نوشتهها با برچسب ‘دموکراسی’
۲ کامنت »
لینکک
آبان ۱۵م, ۱۳۸۸
حتما شما هم دورادور درجریان انتخابات افغانستان بودید. آخر یکی نیست به این عبدالله بگوید بابا نونت کم بود، آبت کم بود ؟ دیگر استعفا دادنت چی بود ؟ حالا با این استعفا دادنت به چی رسیدی ؟ نه این که فقط ۵ سال روند رسیدن افغانستان را به یک جامعهی آزادتر عقب بندازی ؟ فکر میکنی افغانستان مثل اروپا و آمریکاست که با کنار کشیدن دولتش ضعیف بشود ؟ اصلا دولتش قوی مگر هست که ضعیف بشود ؟
آخر یکی نیست بهش بگوید دیگر این همه لوس بازی ؟ بعد از انتخابات تعیین تکلیف میکنی که اگر فلانی و فلانی و فلانی سر کار باشند، من در انتخابات شرکت نمیکنم چون ممکن هست تقلب کنند. بابا دفعهی اول که تقلب کردند که همه دخلشون را در آوردند و نگذاشتند که با تقلب سر کار بیایند. مطمین باش دفعهی دوم هم نمیگذاشتند تقلبی بشود. اگر هم میشد باز باطل میکردند آن آرای تقلب شده را. آبروی آمریکا و اروپا آن قدر برایشان میارزد که پای انتخابات تقلبی را امضا نکنند.
اصلا من میخواهم بدانم الان که عبدالله عبدالله که از خواب پا میشود به چی چی اش افتخار میکند ؟ به این که تنها توانست نشان بدهد که در افغانستان فساد اداری هستش و او درش دخیل نمیشود ؟ بابا دمت گرم. خیلی باحالی. یک کمی از همسایههایت یاد میگرفتی.

فکر کردی این آسیایی که میبینی چندتا دموکراسی دارد که با کنار کشیدنش بتوانی نظرت را به کرسی بشانی. فکر نکردی آنهایی که بعد از عمری آمدند و رای دادند دفعهی دیگر به چه تضمینی بیایند و رای بدهند ؟
جواب آنهایی که انگشتانشان را از دست دادند را چه میدهی ؟ خوب اگر از اولش میخواستی بکشی کنار که انگشت این مادرمردههای بیچاره الان میتوانست کلی برایشان کمک باشد تو زندگی اشان.
تنها چیزی که می توانم این عبدالله عبدالله را لقب بدهم “پسر لوس افغانستان” هست. کلی از وقت و انرژی مردم افغانستان و جامعهی بین المللی را گرفت برای نشان دادن این که در افغانستان فساد هست و ایشان درش شرکت نمیکند. دمت گرم واقعا.
بدون کامنت »
لینکک
خرداد ۱۴م, ۱۳۸۸
بعد از مصاحبهی احمدینژاد و میرحسین موسوی آنچنانی بار کاربران اینترنتی ایران زیاد شده بود که بالاترین اصلا بالا نمیآمد. چیز تازهای نیست. مهم تجربهای بود که همه در استفاده از اینترنت و نحوهی اشتراک عقایدشان در فرصتی کم یافتند. خیلیها فرندفیدبازی میکردند، یک سری پیغام میفرستادند و یک کمی هم (مانند بنده) تویت میکردند. چیزی که توجه من را در این بینابین جلب کرد زیرپا گذاشتن قوانین بالاترین توسط خودش بود. لینکی در بالاترین ارسال شده بود که حکایت از این داشت که تنها برای ایجاد مکانی برای گقتگو دربارهی مناظره هستش. لینکی به ناکجا آباد بود و طبق قوانین بالاترین متن توضیحات لینک میبایست با خود لینک مربوط باشد. چند نفری هم به این لینک مفنی داده بودند. (کسانی میتوانند منفی بدهند که امتیازشان بالا باشد) در عوض افراد بسیاری به این لینک مثبت دادند و باعث شدند به صفحهی اول بیاید. از این لینکها خیلی به صفحهی اول آمده بود ولی اگر از من بپرسید این لینک نه تنها به نظر من غیرقانونی نبود و بلکه با پشتیبانی کاربران بسیاری در بالاترین به صفحه اول آمده بود. قوانینی که اگر همین کاربران نباشند اهمیتی ندارند.
فشار بدانجا رسید که خود بالاترین هم در تبلیغ کوچک بالای صفحه به تبلیغ این لینک پرداخت. قانونی را زیرپا گذاشت که خودش نوشته بود. قانونی را رعایت کرد که کاربران سایت مجبورش کرده بودند. دیگر وقت آن رسیده که مدیران بالاترین از مدیر بودن کمی خودشان را کنار بکشند و به یک فضای دموکراتیکتر در بالاترین اجازهی حضور بدهند. فشاری که برای یک بار باعث شد چنینی کاری بکنند مطمینا میتواند متداوم باشد.
چیز دیگری که در این چند وقته صدای کاربران را هم در آورده بود، بالابردن بی حساب و کتاب امتیاز لینکها است. کاربران هم رعایت کردند و تنها به اعتراضی بسنده کردند. خیلی به مدیران بالاترین در این مدت توپیدند. امیدوارم تجدید نظری در تصمیماتشان بکنند. خیلی سخت نیست دوباره همه کاربران سایت جمع شوند و کارهایی را بکنند که مخالف قوانین بالاترین باشد. چیزی که ممکن است باعث شود کاربران از سایت حذف شوند ولی بالاترین بدون کاربران باتجربه دیگر بالاترین با کیفیتی نخواهد بود.
