نوشته‌ها با برچسب ‘مسابقات’

۹ کامنت »         لینکک Share/Bookmark اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۸

اسم خواننده‌ی کوچکی است که به تازگی شهرت بسیاری برای خودش به پا کرده. این شهرت هم به واسطه‌ی برنامه‌ای هستش که در انگلیس تهیه می‌شود و هر کسی می‌تواند درش شرکت کند. بینندگان این برنامه هستند که انتخاب می‌کنند چه کسی بهترین هست و به قولی چه کسی با Talent (استعداد) ترین شرکت کننده‌ی این دوره از مسابقات هستش. برای شرکت در برنامه هم چیز زیادی نمی‌خواهد بلد باشید و تنها باید یک روشی برای شاد کردن مردم بدانید. شاهین در این برنامه می‌خواند، به انگلیسی هم می‌خواند و حتی داوران این مسابقه هم به پا می‌خیزند و برایش دست می‌زنند. تنها همراهش هم در این مسابقات مادرش هست (مادری که ایرانی نیست) و مشخص هست که از ایرانی بودن تنها نامش را به یادگار برده.

shaheen jafargholi 300x184 شاهین جعفرقلی و گمشده‌ی ایرانی %d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c

حتی وقتی خودش با لهجه‌اش اسم و فامیلش را می‌گوید به سختی می‌شود فهمید که چی می‌گوید و به فارسی چی می‌شود. حالا خیلی‌ها این را به عنوان یکی از با استعدادترین کودکان ایرانی ازش نام می‌برند و اگر به فیلمهای ویدیویی که ازش رو یوتیوب هست نگاه کنید می‌بیند که عبارت iranian singer در همه آمده است. آخر کسی که تنها اسمش فارسی است و حتی نمی‌تواند به زبان مادری اسم خودش را درست تلفظ کند ایرانی نام نهادنش کار درستی است ؟ آیا اینها همه‌اش برای این نیست که با اعتباری که ایرانیان در دنیا دارند می‌خواهند از هر منفذی هم که شده استفاده کنند و به خودشان افتخار کنند تا شاید پیش دیگر ملیتها کم نیاورند ؟

این چند تا از ویدیوهایی است که در یوتیوب پیدا کردم از شاهین

استعداد بزرگی است در خوانندگی و صدای بسیار زیبایی دارد، منکر اینش نیستم ولی نمی‌توانم به عنوان یک ایرانی قبولش کنم همین.




۳ کامنت »         لینکک Share/Bookmark مهر ۱م, ۱۳۸۷

آن موقعها همه‌اش از این یکی شورا به آن یکی می‌رفتیم، می‌پرسیدیم حالا این‌جا چی کار می‌کنند‌. هر کسی هر چی دوست داشت جواب می‌داد، هر کسی هر چی که خودش برداشت کرده بود را می‌گفت، کسانی هم بودند که چیزی نمی‌گفتند. خوبی‌اش این بود که این‌قدر فضا و انرژی برای کار کردن بود که تو هم رغبت می‌کردی و کار کنی. نه به درد سابقه کاریت می‌خورد و نه ازش پولی در می‌آمد ولی وقتی می‌رفتی و می‌دیدی که همین تعداد آدمهای جوان چه مسابقات بزرگی را برگزار می‌کنند و تو آخرین روزش رژه می‌رفتی حسی که بهت دست می‌داد وصف نشدنی بود.
یادمه از اولش هم تا آخرش ما نفهمیدیم که این دفتری که هر دفعه یکی تویش خلاصه جلسه را می‌نوشت به چه دردی می‌خورد ما فقط امضایش می‌کردیم و ناممان را توی باشندگانش می‌نوشتیم. شبها هم که می‌شد می‌زد به سرمان و به جای این که اتوبوس و تاکسی بگیریم از چهارراه کالج تا انقلاب را پیاده می‌آمدیم، تازه بعدش صفا داشت، کی آن همه سربالایی را ول می‌کرد و از کنار پارک لاله نمی‌گذشت.
جالبی‌اش این بود همه چیزی که خوششان می‌آمد را می‌گفتند و هر کسی ساز خودش را می‌زد، هر کسی سلیقه‌ی شخصی‌اش را در کارها اعمال می‌کرد ولی هیچ‌گاه این کارها باعث نشد که این مجموعه از هم بپاشد، همیشه کارها به بهترین نحو (حالا بهترین نه ولی بهتر) انجام می‌شد.
هیچ موقع هم خستگی‌هایش تو بدن کسی نمی‌ماند، حتی شبهایی که تا صبح بعضی‌ها سوسیس سرخ می‌کردند.
امکاناتش هم آن‌قدر نبود، یادمه برای استفاده از فارسی نویس یک کامپیوتر داغان آن‌جا بود که هر چی زور زدم هم کار نکرد.
بدون امکانات، هزینه‌ی کافی و تنها به عشق یک فعالیت گروهی بود که کارها پیش می‌رفت. در کنار هم بودنها باعث می‌شد بهتر نیرویی را که در خودمان داریم را به خدمت بگیریم و ازش استفاده کنیم.

