آخر خوب بلد نیستی چیزی را نگو، یا بگو که فکر کنم اینجوری باشد یا این که بگو که به نظر من اینجوری و نه بیا با قاطعیت استناد کن به این شعر فردوسی و ازش استفاده کن و زن ستیزی را به تاریخچهی اساطیری ایران هم پیوند بزن. که اگر فکر میکنی فردوسی با گفتن این بیت زن ستیز بوده، پس من هم هستم. بیتی (یکی از ابیات) که از فردوسی در این برنامهی کافه رادیو (که حیف آن وقتی که گذاشتم و برنامهاشان را گوش دادم) پخش شد این بود.
زن و اژدها هر دو در خاک به – - – جهان پاک از این هر دو ناپاک به
گوینده با استناد به این بیت چنین نتیجه گرفت که بله زن ستیزی از نخستین روزهای ایران وجود داشته و حتی فردوسی هم آن را نقل کرده. آخر برادر خوب اگر تو هم داستان آن قسمت شاهنامه را میخواندی متوجه میشدی که فردوسی منظورش همهی زنهای روی زمین نبوده و زنانی که سرشت پلیدی دارند را به مانند اژدهاهایی تشبیه کرده که بهتر هست هر دوتایشان از روی زمین نابود شوند.
اصلا کسی که گردآفرید (به ضمهی گ و به معنی پلهوان آفریده شده) را به صورت گردآفرید (به کسرهی گ و به معنی آفریده شده به صورت دایره) بخواند ازش انتطاری بیشتر هم نمیتوان داشت. فکر کنم برای دفعهی اولش بوده که شاهنامه را کلا باز کرده و یا با چند تا جستجوی تو گوگل ۴ تا مطلب پیدا کرده که درباره زن در شاهنامه نوشته بودند و این هم از رویشان خوانده. (این هم بیتی درباره گردآفرید)
زنی بود برسان گُردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گُرد آفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید
شبههای که پس از گوش دادن به این قسمت رادیو در ذهنها پدید میآید این است که اگر قصد نقد ابیات مخالف زنان در طول تاریخ ایران بوده چرا تنها به شاهنامهی فردوسی بسنده شده و از کتب دیگر (که کم هم نیستند) سخنی به میان نیامده و اگر بحث تنها زن ستیزی در شاهنامه بوده چرا گوینده تنها به ابیاتی بسنده کرده که سهوا شنونده را به این گمان میاندازد که زن در شاهنامه موجودی خوار و کوچک شمرده میشده و همچنرن چرا ابیاتی را که در ستایش زن و زنهای راستکار شاهنامه سروده شده را برنگزیده .تنها هدفی که میتوان از این سیر گفتهها و تفسیرها متصور شد شاهنامهستیزی و ناپاک جلوه دادن شاهنامه و فردوسی از طرف کافه رادیو میباشد.
خوب شد همین نوشتهی آخری بود که به شاهنامه گیر دادم. حداقل باعث شد یک کمی اطلاعات خودم را بالا ببرم و کمی از کتابش و نوشتههای مربوطه بهش را بخوانم. وگرنه من هم فکر میکردم این هم از شاهنامه.
در ادامه شماری از بیتهای شاهنامه که به مقام بالای زن پرداخته را میآورم و مطمینم شما استادتر از من تو تفسیرش هستید.
زن خوب رخ، رامش افزاى و بس
که زن باشد از درد، فریاد رس
به زن گیرد آرام، مرد جوان
اگر تاجدار است و گر پهلوان
هم از وى بود دین یزدان بپاى
جوان را به نیکى بود رهنماى
ز سه چیز باشد زنان را بهی
که باشند زیبای گاه مهی
یکی آنکه با شرم و با خواستست
که جفتش بدو خانه آراستست
دگر انکه فرخ پسر زاید
او ز شوی خجسته بیفزاید او
سه دیگر که بالا و رویش بود
به پوشیدگی مویش بود
این هم قسمتی از داستانی که گوینده بهش استناد کرده بود، با خواندن حتی همین ۵ بیت قبلش هم میتوانید معنیاش را درک کنید.
