رستم به دیدار شاه مازندران رفته و دارد باهاش اختلاطی میکند که به شاه مازندران میگوید چاکرتیم. اولین باری بود که چاکر بودن را از زبان رستم شنیدم برایم کلی جالب بود.
اگر خواستید داستان کاملش را بخوانید به این جا مراجعه کنید. ولی این دو بیت را حتما بخوانید.
ازان پس بدو گفت رستم توی
که داری بر و بازوی پهلوی
چنین داد پاسخ که من چاکرم
اگر چاکری را خود اندر خورم
این هم از هنر تبلیغاتی شیدا. در این اثر هنری شهرام ناظری ادعا میکند که شیدا شده است. راستی درسته که میگویند شهرام ناظری میخواهد شاهنامه فردوسی را بخواند ؟
چند وقتی میشود که خبر شاهنامهی جدید به تصحیح دکتر جنیدی را از میان اهالی کتاب میتوان شنید. این کتاب که به قول خود دکتر پس از سی سال تحقیق نوشته شده است پس از مدت بسیاری انتظار به بازار میآید. قیمت کتاب در حدود ۷۵هزار تومان هست و به شاهنامه خوانها سفارشش میکنم بسیار. چنین چیزهایی کم پیدا میشود.
از اینها که بگذریم و اگر یک کمی سطحیتر نگاه کنیم، تفاوت نسخههای مختلف شاهنامه در تفاوت بعضی از اشعارش هست. یک سری از شعرها در شاهنامههای تصحیح شده نیست و یک سریاشان به کل عوض شدند. ولی آنهایی هم که نیستند و به شناخت بازنگر شاهنامه حذف شدهاند، قسمتیاشان چنان گیرایی دارند و چنان مفاهیم بزرگی را منتقل میکنند که مهم نیست که فردوسی این را گفته باشد یا نه، مهم هم نیست که آیا در جای درست شاهنامه هم آمده باشند یا نه، مهم این هست که با حرکت شاهنامه این اشعار اضافی در طول تاریخ حفظ شده و به دست ما رسیده. اشعاری که بیشتر ما را با فرهنگ ایران کمتر به یاد مانده آشنا میکند.
به نام خداوند خورشید و ماه
که دل را به نامش خرد داد راه
دنبال شاهنامه که میگشتم این سری از ویدیوها را پیدا کردم. ویدیوهایی که به نظر میرسد کشوری به جز ایران آن را تهیه کرده که لهجهاش بیشتر به تاجیکی میخورد. اگر دوست داشتید همهاش را ببینید. داستان رستم و سهراب هست. مطمینا ایرانیان اگر همت به ساختن چنین داستانهایی کنند مطمینا بسی بهتر و بسی زیباتر و حماسیتر به پرده خواهند کشید حماسهسراییهای بزرگ مرد ادب ایران زمین را.
آخر خوب بلد نیستی چیزی را نگو، یا بگو که فکر کنم اینجوری باشد یا این که بگو که به نظر من اینجوری و نه بیا با قاطعیت استناد کن به این شعر فردوسی و ازش استفاده کن و زن ستیزی را به تاریخچهی اساطیری ایران هم پیوند بزن. که اگر فکر میکنی فردوسی با گفتن این بیت زن ستیز بوده، پس من هم هستم. بیتی (یکی از ابیات) که از فردوسی در این برنامهی کافه رادیو (که حیف آن وقتی که گذاشتم و برنامهاشان را گوش دادم) پخش شد این بود.
زن و اژدها هر دو در خاک به – - – جهان پاک از این هر دو ناپاک به
گوینده با استناد به این بیت چنین نتیجه گرفت که بله زن ستیزی از نخستین روزهای ایران وجود داشته و حتی فردوسی هم آن را نقل کرده. آخر برادر خوب اگر تو هم داستان آن قسمت شاهنامه را میخواندی متوجه میشدی که فردوسی منظورش همهی زنهای روی زمین نبوده و زنانی که سرشت پلیدی دارند را به مانند اژدهاهایی تشبیه کرده که بهتر هست هر دوتایشان از روی زمین نابود شوند.
