصیحت، اگر به این سیستم میروید همان کاری را بکنید که من در اوایل کردم و تنها لینکهایی را بگذارید که برای سایت خود تبلیغ کرده باشید، درست است که شاید کسی بهش امتیاز ندهد ولی گوگل که ایندکسش میکنه و شما را در رتبه بندی بالا میبره، یکبار مثل من خام نشین و بخواهین به بالاترین کمک کنین چون تا جایی که شما یک کم بهش کمک کنین برایتان خوبه و همینی که یک کم کمکتان زیاد شد ( مثلا امتیاز کاربریاتان بالا بره و کار یک سری دیگر تخته بشه ) مطمین باشید یا جایی در بالاترین نخواهید داشت یا اگر هم ماندید و همه ازتان استقبال کردند بدانید که فعلا برایشان مشکل ساز نیستید، اگر هم به هر صورت تصمیم به استفاده از این سیستم و شناساندن خود دارید مثل من برای خودتان یک تگ منحصر به فرد انتخاب کنید تا اگر یک موقعی حساب شما را هم بستند بتوانید ببینید که لینکهایتان چه بوده و یا اگر خواستید به لینکهایتان از سایت خودتان و یا وبلاگتان لینک بدهید به راحتی بتوانید.
البته بنده پیش بینی میکنم که بالاترین برای یک سری سایتها هم محدودیت ارسال لینک بگذاره،مثلا الان شما به sheida.wordpress.com نمیتوانید لینک بدهید چون احتمالا سایت من بوده و چون حساب من بسته شده آن سایت هم اخه، البته راههای بسیاری هست برای این منظور، امیدوارم مسیولین بالاترین این محدودیتها را بردارند وگرنه به راحتی میتوان آدرس را عوض کرد و به مقصد مورد نظر لینک داد. ( اگر در این زمینه کمک خواستید حتما بهم بگین )
آغاز سال نو و شیدا دات کام
سلامی چو بوی خوش آشنایی بدان مردم دیده روشنایی
درودی چو نور دل پارسایان بدان شمع خلوتگه پارسایی
بعد از مدتها دبلیو دبلیو دبلیو (دات) شیدا (دات) کام پا به عرصه وجود در زندگی اینترنتی خود گذاشت
خیلی خوشبختم که اولین روز بالاگذاری آن متقارن بود با آغاز سال نو خورشیدی
امیدوارم که سالی سرشار داشته باشید ( حالا سرشار از چیاش را خودتان بگویید ) و هر ساله شاد و سعادتمند باشید
سایت جدید با سایت قبلی تفاوتهای اساسی دارد ، من هم خودم دفعه اولم باشد گیج میشوم تویش
ولی از قبلی یه خیلی بهتره - البته به نظر خودم
سمت چپتون تحت عنوان مودولز کل سایت را مشاهده میکنید و پایینش اطلاعات شخصی خودتان را (البته اگر عضو سایت باشید ، که آن هم رایگان است ) و در پایین اطلاعات آماری سایت و از همه مهمتر لنگوییجز را میبینید که میتوانید زبان دلخواه خود را انتخاب کنید
سمت راست هم یک نظرسنجی میباشد درباره سایت و پایین تر هم امکان جستجو در سایت و نیز امکان مشاهده مقالات و غیره را دارید
اما شما و سایت
شما میتوانید عضو سایت شوید و نظرات خود را در رابطه با مقالات و غیره به صورت با نام عنوان فرمایید
شما میتوانید با استفاده از گست بوک نظرات خود را در سایت بفرمایید و میتوانید با اشتفاده از ریکامند آس به دوستان خود درباره این سایت بگویید و فیدبک هم اگر خواستید به من چیزی بگویید را انتخاب کنین
چقدر حرف زدم ، همه که مثل خودم خنگ نیستن سه سوت میفهمن چی به چیه دیگه
به امید سالی خوب
یادتون نره گست بوگ را