چو فرزند و زن باشدم خون و مغز
کرا پیش بیرون شود کار نغز
بدستور فرمود تا ساروان
هیون آرد از دشت صد کاروان
هیونان به هیزم کشیدن شدند
همه شهر ایران به دیدن شدند
نهادند هیزم دو کوه بلند
شمارش گذر کرد بر چون و چند
بدور از دو فرسنگ هر کس بدید
چنین گفت: کاین است بد را کلید
همى خواست دیدن سر راستى
ز کار زن آید همه کاستى
چو این داستان سر به سر بشنوى
به آید ترا گر به زن نگروى
به گیتى بجز پارسا زن مجوى
زن بد کنش خوارى آرد به روى
زن و اژدها هر دو در خاک به
جهان پاک از این هر دو ناپاک به
چند وقت پیش هم کامنتی گذاشته بودم و شکایتی از صدای گویندهی رادیو کرده بودم (+) و در جواب شنیده بودم که از کسانی دارند استفاده میکنند که حرفی برای گفتن دارند. وای به حال دانشجویان ایرانی خارج از کشوری که چنین کسانی از میان آنها حرفی برای گفتن دارند و کس دیگری پیدا نمیشود.
حتما از چند وقت پیش با انواع و اقسام روشهای اشتراک عقاید و نظرات تو اینترنت آشنا شدید، از وبلاگ نویسی بگیرید تا فرندفیدبازی (+) . حتما هم اسمی از پادکست را شنیدید و یا چندتاییش را گوش کردید تا حالا. (پادکست چیست؟)
امروز قصدم اینه که اگر بشود ۳ تا پادکست دانشجویی را با هم مقایسه کنیم و مزیتها و معایب هر کدام را بربشماریم. پادکستهایی که میخواهم دربارهاشان صحبت کنم را حتما میشناسید، حداقل یکیاشان را میشناسید. رادیو کالج پارک، کافه رادیو و رادیو شمال ۵۳ (به ترتیب قدمت) به علاوهی رادیو جوان.
رادیو کالج پارک که ادعا میکند اولین پادکست گروهی ایرانیان هستش بر روی بستری از وردپرس قرار دارد. نویسندههایش (بهتر بگوییم گویندههایش) بیشتر افراد فوق لیسانس و یا دکترای دانشگاه مریلند هستند و به همین خاطر این پادکست از بار علمی بیشتری نسبت به دیگر پادکستها برخوردار هست. همچنین خدماتی را دارد که توی دیگر پادکستها من به نوبهی خودم ندیدم، مثل گوش دادن به پادکست از طریق شماره تلفن و یا کتباهای صوتی رایگان. از طرفی با این که میتوانسته به دلیل سابقهی بالایش و محبوبیتش در اینترنت از قدرتش استفاده کند و کلی مانند رادیو زمانه لینک بازی راه بندازد و برای خودش ورودیهای بیشتری را جذب کند به این کارها روی نیاورده و تنها رادیوها و پادکستهایی را اضافه کرده که به نظرش ارزش گوش کردن دارند و به زبان سادهتر، تیریپ لینک بده تا لینکت کنم را اصلا پایه نیست. (البته این منکر این نکته نیست که برای رادیو زمانه چنین کاری نه تنها نکتهی منفیای نیست بلکه بسیار کار باارزشی هست و باعث شده همه وبلاگهای ایرانی در یک سایت، به ترتیب به روز شدن نمایش داده شوند. توجه کنید که این مبحث نشان از تفاوت بنیادین بین هدفهای کالج پارک و رادیو زمانه است.)
