در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

شیدا

۱۱۳۲۹۵۱۴۰۸۶۱۳۷۷۷۵۶

November 25, 2005 at 12:43 pm

Nokia3650%2803%29_39 113295140861377756 photo
Arab’s way for learning Math
copyright www.sheida.com





Image Restrcition on Sheida.com

October 18, 2005 at 7:58 pm

یادتانه یک مطلب نوشته بودم در این رابطه که چرا من وبلاگ می‌نویسم ؟ البته اگر خوانده باشیدش چون به انگلیسی بود، یک دلیل دیگر داشتن وبلاگ به صورت داشتن سایت و استفاده نکردن از سرویسهای مجانی می‌تواند هک نشدن باشد، این لینک را ببینید،
دو نفر که با هم دیگر یک وبلاگ راه انداخته بودند بر اثر سهل انگاری احتمالا پسوردشان را از دست داده‌اند و برای همین دیگر نمی‌توانند در وبلاگشان چیزی بنویسند
و به عبارتی هک شده‌اند، ولی اگر این مطلب هنگامی که سایت برای خودتان هست اتفاق بیفتد و به اصطلاح سایتتان هک بشود زیاد مهم نیست البته در صورتی که یک بک‌آپ از سایتتان داشته باشید به راحتی آن را بازیابی خواهید کرد و می‌توانید به فعالیتتان ادامه دهید ولی در هنگام استفاده از یک سرویس مجانی این امکانات برای افزایش امنیت وبلاگ شما از شما گرفته می‌شود.

FilesMatch “.(gif|jpg|png)”
Order Allow,Deny
Allow from env=local_ref
/FilesMatch

تکه کد بالا را هم که می‌بینید از این پس برای رعایت حق کپی‌رایت و از همه مهمتر استفاده نشدن پهنای باند شیدا به htaccess آپاچی سایتم اضافه کردم، دیگر کسانی مانند
این نمی‌توانند با لینک دادن به عکس مربوط به بلاگ‌رولینگ سایت منblogrolling Image Restrcition on Sheida.com blogrolling از پهنای باند من استفاده کنند.
یک مطلب هم خواندم درباره‌ی Network Marketing از وبلاگ blogneveshteha که به ترغیب استفاده از این چرندیات پرداخته بود، شما هم خواستید بخوانید و
ببینید چه قدر این روشها وقت جوانان ایرانی را گرفته و برای این که بتوانند تعدادی بیشتر خواننده به وبلاگ خود جذب کنند و به ترغیب استفاده از این چرندیات بپردازند
چه مقدار وقت و هزینه صرف کرده‌اند.
شاید این وصله برای موتور جستجوی پارسیک را دیده باشید ولی من که توصیه می‌کنم حتما نصبش کنید، خیلی کار کردن و خواندن اخبار را به وسیله‌ی پیام‌رسان
یاهو آسان می‌کند.

Animals Pictures

October 11, 2005 at 4:43 pm

تورو خدا می‌بینی کارمان به کجا رسیده، خودم را که نمی‌گم سایتم را می‌گم برای امتحان هم که شده در گوگل که این همه بهش همه می‌نازند عکسهای حیوان را جستجو کنید و به راحتی مشاهده می‌کنید که لینک سایت شیدا و آن هم در صفحه‌ی اول نمودار می‌شود؛
برای این مطلب چند فرضیه می‌توان کشف کرد
۱- آن هم این که گوگل به همه‌چیز حتی به یک سایت به عنوان یک حیوان نگاه می‌کند و برای همین سایت من را هم که دارای عکسهای زیادی است را در نتایج قرار می‌دهد.
۲- گوگل متوجه شده که شاهین در زبان شیرین پارسی نام یک پرنده است و از طرفی هر پرنده‌ای هم یک نوع حیوان است و از طرفی با عکسهای سایت من مواجه شده و تشخیص داده که این سایت یک سایت باغ‌وحش مجازی شده و به نمایش عکسهای حیوانات می‌پردازد.
۳- از آن‌جایی که بنده در فتوبلاگم عکسهایی از شخصیتهای مطرح را گذاشته‌ام، این موتور هوشمند تشخیص داده که این اساتید بزرگوار نیز در رده‌ی پستانداران و از نوع
خوکچه‌های هندی نایاب دسته بندی می‌شوند و برای همین سایت من را در ردیف اول عکسهایحیوان می‌آورد.
۴- گوگل در صفحه‌ای از سایت من هم کلمه‌ی عکسهای و هم کلمه‌ی حیوان را پیدا کرده و از آن‌جا که هوشمند نیست سایت من را نیز به عنوان نتایج باز می‌گرداند
نتیجه : اگر از بنده بپرسید می‌گویم که گوگل از خیلی از آدمها با هوشتر و حتی بامرامتر هم هست پس گزینه‌ی آخر که هوشمندی گوگل را رد می‌کند از هستی ساقط است و از طرفی چون گوگل به راستی در رده بندی حیوانات وارد نشده پس فرضیه‌های ۲ و ۱ هم بعید به نظر می‌رسد و تنها فرضیه‌ی ۳ درست می‌نمایاند چون هم تا آن‌جایی که به خاطر دارم گوگل از ابتدا یک پروژه‌ی تحقیقاتی بر روی خوکچه‌های هندی بود و هم این‌که نشان می‌دهدچگونه گوگل خرها ( آن هم از نوع زاده شدگان ازمی ) و سگان ( آن هم از نوع پارس کننده‌اشان) استتار شده در انسانها راشناسایی کند.

