خسرو شکیبایی یکی از بزرگ هنرمندان ایران فوت کرد (روحش شاد). اگر نگاهی به وبلاگستان ایرانیان بیاندازید میبینید که چهقدر در ستایش او سخن رفته و چه قدر او را گرامی داشتهاند، نمیشد همین کارها را موقعی که زنده بود انجام میدادند ؟ نمیشد وقتی که روی پای خودش ایستاده بود ازش تقدیر میشد، تا وقتی که کسی زنده است یاد گرفتیم که انتقاد کنیم، وقتی که هم از دست رفت لب به تکریم و ستایش باز. اگر این مردهپرستی نیست پس چیست ؟
خسرو شکیبایی در یوتیوب
بالاترین و ترکیدنش با بیش از ۱۵۰ لینک
با اتفاقات زیبایی شروع نشد، روز دوم و هشتم فروردین ماه برابر با سالگرد فوت یکی از آشنایان بود و ۱۷ام و ۱۸ام فروردین هم برابر با ۳۰سالگی فوت دو نفر دیگر ازآشنایان است که یکیاشان دختری ۱۷ ساله بوده و اگر الان زنده بود ۴۷ ساله بود ولی ۱۸ام مادرش ۳۰سالگی فوت فرزندش را گرامی میدارد، اینها همه به حرف ساده است و راحت میتوانی قبول کنی و فکر میکنی که دیگر با پیشرفت علم و تکنولوژی از این نوع اتفاقات نمیافته در صورتی که امسال و برابر با دو روز پیش ( فکر کنم دقیقا ۳۱ام مارچ ) یکی از دوستان همسن من از پیش ما رفت، یکی از دوستان دوران راهنماییام ( که از دوران دبیرستان به کانادا رفته بود ) پس از طی دورانی طولانی از بیماری درگذشت. نمیدانم میشناسیدش یا نه ولی میتوانید
ساده نیست گفتنش ولی برای بسیاری سخت است تحمل بیماری ولی از خبرهایی که از دوستان و آشنایان میشنیدم میگفتند که تا آخرین لحظات روحیهی بسیار خوبی داشت و امیدش را از دست نداده بود، تا آنجایی که یادمه بچهی بسیار شاد و شیطانی بود از 