رادیو کالج پارک با این که روی وردپرس هست ولی از چند امکان سادهی وردپرس استفاده نمیکند مثلا استفاده از پلاگین عوض کردن آر اس اس پیشفرض خودش با فیدبرنر، آمارگیری و یا امکان نظرسنجی و …
استفادهی ساده از چند تا از اینها به سادگی میتواند در شناختن این رادیو به شنوندگان ایرانی اینترنتی کمک بزرگی بکند.
یادم می آید که یک بار کالج پارک به عنوان بهترین کار گروهی دانشجویی در دانشگاهشان شناخته شده بود و با گرداننده اش هم صحبتی کرده بودند. تو این صحبت چیزیش که جالب بود این بود که دانشجوهای خارجی فکر نمی کردند یک کار گروهی ایرانی این قدر دوام پیدا کند. (+)
کافه رادیو، که بیشتر به یک کافه میماند تا یک رادیو (+) هنوز یک ساله نشده و دارد نحوهی رفتار اینترنتیاش را و استفادهی بهتر از امکاناتش را کم کم یاد میگیرد. کافه رادیو خیلی بلند پرواز هم هست و هنوز یک ساله نشده خودش را با رادیو زمانه مقایسه میکند و سعی دارد به آن برسد. از صحبتهای دارندهی کافه رادیو (+) با رادیو زمانه (فکر کنم ۵ ۶ برنامهی پیش بود) و لینک به تنها دو سایت رادیو زمانه و رادیو کالج پارک میتوان این را به سادگی فهمید.
این کافه نمیدانم چه دلیلیه که اصرار دارد که حتما برنامهاش را به صورت زنده برای ونکوور پخش بکند، کاش میتوانستند آماری بدهند که ما هم بفهمیم چند نفر از رادیو این پادکست را گوش میکنند و چند نفر از روی اینترنت و به صورت پادکست. یادمه تو برنامههای دوم یا سوم بود که با استفاده از تلفن خواستند ارتباط با شنوندگان برقرار کنند (و به اولین تلفن کننده بلیط یک برنامهی فرهنگی را مجانی بدهند) ولی تا آنجا که یاد دارم کسی زنگ نزد و دیگر هم این برنامه تمام شد. به نظر من با توجه به طیف مخاطب این رادیو به نظر نمی رسد که تعداد زیادی با استفاده از رادیو این برنامه را گوش بدهند و اکثر دانشجویان یک کامپیوتر کیفی دارند و همه کارهایشان را با آن انجام می دهند و کمتر دانشجویی پیدا می شود که رادیو داشته باشد و گوش بدهد. کافه رادیو ، یکی از نکات منفی اش هم این بوده که آن چنان یکپارچگی نداشته و اگر به برنامهها و مجریانش دقت کنید شاهد تنوع بسیاری بودیم، بسیاری از مجریانش عوض شدند و برنامههایش هم تغییر زیادی داشته، دیگر به سختی یک جوک پیدا میکنید که در برنامههایشان گفته بشود. رادیویی که که در آن اول کلی برنامهی طنز داشت.
در عوضش وب سایتشان را تا آن جا که میشده حرفهای کار کردهاند، بر پایهی وردپرس، با استفاده از پادپرس و حتی در آیتیونز هم کانال خاص خودشان را دارد. از فیدبرنر برای فیدهایشان استفاده میکنند و تاکنون ۱۰۳ تا شنوندهی فیدی دارند. تنها نکتهی منفیاش که این چند وقته مشاهده میشود این است که آمار سایتشان درست کار نمیکند و امروز که سری بهشان زدم نوشته بود حدود ۳۰ هزار بازدیدکننده داشته ولی آمار جزییاش روزی ۴۵ تا ۱۰۰ تا را نمایش میداد. برای وبلاگ و یا وب سایت شخصی به نظر من آماری که همه ببینند چیز جالبیه و باعث میشود بقیه دستشان بیاد سایتت کجا هست و کیها بهش لینک دادند ولی سایتهای بزرگ معمولا اگر هم آمار دارند تنها برای خودشانه مثل بالاترین، دیگ و … شاید هم هنوز کوچیک میبینند خودشان را و یا قابلیت فنیاش را ندارند. چیزی که شبههی زنده پخش کردن را بیشتر دامن میزند. (عکسهای آماری ۱ و ۲ ) دیگر پادکستهای بحث شده در این نوشتار هم لینک آماری نداشتند.