Host Change, PhotoBlog

August 19, 2005 at 2:47 pm

باز هم تغییرات در شیدا، حتما این قدر به شیدا سر می‌زنید که مشکلی برای پیدا کردن و مشاهده‌ی تغییرات آن ندارید، اول این که هاست شیدا از
Farakaranet
به Webramz تغییر کرد و آن هم تنها به خاطر شما بازدیدکنندگان گرامی بود و به راحتی از این پس می‌توانید شیدا Bandwith این هاست بسیار بیشتر از ۱ گیکابایت هست را مشاهده نمایید چون به مانند هاست قبلی و به راحتی می‌توانید هر چه از شیدا خواستید را مشاهده کنید، در این نقل و انتقال و امکان فضای بیشتر برای شیدا photoblog ای راه بیاندازم که نتیجه‌ی آن را در بالای همین صفحه مشاهده ، این فرصت برایم پیش آمد تا می‌کنید، ۵ عکس آخر که در photoblog پست کرده‌ام را به شما نمایش می‌دهد که با کلیک کردن بر آنها می‌توانید به http://www.sheida.com/photo راهنمایی بشوید و در آن‌جا عکس با اندازه‌ی واقعی را مشاهده نمایید، برای این کار از نرم‌افزاری با نام pixelpost استفاده کردم که باید این یکی را هم به Personal Info سایتم به عنوان copyright اضافه کنم، اما نکته‌ی زیبای کار من این بود که با استفاده از یک اسکریپت قرار داده شده در اینترنت توانستم با استفاده از توابع PHP امضای خودم را اضافه کنم به عکسها و دیگر لازم نباشد تک تک عکسها را در photoshop باز کنم و امضای خود را به آنها اضافه کنم.
نیست در دیر مغان هیچ چو من شیدایی خرقه
جایی گرو‌ی باده و دفتر جایی، این هم شده شعار تبلیغاتی شیدا، می‌توانید اگر تبلیغاتی برای گذاشتن در بالای صفحه و جاهای مختلف آن دارید می‌توانید با من در میان بگذارید، هم‌چنین می‌توانید با دیدن این صفحه تعرفه‌های ما را مشاهده کنید، مطمین باشید ناراضی از پیش ما نمی‌روید.

Sheidas Copyright in one Iranian Site

August 8, 2005 at 12:41 am

شیدا دات کام هم از فرط بازدیدکننده که ماه پیش ترکیده بود، هنوز ۵ روز از اول ماه نگذشته است که حدود ۳۵۰ مگابایت ترانسفر برای هاست ۱۰ مگی من ثبت شده است برای همین مجبور شدم که یک مقداری از حجم شیدا را کم کنم و از مقدار ۱۰ نوشته در صفحه‌ی اول به ۵ نوشته و هم‌چنین حذف ستون سمت چپ از صفحات داخلی را به
همراه داشت. با این حال فکر کنم باز Bandwidth برای آخر ماه کم بیاورم( همه‌اش ۱ گیگ ترانسفر دارم) ،‌ اگر کم بیاید تا آخر ماه شیدا را باید این‌جوری مشاهده کنید.
یک چیز جالب هم این که دو یا سه بلوک و مودولی که من برای phpnuke نوشتم در سایت www.ewaz.org و با رعایت copyright قرار گرفته است فکر کنم بلوک google page rank و yahoo status باشد که با مراجعه به این لینک البته در صورت عضو شدن می‌توانید بلوک نوشته شده‌ی من را مشاهده نمایید، جای بسی خوشبختی است که مشاهده نمودم یک سایت ایرانی که به راحتی می‌توانست تمام قوانین copyright را زیر پا بگذارد با درج لینک www.sheida.com در پایین آن مطلب به نویسنده‌ی بلوکها نیز اشاره‌ای داشته است.
تازگی هم با لطف دوستان یک حساب در persiangig.com گرفتم و به امید خدا فایلهای خود را برای داونلود که تا حالا درgeocities , anglefire بود (که در ایران فیلتر شده) را بر روی آن قرار خواهم داد.

