در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

شیدا

دست دومی بمانیم‌ ؟ تحمل کنیم این ننگ را؟

March 6, 2008 at 12:00 am

نمی‌نویسم نمی‌نویسم وقتی هم که می‌نویسم یک روز دوبار می‌نویسم، آن هم وقتی امتحانهایم شروع شده و همه کارها ریخته سرم، نیست در دیر مغان هیچ چو من شیدایی همینه که می‌گن.
ولی تو دلم می‌ماند اگر نمی‌گفتم، اگر نمی‌گفتم که همه زحمتهایی که کشیدی بعد از گذشتن یک ماه از کار تبدیل به یک وب سایت دست دومی بشود، دست دومی از آن جهت که شما مطالب منتشر شده تو وب سایت را قبلا یک جا دیگر دیده‌اید، شنیده‌اید یا خوانده‌اید، این است کار گروهی، همیشه یک عده‌ای هستند که تویش ناراضی از آب در می‌آیند و این است هنر استفاده از دیگران، بدون برنامه‌ریزی،‌ در موقعیتهای اضطراری مدیریت کردن کارها و پیش بردن آنها، البته مسلم است که این جوری کلی مشکلات برای خودت هم پیش می‌آید و از زندگی عقب (شاید) بمانی ولی کار که تمام بشود می‌گویند کی تمامش کرده ؟ همانی که همه چیز را مدیریت کرده.
قطعی نشده این تصمیم ولی به نظر می‌آید یکی از کارهایی را که من با ایده‌ای شروع کردم دارد یک جور دیگر پیش می‌رود و آن هم بنا به نظر جمع، فکر کنم حدس زدید چی باشد و چی چی ممکن است بشود، امیدوارم که این گونه نشود و همه چیز همان‌جوری که من فکر می‌کردم ادامه پیدا بکند.
کاش اعتراف نکرده بودم حداقل