البته این رادیو لینکهای خوبی دارد و تا این جا که من شنیدم تنها پادکستی بوده که رادیو زمانه باهاش صحبت داشته و در حقیقت برایش کلی تبلیغ کرده, آن هم نه هر کسی و نیک آهنگ کوثر توی یکی از برنامه هایش با گرداننده ی رادیو (+) به صحبت پرداخته بود. این رادیو / پادکست هم به گفته ی وبلاگ گرداننده اش(+) به عنوان بهترین وبلاگ گروهی دانشجویی در دانشگاه سایمون فریزر شناخته شده (+).
به نظر بنده کیفیت برنامه های این رادیو سیر نزولی داشته, می توانید در برنامه سی و پنجمشان ببینید که در آخر برنامه از یکی از برنامه های رادیو کالج پارک برای پر کردن برنامه اشان پر کردند و برنامه ی سو و ششمان هم که چیزی نبود جز صحبتهای مجری برنامه و چند آهنگ که دی جی گذاشت. (البته هنوز برنامه سی و ششم بعد از ۶ روز از پخشش روی سایت نرفته و اگر هم سایتشان با این برنامه به روز نشود چیز عجیبی نخواهد بود.)
البته نه این که پر کردن برنامه کار بدی باشد ولی مطمینا اگر برنامه ی قابل پخشی برای آن قسمت برنامه موجود بود مطمینا از برنامه های دیگر رادیو استفاده نمی کردند.
رادیو شمال ۵۳ رادیویی تازه کار است. ۳ تا برنامهاش را بیرون دادند و بر پایه وردپرسه. به نظرم اول راهند و هنوز زوده ازشان خورده گرفت که چرا از فیدبرنر و پادپرس استفاده نمیکنتد. برنامههایشان بیشتر هماهنگ شده است (مانند کالج پارک و نه مانند کافه) و به صورت پادکست منتشر میکنند.
بیشتر برنامههایشان تم محلی دارد که من کلی این را میپسندم با جو ادمونتون آشنا میشوی ولی همانطوری که تو یکی از کامنتهایم تو وب سایتشان گفتم باید یک کمی تغییر ایجاد کنند که کسانی که از ایران هم این برنامهها را میشنوند خسته نشوند و دفعه دیگر هم سر بزنند بهشان.
خوبی رادیو شمال ۵۳ و کالج پارک اینه که هر دوتاشان کاملا پادکست هستند و دی جی میجیای ندارند و برنامهها بعد از نهایی شدن روی وب سایت میرود و به مانند رادیو کافه نیستند که برنامهی زنده را با تعدادی تپق و ناهماهنگیهای پیش آمده ضبط کنند و بعد به عنوان یک برنامه دست دوم روی اینترنت قرار بدهند. کارش یک کم سختتره ولی کیفیت برنامههایی که شنونده گوش میدهد بیشتر هست. صدای آرام پچ پچ این کار را بکن و آن کار را بکن و یا سوتیهای برنامهها را هیچ موقع نمیشنوید و از یک برنامه زیبا لذت میبرید. فکر کنم رادیو جوان هم دی جی دارد ولی از بس تجربه دارند و کارشان بیشتر حرفهای هست تا دانشجویی مشکلات کار دانشجویی را ندارد و کیفیت بهتری دارد نسبت به کافه رادیو.
