March 22, 2004 at 4:31 pm
بوی بارای
بوی باران
بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته باران خوران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
فریدون مشیری
March 22, 2004 at 4:25 pm
نوروز
نوروز
|
وزید و کرد گیتی را معطر
|
سپیده دم نسیمی روح پرور
|
به باغ و راغ بد پیغلم آور
|
تو پنداری ز فروردین و خورداد
|
سترد از چهره گرد بید عرعر
|
گرفت از پای بند سرو شمشاد
|
بسیط خاک شد پر لولوتر
|
ز گوهر ریزی ابر بهاری
|
درختان را تبارک ، سبز چادر
|
مبارکباد گویان در فکندند
|
نپوشاندند رنگین حله بر در
|
نماند کاندر چمن یک شاخ کانرا
|
هوا گردید مشکین و معطر
|
ز بس بشکفت گوناگون شکوفه
|
زمرد همسر یاقوت احمر
|
بسی شد بر فراز شاخساران
|
گهی پیدا و دیگر که مضمر
|
در اوج آسمان خورشید رخشان
|
جهان ، ز آلوده کاری ها مطهر
|
فلک از پست رایی ها مبرا
|
| پروین اعتصامی |
|
March 22, 2004 at 4:17 pm
سین هفتم
هجرانی
سین هفتم
سیب سرخی است
حسرتا
که مرا
نصیب
از این سفره ی سنت
سروری نیست
شرابی مرد افکن در جام هواست
شگفتا
که مرا
بدین مستی
شوری نیست
سبوی سبزه پوش
در قاب پنجره
آه
چنان دورم
که گویی جز نقش بی جانی نیست
و کلامی مهربان
در نخستین دیدار بامدادی
فغان
که در پس پاسخ و لبخند
دل خندانی نیست
بهاری دیگر آمده است
آری
اما برای آن زمستان ها که گذشت
نامی نیست
نامی نیست
شاملو