اصلا کسی که گردآفرید (به ضمهی گ و به معنی پلهوان آفریده شده) را به صورت گردآفرید (به کسرهی گ و به معنی آفریده شده به صورت دایره) بخواند ازش انتطاری بیشتر هم نمیتوان داشت. فکر کنم برای دفعهی اولش بوده که شاهنامه را کلا باز کرده و یا با چند تا جستجوی تو گوگل ۴ تا مطلب پیدا کرده که درباره زن در شاهنامه نوشته بودند و این هم از رویشان خوانده. (این هم بیتی درباره گردآفرید)
زنی بود برسان گُردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گُرد آفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید
شبههای که پس از گوش دادن به این قسمت رادیو در ذهنها پدید میآید این است که اگر قصد نقد ابیات مخالف زنان در طول تاریخ ایران بوده چرا تنها به شاهنامهی فردوسی بسنده شده و از کتب دیگر (که کم هم نیستند) سخنی به میان نیامده و اگر بحث تنها زن ستیزی در شاهنامه بوده چرا گوینده تنها به ابیاتی بسنده کرده که سهوا شنونده را به این گمان میاندازد که زن در شاهنامه موجودی خوار و کوچک شمرده میشده و همچنرن چرا ابیاتی را که در ستایش زن و زنهای راستکار شاهنامه سروده شده را برنگزیده .تنها هدفی که میتوان از این سیر گفتهها و تفسیرها متصور شد شاهنامهستیزی و ناپاک جلوه دادن شاهنامه و فردوسی از طرف کافه رادیو میباشد.
خوب شد همین نوشتهی آخری بود که به شاهنامه گیر دادم. حداقل باعث شد یک کمی اطلاعات خودم را بالا ببرم و کمی از کتابش و نوشتههای مربوطه بهش را بخوانم. وگرنه من هم فکر میکردم این هم از شاهنامه.
در ادامه شماری از بیتهای شاهنامه که به مقام بالای زن پرداخته را میآورم و مطمینم شما استادتر از من تو تفسیرش هستید.
زن خوب رخ، رامش افزاى و بس
که زن باشد از درد، فریاد رس
به زن گیرد آرام، مرد جوان
اگر تاجدار است و گر پهلوان
هم از وى بود دین یزدان بپاى
جوان را به نیکى بود رهنماى
ز سه چیز باشد زنان را بهی
که باشند زیبای گاه مهی
یکی آنکه با شرم و با خواستست
که جفتش بدو خانه آراستست
دگر انکه فرخ پسر زاید
او ز شوی خجسته بیفزاید او
سه دیگر که بالا و رویش بود
به پوشیدگی مویش بود
این هم قسمتی از داستانی که گوینده بهش استناد کرده بود، با خواندن حتی همین ۵ بیت قبلش هم میتوانید معنیاش را درک کنید.
چو فرزند و زن باشدم خون و مغز
کرا پیش بیرون شود کار نغز
بدستور فرمود تا ساروان
هیون آرد از دشت صد کاروان
هیونان به هیزم کشیدن شدند
همه شهر ایران به دیدن شدند
نهادند هیزم دو کوه بلند
شمارش گذر کرد بر چون و چند
بدور از دو فرسنگ هر کس بدید
چنین گفت: کاین است بد را کلید
همى خواست دیدن سر راستى
ز کار زن آید همه کاستى
چو این داستان سر به سر بشنوى
به آید ترا گر به زن نگروى
به گیتى بجز پارسا زن مجوى
زن بد کنش خوارى آرد به روى
زن و اژدها هر دو در خاک به
جهان پاک از این هر دو ناپاک به
چند وقت پیش هم کامنتی گذاشته بودم و شکایتی از صدای گویندهی رادیو کرده بودم (+) و در جواب شنیده بودم که از کسانی دارند استفاده میکنند که حرفی برای گفتن دارند. وای به حال دانشجویان ایرانی خارج از کشوری که چنین کسانی از میان آنها حرفی برای گفتن دارند و کس دیگری پیدا نمیشود.
چند روز و اندی میشود که دارم دنبال یک منبع درست حسابی از شاهنامه روی اینترنت میگردم. ولی چیز خاصی پیدا نکردم. یک سایت اینترنتی هست ولی آنجوری که من چک کردم همهی تیترهای موجود در شاهنامه را ندارد و نمیشود بهش درست حسابی اعتماد کرد. هیچ جایش هم ننوشته که از چه منبعی خودش استفاده کرده برای استفاده. از این سایتهای کتابهای فارسی را هم خیلی گشتم ولی آنها هم مانند بقیه کارهای ایرانیان (البته اکثرشان) کپی پیست همین سایت بود که به صورت فایل سی اچ ام درآورده بودند.
برایم جالب بود که با این همه اهمیتی که این منبع بزرگ زبان فارسی برای ایران و فارسی زبانان نه تنها ایرانی دارد یک مرجع خوب برایش روی اینترنت پیدا نمیشود. حتی توی ایبی یا آمازون هم اگر بخواهید بروید کتابش را بخرید به راحتی نمیتوانید بفهمید که چه نسخهایش را دارید خریداری میکنید. خیلی شانس داشته باشید فقط نسخهی زبان فارسیاش را پیدا کنید.
بهترین منبعی که پیدا کردم این بود که فعلا ازش استفاده میکنم. اگر چیز بهتری داشتید و یا پیدا کردید حتما خبرم بدهید.