رادیو شمال ۵۳ و رادیو کافه هر دو بخشی دارند به نام بخش خبری, با این تفاوت که بخش خبری کافه رادیو بیشتر بازگو کننده ی سرخط اخبار مهم روز و یا هفته (و نه به صورت کامل) هست, در صورتی که اخبار رادیو شمال ۵۳ بیشتر محلی هستند و اخباری را بازگو می کنند که هر جایی پیدا نمی کنید. اخباری که کافه رادیو ارایه می کند می شود به راحتی با مراجعه به یک سایت خبری به همه اش و حتی بهتر و کاملتر از لحاظ خبری دسترسی پیدا کرد.
رادیو شمال ۵۳ و رادیو کالج پارک ویژگیاشان اینه که وقتی که یک بار کامنتی درباره مطلبی نوشتید کامنتهای بعدیتان به صورت اتوماتیک تایید میشود ولی کافه رادیو هر دفعه باید کامتنهایتان را تایید کند. این قابلیت رادیو کالج پارک و شمال ۵۳ به شنونده این قابلیت و اطمینان را میدهد که حتی اگر کامنتی هم بخواهید بگذارید که در راستای خواستههای گردانندگان رادیو نباشد، تایید و توسط دیگران شنیده خواهد شد و به نظر قسمت مهمی از یک فعالیت اینترنتی میآید.
چند وقتی هم هست که رادیو جوان را تک و توک گوش میدهم، رادیوی بدی نیست و زردترین (نشریه زرد چیست (از مازیار ناظمی) رادیوی ایرانیای است که تا حالا شنیدم نه کاری به خیر و شر کسی دارد و سعی میکند تا آنجایی که میشود از برنامههایش سود اقتصادی کسب کند. موزیک میتوانید ازش بخرید و کلی بهش سود برسانید. برای اولین بار هم بلیط برنامههای لاسوگاس ایرانیان را که در ایام کریسمس اجرا میشود را به صورت اینترنتی به فروش گذاشته. جریان این مراسم اینه که کریسمس کسی نمیرود لاسوگاس (همه اعتقاد دارند که کریسمس زمانی برای صرف کردن با خانواده است)، برای همین ایرانیان هم از این فرصت استفاده میکنند و کنسرتهای بزرگی تو آن ایام تو لاسوگاس میگذارند و موقع کریسمس لاسوگاس فقط ایرانیه که میبینی. نمیدانم قبل از این که ایرانیها این برنامهها را بگذارند، لاس وگاس درش را تعطیل میکرد یا چی ؟
به هر حال رادیو جوان اگر گوش بدهید خوبیش اینه که حداقل خسته نمیشوید و زیاد هم فسفر نمیخواهد بسوزانید برای درک برنامههاش، تنها موزیکه که پخش میشود و شاید هم چند تا برنامه ساده.
این رادیو هم به وقت واشنگتن به صورت زنده پخش میشود آن هم بر روی اینترنت تنها. خوبیش اینه که به صورت زنده میتوانید از طریق پیامبر ای او ال باهاشان تماس برخط بگیرید و ازشان درخواست آهنگ و این چیزها بکنید.
رادیو جوان خوبی اش اینه که آخر تکنولوژیه, تنها رادیویی هست که برنامه ی ویژه برای آی تونز و قابل نصب در آی فون و آی تاچ را دارد. چیزی که این روزها با همه گیر شدن استفاده از آی فون خیلی کاربردی خواهد بود.
اگر بخواهم به طور خلاصه رادیوهایی را که گوش میدهم امتیاز دهی کنم، این نتیجه حاصل میشود.
بار علمی :
رادیو کالج پارک
کافه رادیو
رادیو شمال ۵۳ ( با اختلاف خیلی کم)
رادیو جوان
طراحی وب سایت
رادیو شمال ۵۳
کافه رادیو
رادیو جوان
رادیو کالج پارک
استفاده از تکنولوژی روز در وب سایت
کافه رادیو
رادیو جوان
رادیو شمال ۵۳
رادیو کالج پارک
درآمدزا بودن وب سایت
رادیو جوان
کافه رادیو
رادیو شمال ۵۳ و رادیو کالج پارک
تعامل وب سایتی
رادیو کالج پارک
رادیو شمال ۵۳
رادیو جوان
کافه رادیو
بازدیدکنندگان وب سایت (بنا به آمار منتشر شده از دوستان)
رادیو جوان
رادیو کالج پارک
کافه رادیو
رادیو شمال ۵۳
اگر وقت کافی ندارید و می خواهید با استفاده از رتبه بندی من, پادکستی گوش بدهید از این طبقه بندی استفاده کنید.