یادش به خیر،
باشنده‌ی پیشین کانون دانشجویان زرتشتی


۱ کامنت »         لینکک Share/Bookmark مرداد ۲۷م, ۱۳۸۷

64800d298a98139e450d7ea7057f5321 getty 81972512mw122 olympics day  300x220 8 مدال در مسابقات المپیک %d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c۸ مدالی که در مسابقاتی به دست آمد که روز ۸ از ماه ۸ سال ۲۰۰۸ و در ساعت ۸ شب آغاز شد. اگر خوش یمنی این عدد ۸ نبود شاید این پسرک آمریکایی به آرزوهایش نمی‌رسید.
نمی‌دانم مسابقات را دنبال کردید یا نه ولی منی که زیاد با ورزشهای آبی میانه‌ی خوبی ندارم همه مسابقات فلپس را دیدم و بسی خوشحال شدم که یکی دیگر از ورزشکاران این مسابقات به رویای خودش رسید و نشان داد هر چه قدر که رویا هم بزرگ باشد دست یافتنی است و شعار این دوره از مسابقات را در یادها حکاکی کرد. One World. One Dream. البته اگر خوب دقت کنید، معنی این شعار یک دنیا کشتن بسیاری از آرزوهای دیگران است و نه یک دنیا یک رویا، چون که در رسیدن به رویاهای خودت رویاهای بسیاری به باد خواهد رفت.




۱ کامنت »         لینکک Share/Bookmark فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷

یادش به‌خیر ای سی ام، یادش به خیر تیم تشکیل دادن و شرکت در مسابقات، یادش به‌خیر قدسی

ولی این یکی را که خواندم اصلا خبر خوشحال‌کننده‌ای نبود، از وبلاگ ای سی ام خبر می‌رسد که به دانشجویان برای شرکت در مسابقات نهایی در کانادا ویزا ندادند، البته دولت کانادا در چندین بار مختلف (تا آنجایی که من می‌دانم) کارشکنی‌هایی برای ویزا ندادن به ایرانی‌ها می‌کرد و بعد مدتی تمام می‌شد و دوباره ویزا می‌داد ولی حالا که برای مسابقات به این معتبری به گروههای شرکت کننده ویزا نمی‌دهد جای بسی نگرانی است، امیدوارم این همه تحریمهایی که ایران شده آخرش به تحریم علمی دانشجویی ختم نشود که دانشجویان هم نتوانند ویزا بگیرند.

وبلاگ ای سی ام را که می‌دیدم نکته‌ی جالبش این بود که امسال از چین ۱۴ تیم شرکت می‌کنند در مسابقات از آمریکا ۲۰ تا و از روسیه ۱۱ تا، فکر کنم چیزی بالای ۷۵ درصد شرکت کنندگان را تشکیل بدهند.




بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark فروردین ۳۱م, ۱۳۸۴

خیلی خوشحال کننده است هنگامی که متوجه می‌شوی دوستی را که می‌شناختی و چند سال است از او بی‌خبر هستی، نه بی‌خبر که نیستی، کم خبر، باعث افتخار شده است و در یکی از مسابقات داخل دانشگاهی‌اش مقام اول را کسب کرده، وقتی که متوجه می‌شوی که برای خود سایتی دست و پا کرده و روزمرگی‌هایش را در آن می‌نویسد، نه تنها خوشحال نمی‌شوی، بلکه زیبایی موفق بودن یک دوست را به او تبریک می‌گویی.
و از طرفی خیره کننده است جامعه‌ی ایرانی، پس از مدتها بی‌خبری از این  بازاریابی‌های زنجیره‌ای باز از طرف یک دوست برای مدل جدید آن و
EBL دعوت شدم، جالب این‌جا بود که با استناد به مطلب نوشته شده در سایت من ( که به نظر ایشان، بنده موافق با این نوع بازاریابی هستم ) دعوت به عمل آمد، فقط یک نکته جالب به نظرم آمد و آن هم در باره سایت این موسسه بود، با کمی دقت در آن می‌توان مشاهده نمود که اختصاصا این محصول برای ایران تهیه شده است، تمام نوشته‌های آن برای ایرانیان عزیز می‌باشد و اولین کالای تبلیغاتی در آن یک دیکشنری بود،‌ حالا نمی‌دانم این دیکشنری آن هم آنلاینش به درد کسی که در ایران دیکشنری نارسیس کرک شده را با ۲۰۰ تومان می‌خرد قابل رقابت می‌باشد یا خیر ؟
تا کی این گونه خواهیم ماند ؟

دسته : عمومی
برچسب : ,




© Copyright 2002-2009 Sheida.com , All rights reserved