اصلا نمیدانم کی بود یا کی بود که این را میگفت ولی یکی از بزرگان بود، میگفت تنها دشمن دموکراسی خودشه.
شاید به نظر غیرواقعی بیاید ولی وقتی که دموکراسی بخواهد پیادهسازی بشود به خاطر کمبودهای موجود همیشه کارهایی باید انجام بگیرد که مورد نظر جمع نیست و کسانی که انتخاب شدند این کارها را انجام میدهند و آن هم طبق نظر خودشان، این کارهای انجام شده میتواند روی دموکراسی تاثیر منفی بگذارد و آن را تحتالشعاع قرار بدهد. بدترین نحوه استفادهاش هم از طریق کسانی هستش که خودشان سیستم را راه انداختند و به خم و چمهایش آشنا هستند. آنها هستند که میتوانند از دموکراسی نهایت استفاده را ببرند و جوری وانمود کنند که اینها همه نظرات جمع بوده و بنا به یک مصلحت زمانی چند تصمیم پیش پاافتاده بدون درنظرگرفتن رای اکثریت نهایی شده است.
بنابراین وقتی در کاری گروهی شرکت میکنید و این کار بر اساس نظر و عقیدهی همه هستش مواظب باشید که راهکارهایی باشد که اگر بعدا ازتان پرسیدند شما که به واسطهی نمایندگانتان انتخابتان چنین بوده و حالا باید پاسخگو باشید، جوابی برای گفتن داشته باشید. راهکارهایی که خیلی سختگیرانه در اول به نظر میآیند ولی در آخر میتوانند به راحتی مشکلات را حل کنند. حالا این دموکراسی میتواند در ادارهی مشکلات یک کشور باشد، راهاندازی یک جمع دانشجویی باشد و یا حتی راهاندازی دوستانهی یک رادیو.
عکسی هم که میبینید عکسی است که از تعریف واژهی دموکراسی در ویکیپدیا دیده شده است و کشورهایی که کاملا آزاد، نیمه آزاد وناآزاد هستند را نشان میدهد (تیریتپ مطبوعات : عکس تزیینی است)، راستی به نظر شما میشود یک همچنین عکسی هم برای وبسایتها، وبلاگها و محتویات کلی وب درست کرد ؟ مثلا وبسایتهایی که اجازه اظهارنظر آزاد درباره مطالبشان را میدهند کاملا آزاد، آنهایی که بعد از تایید اجازه میدهند نیمهآزاد و بقیه هم که این قابلیت را ندارند ناآزاد نام بگذاریم. تلاشهایی هم برای آزادسازی کل اینترنت (به این تعریف) تاکنون شده است مانند سایتهایی که با نقل خبری از سایت ناآزاد اجازه اظهارنظر بیپرده را به آن میدهند مانند دیگ، بالاترین، فرندفید و …
به دلایلی که گفتنش هم خالی از لطف نیست، بنده تازگی ها رادیویی را گوش می دهم (اینترنتی البته) شاید هم بیشتر مینیوشم (شنیدن + نوشیدن آخه رادیوشان تو کافه برگزار میشه) راستش را هم بخواهید نمی دانم باید بهش بگویم رادیو، پادکست، چی چی ، اولهایش قرار بود پادکست باشه، ولی کم کم شد رادیو، کم کم هم از یک رادیو میخواهد تبدیل بشود به انبوهی از رادیوها. ولی تو آخرین برنامه ای که ساختند اعلام شد که اعضای تحریریه ی این رادیو چه کسانی بودند، حالا کار نداریم کدام رادیو بود و اینها چه کسانی هستند ولی می خواستم بگویم اگر به شم وبلاگیایی خودم رجوع کنم، می توانم بگویم بیشتر کسانی که به این عنوان انتخاب شده اند افرادی نبوده اند که در زمینه ی وبلاگ نویسی فرد با پشتکاری بوده باشند و برای استفاده از وبلاگ به عنوان رسانهای برای رساندن حرف خودشان به دیگران از تمام امکاناتشان به نحو بهینه استفاده کرده باشند. یکی از آنها در همین چند مدت آگهی تسلیت وبلاگ خود را چاپ نموده و تاکنون ۷۸تا ابراز احساسات داشته، فرد راس کار (که بنا به نوشتاری خبرنگار شده بود قبلاها) هم که به سعی و تلاش بنده وبلاگش را بر روی دامنه ی خودش و با استفاده از وردپرس راه انداخت ولی بعد از دو تا پست به همان پرشین بلاگ (آن هم با پسوند دامنه ی آی آر) برگشت، حیف آن همه زحمت کشیدن.