ما دو تا داداشیم

July 8, 2005 at 5:45 pm

خیلی جالب بود، بعد از ۴ سال تحصیلات دانشگاهی یکی ازدوستانم که در مرحله‌ی کارشناسی ارشد (همان فوق لیسانس خودمان) قبول شده از طرف خانواده‌اش یک جایزه گرفته بود و ۵شنیه با هم رفتیم بیرون (و با کادوش) که یک ذره بهش برسیم، یک چند تا روکش و دورفرمان و … برایش گرفت، یک پیرمرد امروزی و جوان دیروزی هم آمده بود تا برای جایزه‌‌ای که خودش برای خودش گرفته بود هم خرت و پرت جور کند، به من و دوستم می‌گفت داداش، یعنی می‌گفت به بابایتان بگویید اگه لاستیکش را هم عوض کنید خیلی بهتر می‌شود و اینها، خلاصه سرتان را درد نیاورم با این که شباهت ظاهری زیادی نداریم ما یک داداش پیدا کردیم، یاد شعر ما دو تا داداشیم افتادم و داشتم از خنده ریسه می‌رفتم. خداوند همه‌ی داداشها را سالم و تندرست نگه دارد.

چند وقت پیش هم کنگره جهانی زرتشتیان در لندن انگلستان برگزار شد، همان که پیش برگزاریش با کشته شدن کسرا وفاداری بود، انتهایش هم با کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از مردم انگلستان در حملات تروریستی منصوب به القاعده بود، هنوز خبری از حادثه دیدن تعدادی از زرتشتیان که منتشر نشده که امیدواریم همه‌اشان در سلامت کامل باشند.

یک تغییر کوچک و چشم‌نمای دیگر هم در شیدا پیدا شد و آن هم این که copyright پایین صفحه به داخلtheme آورده شد، دیگر از این شکیلتر سایت دیده بودین ؟‌

۸ years

June 7, 2005 at 11:50 pm

درست یادم نیست وبه خاطر نمی‌آورم اسمش چی بود ولی شریفی تویش داشت، فکر کنم محمد شریفیان بود، پسر تیزی بود البته در مواردی که خودش به آن علاقه داشت که چون از قضا مواردی را شامل می‌شد که من هم به آنها علاقه داشتم، کامپیوتر، اینترنت، CD (تعجت نکنید آن موقع بحث داغی بود) و … بسیار با هم تعامل داشتیم، تازه بچه محلمان هم بود و او اولین نفری بود که داد کشید و فریاد صعود ایران به جام جهانی ۱۹۹۸ را در فرانسه سر داد، همه‌امان در کنار اکبر بی‌خطر ( زریسفی عزیز) در سالن دبیرستان البرز بازی تیم ایران مقابل استرالیا را می‌دیدم، وقتی ۲ گل خورده بودند کسی باور نمی‌کرد که ایران به جام جهانی بره ولی رفتیم، همه داشتیم از یک تلویزیون کوچک بازی را می‌دیدم و محمد از رادیو گوش می‌کرد و برای همین جلوتر از ما گل دوم را فهمید وقتی هوار کشید همه نگاهش کردند ولی ۳۰ ثانیه بعد همه سالن روی هوا بودند.
یادمان نمی‌رود شادی مردم را، پایکوبی آنها را در آن زمان فردا نیز به امید خدا خاطرات ۸ سال پیش را زنده خواهیم کرد، این دفعه ورزشکاران درکشورند و آنها نیز خود صاحب مجلسند و ما مهمانشان.
۸ سال پیش هم در همین اوقات بود که انسانهای بالغ آن روز به پای صندوقهای رای رفتند و ریاست جمهوری ایران خود را انتخاب کردند و آن موقع ما حسرت به دل ماندیم که نمی‌توانیم نقشی در دوم خرداد داشته باشیم.
۸ سال پیش برای من به یاد آورنده‌‌ی چشیدن طعم تلخ دوری بود، طعم تلخی که پس از سالیان دراز شیرین گر نشده است، تلخ نیز دیگر نمی‌نماید و اکنون بنا بر شرایط من
باز هم تکرار خواهد شد.
فکر می‌کنید ۸ سال دیگر کجا باشیم و چه می‌کنیم، اصلا آن موقع به یادمان می‌آید که ۸ سال از نوشتن این مطلب می‌گذرد ؟

و قانون من، که از این به بعد با نام قانون شاهین از آن نام ببرید:
هر ۸ سال زندگی انسان تکرار می‌شود و تنها ظرف آن عوض می‌شود.

Advertising