اگر حالش را دارید و می خواهید چیز یاد بگیرید :
رادیو کالج پارک
رادیو شمال ۵۳
کافه رادیو
رادیو جوان
اگر هم دوست دارید که وقتتان را بگذرانید و شاد باشید و خستگی در کنید :
رادیو جوان
کافه رادیو
رادیو شمال ۵۳
رادیو کالج پارک
تبلیغ تبلیغ، حتما گلچین را شنیدید، رادیو شیدا در حقیقت، چیز بدکی نیست، وقت کردید گوش بدهید.
بن مایهی این نوشته از آنجا به دستم رسید که بنا به نوشتهی قبلیام درباره رادیو زمانه به فکر افتادم که یک ذره بیشتر بالا پایینش کنم و چیزهایی تویش پیدا کردم که تو بیشتر خبرگزاریها پیدا نمیکنید، یکی از آنها استفاده از ویدیوی گوگل برای پخش ویدیوهای مورد نیازشان بود، البته این یک کمی دور از حرفهای بودنه ولی احتمالا برای اینکه پهنای باند کمتری مصرف کنند این کار را کردند وگرنه با راهانداختن رادیو زمانه پلیر به قابلیتهای تکنیکی رادیو زمانه نباید شک کرد.
ولی چرا غیر حرفهای چون اولا اینجوری گوگل حق داره با این ویدیوها هر کاری بخواهد بکنه (در حقیقت اگر ویدیویی کپیرایت داشته باشه گوگل آن را برمیداره و اگر کسی ویدیویی را بالاگذاری کنه این حق را برای گوگل محفوظ میداره که با استفاده از کپیرایتش استفادههای مورد نیازش را بکند)
حالا این بماند، زمانه حتی این کار را هم نکرده که این ویدیو را به صورت توکار در صفحهی خودش بگذارد و تنها با لینک دادن به آن بسنده کرده (اینجا را ببینید)
مهمش اینهایی که گفتم نبود، مهمش اینه که وقتی که این ویدیو دیدم یادم افتاد که ۳ نفر از بهترین دوستان من هر کدامشان ویلون زنهای ماهری هستند، دوتایشان در ایرانند و یکیاشان اینجا، (البته هر سه تایشان کلاسیک کار میکنند و یکیاشان هم وبلاگ مینویسد و صد البته که قصد جسارت ندارم، برای مثال گفتم) ولی برای ابی باید یک گروه خارجی ساز بزند، مطمینا ایرانیهایی پیدا میشوند که بتوانند بسیار زیباتر و از روی اشتیاق برای هممیهنانشان این ترانه را اجرا کنند و مطمینم که اگر شما هم گوش بدهید متوجه تفاوت صدایی که از ساز ایرانی در بیاید با صدایی که از سازآنها در آمده، میشوید .
سناریوی اول :
خیلی وقت بود که نوشتههاش را میخواندم و همانطور هم که از نامش وبلاگش برمیآمد از آن وبلاگهایی بود که دربارهی یک موضوع خاص مطلب مینوشتند بود (و چون فکر میکردم که شاید یک روزی برای ادامه تحصیل راهی دیار غربت بشوم از خواندن این دسته وبلاگها که با پرداختن به شرایط زندگی در یک شهر دیگر آدم را آشنا میکند رو آورده بودم)، گذشت و گردش ایام آن گونه شد که ما هم گذرمان به ونکوور افتاد و با پویا آشنا شدم و کم کم فهمیدم ایشان شخص اول کلوب ایرانیاندانشگاه سایمون فریزر میباشند که اینجا بهش میگویند پرزیدنت.