اینها همه به کنار، شما فکر می کنید با این پس زمینه شاهد پادکست خوبی باشیم ؟ حالا شاید رادیوی خوبی از آب در بیاید و به نظر من که تا الان رادیوی خوبی بوده ولی ویژگیهای تبدیل شدن به یک پادکست را به نظر من با نصب کردن یک پادپرس و گذاشتن برنامهی ضبط شده از قبل نمیتوان دارا بود (+ , +). یا این که شم وبلاگیایی من در این مورد اشتباه می کند ؟ شاید هم هر کدامشان عیبهای دیگری را جمع و جور کنند و یک چیز باحال راه بندازند، اینترنت (خدای وبلاگها) را چه دیدی.
البته در این میان برنامه هایی هم هستند که با پشتوانه ی بسیار قوی اداره می شوند و بنده یکی از این دوستان را که می شناسم و وبلاگی با نام سکوت سنگین دارد که وبلاگ بامحتوایی در زمینه ی نقد فیلم است، برنامههای درخوری اجرا میکند و برنامه های دوستان دیگر که بیشتر در مورد موسیقی ارایه می شود هم از غنای خوبی برخوردار است.
جالبی اش این می شود اگر بخواهند این دوستان درباره ی وبلاگستان فارسی برنامه بسازند، البته ممکنه از نظر وبلاگهای ادبی و سیاسی و هنری چیزی کم نیاورند ولی از بحث تکنولوژی و آی تی و کامپیوتر که من چشمم آب نمیخوره، یادمه تو برنامه ی چندمشان بود که مجری عزیز گفت که ایرانیان چندمین نفر در وبلاگ نویسی هستند و با ارایه ی آماری که شیدا به عنوان کامنت برایشان گذاشته بود نه پاسخی داده شد و نه در برنامه های بعدی منبعی اعلام شد.
راستی دقت کرده باشید، هر چی پادکست فارسی داریم در مورد ادب و هنر و اندیشه و فرهنگ و سیاست و اینها صحبت میکنند به جز اندک گفتههایی از دوستانمان تو ۹بلاگ و یک پزشک یادم نمیآید که پادکستهای دیگری را در مورد تکنولوژی و آی تی شنیده باشم.
نوشت (نه پی است و نه پس) : اگر لینکهای داخلی این نوشته کار نکرد و یا نتوانستید کامنت بگذارید من شرمنده، موقعی که هاستینگ میگرفتم پول نبود که خوب خوبش را بگیرم و نمیدانم الان چه مرگشان شده که برای لینکهای داخلی خطای ۵۰۰ داخلی سرور میدهد، سیصد بار هم باهاشان صحبت کردم ولی به خرجشان نمیرود که نمیرود دیگر باید بروم یک هاستینگ دیگر.
اصلا شما هیچ وبلاگی را دیدید که اینقدر از هاستینگش بنالد ؟ هر جا که ما میرویم نوبر از آب درمیآیند.
این سه تکه فیلم از پشت صحنهی رادیوی بچههای ایرانی اس اف یو و یو بی سی که از سی جی اس اف (به صورت زنده ۴شنبهها ساعت ۶ تا ۷ در ونکوور) پخش میشود گرفته شده، ببینید و لذتش را ببرید.
