در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

شیدا

شوراهای کانون دانشجویان

September 22, 2008 at 1:47 am

آن موقعها همه‌اش از این یکی شورا به آن یکی می‌رفتیم، می‌پرسیدیم حالا این‌جا چی کار می‌کنند‌. هر کسی هر چی دوست داشت جواب می‌داد، هر کسی هر چی که خودش برداشت کرده بود را می‌گفت، کسانی هم بودند که چیزی نمی‌گفتند. خوبی‌اش این بود که این‌قدر فضا و انرژی برای کار کردن بود که تو هم رغبت می‌کردی و کار کنی. نه به درد سابقه کاریت می‌خورد و نه ازش پولی در می‌آمد ولی وقتی می‌رفتی و می‌دیدی که همین تعداد آدمهای جوان چه مسابقات بزرگی را برگزار می‌کنند و تو آخرین روزش رژه می‌رفتی حسی که بهت دست می‌داد وصف نشدنی بود.
یادمه از اولش هم تا آخرش ما نفهمیدیم که این دفتری که هر دفعه یکی تویش خلاصه جلسه را می‌نوشت به چه دردی می‌خورد ما فقط امضایش می‌کردیم و ناممان را توی باشندگانش می‌نوشتیم. شبها هم که می‌شد می‌زد به سرمان و به جای این که اتوبوس و تاکسی بگیریم از چهارراه کالج تا انقلاب را پیاده می‌آمدیم، تازه بعدش صفا داشت، کی آن همه سربالایی را ول می‌کرد و از کنار پارک لاله نمی‌گذشت.
جالبی‌اش این بود همه چیزی که خوششان می‌آمد را می‌گفتند و هر کسی ساز خودش را می‌زد، هر کسی سلیقه‌ی شخصی‌اش را در کارها اعمال می‌کرد ولی هیچ‌گاه این کارها باعث نشد که این مجموعه از هم بپاشد، همیشه کارها به بهترین نحو (حالا بهترین نه ولی بهتر) انجام می‌شد.
هیچ موقع هم خستگی‌هایش تو بدن کسی نمی‌ماند، حتی شبهایی که تا صبح بعضی‌ها سوسیس سرخ می‌کردند.
امکاناتش هم آن‌قدر نبود، یادمه برای استفاده از فارسی نویس یک کامپیوتر داغان آن‌جا بود که هر چی زور زدم هم کار نکرد.
بدون امکانات، هزینه‌ی کافی و تنها به عشق یک فعالیت گروهی بود که کارها پیش می‌رفت. در کنار هم بودنها باعث می‌شد بهتر نیرویی را که در خودمان داریم را به خدمت بگیریم و ازش استفاده کنیم.

یادش به خیر،
باشنده‌ی پیشین کانون دانشجویان زرتشتی





۸ مدال در مسابقات المپیک

August 17, 2008 at 3:15 am

64800d298a98139e450d7ea7057f5321-getty-81972512mw122_olympics_day_-300x220 8 مدال در مسابقات المپیک sport۸ مدالی که در مسابقاتی به دست آمد که روز ۸ از ماه ۸ سال ۲۰۰۸ و در ساعت ۸ شب آغاز شد. اگر خوش یمنی این عدد ۸ نبود شاید این پسرک آمریکایی به آرزوهایش نمی‌رسید.
نمی‌دانم مسابقات را دنبال کردید یا نه ولی منی که زیاد با ورزشهای آبی میانه‌ی خوبی ندارم همه مسابقات فلپس را دیدم و بسی خوشحال شدم که یکی دیگر از ورزشکاران این مسابقات به رویای خودش رسید و نشان داد هر چه قدر که رویا هم بزرگ باشد دست یافتنی است و شعار این دوره از مسابقات را در یادها حکاکی کرد. One World. One Dream. البته اگر خوب دقت کنید، معنی این شعار یک دنیا کشتن بسیاری از آرزوهای دیگران است و نه یک دنیا یک رویا، چون که در رسیدن به رویاهای خودت رویاهای بسیاری به باد خواهد رفت.

این چند دانشجو

April 3, 2008 at 5:54 pm

یادش به‌خیر ای سی ام، یادش به خیر تیم تشکیل دادن و شرکت در مسابقات، یادش به‌خیر قدسی

ولی این یکی را که خواندم اصلا خبر خوشحال‌کننده‌ای نبود، از وبلاگ ای سی ام خبر می‌رسد که به دانشجویان برای شرکت در مسابقات نهایی در کانادا ویزا ندادند، البته دولت کانادا در چندین بار مختلف (تا آنجایی که من می‌دانم) کارشکنی‌هایی برای ویزا ندادن به ایرانی‌ها می‌کرد و بعد مدتی تمام می‌شد و دوباره ویزا می‌داد ولی حالا که برای مسابقات به این معتبری به گروههای شرکت کننده ویزا نمی‌دهد جای بسی نگرانی است، امیدوارم این همه تحریمهایی که ایران شده آخرش به تحریم علمی دانشجویی ختم نشود که دانشجویان هم نتوانند ویزا بگیرند.

وبلاگ ای سی ام را که می‌دیدم نکته‌ی جالبش این بود که امسال از چین ۱۴ تیم شرکت می‌کنند در مسابقات از آمریکا ۲۰ تا و از روسیه ۱۱ تا، فکر کنم چیزی بالای ۷۵ درصد شرکت کنندگان را تشکیل بدهند.