این دو تا فیلم را ببینید. افرادی که توی این دو تا فیلم صحبت میکنند تقریبا سنهایی همانند هم دارند و ایرانی هستند. سرنوشت هم خودش نمیداند قسمتش چی میشود وگرنه تکلیفش را تا حالا با زندگی معلوم کرده بود.
بچههای کافه رادیویونکوور در آخرین برنامهاشان نوید پخش فیلم هامون به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازیگری خسرو شکیبایی ، عزت الله انتظامی و … را دادند. برنامه قرار است در ۱۲ اوت در سینمایی به نام سینماتک برگزار شود، هنوز اطلاعاتی از بلیط ، عواید حاصل از فروش و اینهایش را روی وبسایتشان نگذاشتند، این برنامه به یاد خسرو شکیبایی برگزار میشود.
اگر شما هم دوست دارید که بروید میتوانید با ایمیل info@caferadio.ca تماس بگیرید تا ببینید که چه قدری پیادهاید. اگر مثل من هم وقتش را ندارید و یا از خرج سفر به ونکوور برای دیدن فیلمی به یاد خسرو شکیبایی را نمیتوانید تقبل کنید، میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید و با کمی کیفیت پایینتر در گوگل ویدیو فیلم هامون را به صورت کامل ببینید.
به دلایلی که گفتنش هم خالی از لطف نیست، بنده تازگی ها رادیویی را گوش می دهم (اینترنتی البته) شاید هم بیشتر مینیوشم (شنیدن + نوشیدن آخه رادیوشان تو کافه برگزار میشه) راستش را هم بخواهید نمی دانم باید بهش بگویم رادیو، پادکست، چی چی ، اولهایش قرار بود پادکست باشه، ولی کم کم شد رادیو، کم کم هم از یک رادیو میخواهد تبدیل بشود به انبوهی از رادیوها. ولی تو آخرین برنامه ای که ساختند اعلام شد که اعضای تحریریه ی این رادیو چه کسانی بودند، حالا کار نداریم کدام رادیو بود و اینها چه کسانی هستند ولی می خواستم بگویم اگر به شم وبلاگیایی خودم رجوع کنم، می توانم بگویم بیشتر کسانی که به این عنوان انتخاب شده اند افرادی نبوده اند که در زمینه ی وبلاگ نویسی فرد با پشتکاری بوده باشند و برای استفاده از وبلاگ به عنوان رسانهای برای رساندن حرف خودشان به دیگران از تمام امکاناتشان به نحو بهینه استفاده کرده باشند. یکی از آنها در همین چند مدت آگهی تسلیت وبلاگ خود را چاپ نموده و تاکنون ۷۸تا ابراز احساسات داشته، فرد راس کار (که بنا به نوشتاری خبرنگار شده بود قبلاها) هم که به سعی و تلاش بنده وبلاگش را بر روی دامنه ی خودش و با استفاده از وردپرس راه انداخت ولی بعد از دو تا پست به همان پرشین بلاگ (آن هم با پسوند دامنه ی آی آر) برگشت، حیف آن همه زحمت کشیدن.
اینها همه به کنار، شما فکر می کنید با این پس زمینه شاهد پادکست خوبی باشیم ؟ حالا شاید رادیوی خوبی از آب در بیاید و به نظر من که تا الان رادیوی خوبی بوده ولی ویژگیهای تبدیل شدن به یک پادکست را به نظر من با نصب کردن یک پادپرس و گذاشتن برنامهی ضبط شده از قبل نمیتوان دارا بود (+ , +). یا این که شم وبلاگیایی من در این مورد اشتباه می کند ؟ شاید هم هر کدامشان عیبهای دیگری را جمع و جور کنند و یک چیز باحال راه بندازند، اینترنت (خدای وبلاگها) را چه دیدی.
البته در این میان برنامه هایی هم هستند که با پشتوانه ی بسیار قوی اداره می شوند و بنده یکی از این دوستان را که می شناسم و وبلاگی با نام سکوت سنگین دارد که وبلاگ بامحتوایی در زمینه ی نقد فیلم است، برنامههای درخوری اجرا میکند و برنامه های دوستان دیگر که بیشتر در مورد موسیقی ارایه می شود هم از غنای خوبی برخوردار است.
جالبی اش این می شود اگر بخواهند این دوستان درباره ی وبلاگستان فارسی برنامه بسازند، البته ممکنه از نظر وبلاگهای ادبی و سیاسی و هنری چیزی کم نیاورند ولی از بحث تکنولوژی و آی تی و کامپیوتر که من چشمم آب نمیخوره، یادمه تو برنامه ی چندمشان بود که مجری عزیز گفت که ایرانیان چندمین نفر در وبلاگ نویسی هستند و با ارایه ی آماری که شیدا به عنوان کامنت برایشان گذاشته بود نه پاسخی داده شد و نه در برنامه های بعدی منبعی اعلام شد.
راستی دقت کرده باشید، هر چی پادکست فارسی داریم در مورد ادب و هنر و اندیشه و فرهنگ و سیاست و اینها صحبت میکنند به جز اندک گفتههایی از دوستانمان تو ۹بلاگ و یک پزشک یادم نمیآید که پادکستهای دیگری را در مورد تکنولوژی و آی تی شنیده باشم.