سناریوی دوم :
یکی از کسانی که بنده وبسیاری از شماها به کاریکاتورهایش خندیدم به ونکوور میآید و با جمعی از دوستان به بحث و گفتگو مینشیند، البته اکثر این دوستان دستی در وبلاگ داشتهاند و مینویسند یکی از مهمترین کسانی هم که در آن روز با نیک آهنگ صحبت میکند شخص پرزیدنت میباشد. (برای دانش کامل در این باره میتوانید این را بخوانید) نیکی که از نحوهی نوشتن و موضوع وبلاگ پرزینت آگاه میشود و از طرفی هم وقت زیادی هم نمیشده که از نوشتن در کلاغستون میگذشته برای همین به فکرش میزنه که شاید بشود به جذب پرزیدنت پرداخت.
راستی فکر میکنید این هم در بحث خریده شدن شرکتهای بزرگ شرکتهای کوچک را بگنجد، یعنی رادیو زمانه برای اینکه رقیبی در امر اطلاع رسانی از ونکوور نداشته باشد دست همکاری به سوی پرزیدنت دراز کرده است و او را به نوعی همکار خود کرده است ؟
امسال ونکوور آب و هوایش خیلی فرق کرده جوری که امروز بزرگترین استادیوم سرپوشیدهی ونکوور که با پمپاژ هوا کار میکرد دچار مشکل شد و قسمتی از سقفش پاره شد، اگر از دانشمندان بپرسید و آنهایی که اهل علم هستند میگویند که دلیلش تنها و تنها گرم شدن کرهی زمین است، اگر از کسانی که به خرافات معتقدند بپرسید ( و اگر آنها هم با وبلاگ نویسان آشنا باشند ) میگویند که قدم بعضیها آنقدر هم نیک نبوده برای ونکوور و بهشان توصیه میشود نام خودشان را از نیکان تغییر و به بدقدمان بسنده کنند، حالا اینها همه مقدمه این شد که بگویم این آقای نیکان که آمده ونکوور چند تا وبلاگ نویس را جمع کرده و دربارهی مسایلی صحبت کرده و قصد من هم از این پست اینه که به شما وبلاگهای ونکوور و وبلاگ نویسان ونکووری را معرفی کنم ( البته بماند که کسی از ما دعوت نکرد و اگر هم میکرد حق خودم میدانستم که با کسی که پیشنهاد شرکت در طرحساماندهی را میدهد سر یک میز ننشینم و با مانی و بقیه دوستان همصدا بگوییم که هیچ کجا مشخصاتمان را ثبت نمیکنیم )
لیست وبلاگهای ونکووری : ( اگر شما هم کسی را میشناسید و خواستید به این لیست اضافه بشه زحمت بکشید و آن پایین یک کامنتی بگذارید )
البته حتما شیدا و … و اشوزرتشت را میشناختید وگرنه من در لیست بالا برایتان میآوردمشان، راستش را بخواهید هنوز خودم را یک ونکووری حساب نمیکنم که بگویم وبلاگ نویس ونکووری شدم.
برای مشاهده متن رسمی و فایل شنیداری که در این مراسم چه گذشت از این لینکها استفاده کنید
چه زود بود آمدن و رفتن
چه زود شد دیدن و بوییدن
چه زود رفت همهی خاطراتش
همهی یادهای با مایش
چه زیبا بود گر در کنارش
میکشید مرا در آغوشش
بنشسته و خیره، رها و آزاد
از هر که باید بماند از ایام به یادش
از هرچه که مانده بود بین ما
یا که هر چه خواهد رفت بین ما
. . .
این هم از دست زمانه
یا که کمتر بگیرم شاید این همه من بهانه
سخنانم همه ایکاش، کو، یادش به خیر
همهاش را یاد، به یاد، مانده بر یاد