این عکسهایی که میبینید نمایش دهندهی همین مطلب هست.



دسته : وب 2
برچسب : balatarin, قانونی, لینک, مناظره, موسوی, میرحسین موسوی, کاربران, امتیاز, اینترنت, اینترنتی, ایران, احمدی نژاد, بالا, بالاترین, دموکراتیک, دموکراسی, سایت,
۱ کامنت »
لینکک
آذر ۲۶م, ۱۳۸۷
بالاترین که روزگاری میخواست اولین دموکراسی ایرانی اینترنتی باشد ببینید به چه روزی افتاده، نیست روزی که از این ایمیلها نگیرم. به همهاشان هم جواب میدهم، این یکی خیلی زیبا بود و گفتم بد نیست که ببینید که چگونه است که دعوتنامههای بالاترین خیلیها را از حق استفاده از سایت برحذر داشته.
تازه دعوتنامه اول کاره؛ وقتی که ثبت نام کنی تازه بهت میگن که انرژیت کمه و فقط روزی در حد یک لوگین کردن به سایت میتوانی از آی دی ات استفاده کنی.
این هم از عاقبت بالاترین
سلام دوست گرامی
من … هستم……مهندسی خوندم و عاشق شعر و ادبیات و پژوهش و کامپیوترم
من بسیار مایلم عضو بالاترین شوم اما شوربختانه تنها کسی که با توجه به آی دی ایشان در این بالاترین به نظرم آشنا می آید
پاسخی به درخواست من نمیدهد
در خارج کشور اینجا که منم آشنای دیگری نمیدانم
به ناچار و ناگزیر مزاحم شما شدم تا درخواست کنم برای من دعوتنامه بالاترین بفرستید
اطمینان داشته باشید کوشش خواهم کرد تا به سهم خود در افزایش بیش از پیش فرهیختگی در این سایت نقشی بزنم
راستی از آی دی و سایت شما خوشم آمد که گمان کردم شاید خواهش مرا برآورده کنید اما اگر این ایمیل گستاخانه به نظرتان میرسد یا اینکه امکان به دست آوردن دعوت نامه بالاترین به این سادگی ها نیست مرا ببخشایید
یا حق
۳ کامنت »
لینکک
خرداد ۱۰م, ۱۳۸۷
اصلا نمیدانم کی بود یا کی بود که این را میگفت ولی یکی از بزرگان بود، میگفت تنها دشمن دموکراسی خودشه.
شاید به نظر غیرواقعی بیاید ولی وقتی که دموکراسی بخواهد پیادهسازی بشود به خاطر کمبودهای موجود همیشه کارهایی باید انجام بگیرد که مورد نظر جمع نیست و کسانی که انتخاب شدند این کارها را انجام میدهند و آن هم طبق نظر خودشان، این کارهای انجام شده میتواند روی دموکراسی تاثیر منفی بگذارد و آن را تحتالشعاع قرار بدهد. بدترین نحوه استفادهاش هم از طریق کسانی هستش که خودشان سیستم را راه انداختند و به خم و چمهایش آشنا هستند. آنها هستند که میتوانند از دموکراسی نهایت استفاده را ببرند و جوری وانمود کنند که اینها همه نظرات جمع بوده و بنا به یک مصلحت زمانی چند تصمیم پیش پاافتاده بدون درنظرگرفتن رای اکثریت نهایی شده است.
بنابراین وقتی در کاری گروهی شرکت میکنید و این کار بر اساس نظر و عقیدهی همه هستش مواظب باشید که راهکارهایی باشد که اگر بعدا ازتان پرسیدند شما که به واسطهی نمایندگانتان انتخابتان چنین بوده و حالا باید پاسخگو باشید، جوابی برای گفتن داشته باشید. راهکارهایی که خیلی سختگیرانه در اول به نظر میآیند ولی در آخر میتوانند به راحتی مشکلات را حل کنند. حالا این دموکراسی میتواند در ادارهی مشکلات یک کشور باشد، راهاندازی یک جمع دانشجویی باشد و یا حتی راهاندازی دوستانهی یک رادیو.
عکسی هم که میبینید عکسی است که از تعریف واژهی دموکراسی در ویکیپدیا دیده شده است و کشورهایی که کاملا آزاد، نیمه آزاد وناآزاد هستند را نشان میدهد (تیریتپ مطبوعات : عکس تزیینی است)، راستی به نظر شما میشود یک همچنین عکسی هم برای وبسایتها، وبلاگها و محتویات کلی وب درست کرد ؟ مثلا وبسایتهایی که اجازه اظهارنظر آزاد درباره مطالبشان را میدهند کاملا آزاد، آنهایی که بعد از تایید اجازه میدهند نیمهآزاد و بقیه هم که این قابلیت را ندارند ناآزاد نام بگذاریم. تلاشهایی هم برای آزادسازی کل اینترنت (به این تعریف) تاکنون شده است مانند سایتهایی که با نقل خبری از سایت ناآزاد اجازه اظهارنظر بیپرده را به آن میدهند مانند دیگ، بالاترین، فرندفید و …
دسته : تجربیات زندگی
برچسب : balatarin, digg, friendfeed, فرند فید, نظر جمع, کار گروهی, اکثریت, بالاترین, دموکراسی, دیگ, دانشجویی, رادیو,
|