نوشت (نه پی است و نه پس) : اگر لینکهای داخلی این نوشته کار نکرد و یا نتوانستید کامنت بگذارید من شرمنده، موقعی که هاستینگ میگرفتم پول نبود که خوب خوبش را بگیرم و نمیدانم الان چه مرگشان شده که برای لینکهای داخلی خطای ۵۰۰ داخلی سرور میدهد، سیصد بار هم باهاشان صحبت کردم ولی به خرجشان نمیرود که نمیرود دیگر باید بروم یک هاستینگ دیگر.
اصلا شما هیچ وبلاگی را دیدید که اینقدر از هاستینگش بنالد ؟ هر جا که ما میرویم نوبر از آب درمیآیند.
جایتان خالی چند وقت پیش به دیدن فیلم پرسپولیس رفتم، رفتنش هم جریان داشت چه برسه به خود فیلم، فیلم جالبی بود ولی به زبان فرانسوی بود و زیرنویس انگلیسی همه کارها را خراب میکرد چون بعضی وقتها با پس زمینهی سفید یکی میشد و نمیشد درست فیلم را فهمید، از طرفی هم آنقدر برای ما ایرانیها چیز جالب و تازهای نبود ولی آره برای خارجیهایی که تا حالا کمیته ندیدهاند و برایشان قابل تصور هم نیست که وقتی دو نفر که به هم علاقه دارند تو ایران به راحتی نمیتوانند هرجایی بروند و حتما باید ازدواج کنند، آره جالبه و کلی بهش میخندند ولی متاسفانه فکر نکنم آن تاثیر عمیقی که نیاز به دیگران دربارهی فکر کردن دربارهی اوضاع یک کشور دیگر را بگذارد برشان بگذارد.
برایشان جالبه وقتی میبینند جایی هم تو این دنیا پیدا میشه که باید برای کارهای روزمرهات یک آدم دیگر باشی و برای خوشیهایت یک آدم دیگر، برایشان خندهداره وقتی میبینند برای درست کردن نوشیدنی باید از حمام خانهات به عنوان تشت بزرگ استفاده کنی ولی درک نمیکنند اینها همه به بهایی به دست میآید و تنها بهش میخندند، یا وقتی که فیلم صحنهای از بچههایی که برای خنثی کردن مینها از روی مینها رد میشدند را نمایش داد، اینقدر سریع رد شد که این خارجیهایی که تو عمرشان همهاش الکلیجات خوردند و نوشیدند و خوش گذراندند چهطوری بفهمند آن صحنهها چیه خدا میدانه و اصلا فکر نکنم به ذهنشان خطور کنه اینها بچه هستند و در حال رد شدن از مین و نه جوانانی در یک پارتی بزرگ.
البته نکات زیبایی هم داشت مخصوصا دربارهی جنگ و این که چهگونه تعداد زیادی از افراد کشته شدند و در آخر جنگ تنها میلیونها نفر بودند که ضرر کردند از این جنگ و نه ایران و نه عراق سودی ازش نبردند و قدرتهای بزرگ بودند که با فروختن اسلحه سود آنی و بسیاری سودهای آتیشان را در جنگ بردند، سودهایی که هنوز هم که هنوزه داره به جیبشان واریز میشه (عربستان هنوز به آمریکا بابت بیرون کردن عراق از کویت داره پول میدهد)
ولی باز هم فکر کنم اگر این کار توسط هنرمندان ایرانی انجام میشد کار زیباتری درمیآمد، مثلا هنگامی که رد شدن از مینها را نمایش میدهد شما هیچ درخت نخلی نمیبینید و در صورتی که درختهایی که بیشتر در جنوب ایران هستند درختان نخله و اصلا فیلمی را پیدا نمیکنید که درباره جنگ باشه و درخت نخل نداشته باشه توش و یا آهنگهای کار شده رویش به نظرم اصلا حال و هوای ایرانی نداشت.
به هر حال نگران نباشید در اولین فرصت که لینکی ازش را پیدا کردم برای داونلود برایتان میگذارم، البته کتابش که روی اینترنت هست و فکر کنم بتوانید خیلی راحت بخوانیدش.
بعضی وقتها لازم نیست بلد باشی فیلم بسازی
بعضی وقتها باید بلد باشی چه جوری جوسازی کنی
چه جوری از اسم آدمهای بزرگ در فیلمت استفاده کنی
بعضی واقعیات نگفته شده را به طنز به واقعیت بکشی
شاید هم موقعی فیلمت را اکران کنی که رقیب آنچنانی نداشته باشی، و شاید هم شرایط را جوری درست کرده باشند که تنها فیلم قابل دیدن فیلم تو باشه
و خیلی دلیلهای دیگر …
که میتوانه باعث بشه اخراجیها به عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران لقب بگیره و گرنه من که دلیل خاصی برایش ندیدم
بعضی وقتها هم مثل من لازم نیست که بتوانی انتقاد کنی میتوانی همین یک خط را بگی که :
از فیلم اخراجیها همین بس که در تیتراژ پایانی اسم فیلم را به انگلیسی نوشته بود EKHRAJIHA
و البته بعید نیست که از فیلم زده باشند چون چیزی که من دیدم این صحنه را توش نداشت
در جستجوی کروش کبیر. شرکت ” Spenta Production ” نوابرداری فیلم جدید در باره صفحه های ناروشن زمان کوروش کبیر آغاز کرده است. این فیلم “در جستجوی کروش کبیر” نام دارد.
دقت کردید، گوگل پک هنوز فایرفاکس را برای مرورگر وب در خودش جا داده و هنوز به کروم اعتقادی ندارد. یعنی گوگل هنوز هم به نرمافزارهای خودش اطمینانی ندارد، ما ریسک کنیم و داونلودش کنیم ؟