بعد از پخش زنده هم میتوانید صدای دوستان را به صورت پادکست از کافه رادیو بشنوید.
تا حالا شده یک کاری را انجام بدهید و بعدا صدایش در آمده باشد و جالبترش هم این باشه که این کاری را که انجام داری میدهی کاری نیستش که تو اولین نفری بودی که انجامش دادی و به کسی که قبلا چنین کاری را کرده باشد گفته باشی (در این جا بخوانید ایمیل زده باشید) که این کاری که داری میکنی به نظر من اصلا کار جالبی نیست و به هیچ کجا نمیرسد و بعد از سالیان که شرایط عوض بشود و همه چی را وقتی که کنار هم بگذاری نه تنها به نظرت کار بدی نمیآید و بلکه کار زیبایی هم به نظرت میآید، وقتی که میبینی خیلی از کسانی که میدانی که کار دارند از زندگیاشان میگذرند و به راحتی برای چیزی وقت میگذارند که به قول اینجاییها بیشتر از منفعت توش فان داره (فان را سرگرمی بخوانید) و تو هم قانع میشوی که کاری که قراره انجام بشه کار بیهودهای نیست و به اشتباه خودت پی میبری و میفهمی که مفید بودن کارها را نباید همیشه از یک منظر دید، امیدوارم شما هم ازش خوشتان بیاید . کاری که کردیم صدایش از ۱۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۶ به وقت ونکوور و ساعت ۵:۳۰ صبح به وقت ایران در میآید، برای شنیدن صدایش میتوانید موج اینترنتتان را روی کافه رادیو تنظیم کنید و ازش لذت ببرید.
امسال ونکوور آب و هوایش خیلی فرق کرده جوری که امروز بزرگترین استادیوم سرپوشیدهی ونکوور که با پمپاژ هوا کار میکرد دچار مشکل شد و قسمتی از سقفش پاره شد، اگر از دانشمندان بپرسید و آنهایی که اهل علم هستند میگویند که دلیلش تنها و تنها گرم شدن کرهی زمین است، اگر از کسانی که به خرافات معتقدند بپرسید ( و اگر آنها هم با وبلاگ نویسان آشنا باشند ) میگویند که قدم بعضیها آنقدر هم نیک نبوده برای ونکوور و بهشان توصیه میشود نام خودشان را از نیکان تغییر و به بدقدمان بسنده کنند، حالا اینها همه مقدمه این شد که بگویم این آقای نیکان که آمده ونکوور چند تا وبلاگ نویس را جمع کرده و دربارهی مسایلی صحبت کرده و قصد من هم از این پست اینه که به شما وبلاگهای ونکوور و وبلاگ نویسان ونکووری را معرفی کنم ( البته بماند که کسی از ما دعوت نکرد و اگر هم میکرد حق خودم میدانستم که با کسی که پیشنهاد شرکت در طرحساماندهی را میدهد سر یک میز ننشینم و با مانی و بقیه دوستان همصدا بگوییم که هیچ کجا مشخصاتمان را ثبت نمیکنیم )
لیست وبلاگهای ونکووری : ( اگر شما هم کسی را میشناسید و خواستید به این لیست اضافه بشه زحمت بکشید و آن پایین یک کامنتی بگذارید )
البته حتما شیدا و … و اشوزرتشت را میشناختید وگرنه من در لیست بالا برایتان میآوردمشان، راستش را بخواهید هنوز خودم را یک ونکووری حساب نمیکنم که بگویم وبلاگ نویس ونکووری شدم.
برای مشاهده متن رسمی و فایل شنیداری که در این مراسم چه گذشت از این لینکها استفاده کنید
دقت کردید، گوگل پک هنوز فایرفاکس را برای مرورگر وب در خودش جا داده و هنوز به کروم اعتقادی ندارد. یعنی گوگل هنوز هم به نرمافزارهای خودش اطمینانی ندارد، ما ریسک کنیم و داونلودش کنیم ؟