چه طوری بود وقتی تو کتابهای تاریخمان میخواندیم که تو زمان کدام شاه بود که معاهدهی ترکمانچای امضا شد و قسمتی از ایران به بیگانگان واگذار شد و چه قدر دلمان میسوخت که قسمتی از ایران از دست رفته و میگفتیم که دیگر این نوع چیزها تکرار نمیشود ، چه طوری بود که فکر می کردیم تنها آن موقعها بوده که میتوانسته یک همچنین مسایلی پیش بیاید و توی زمانهی نظم نوین جهانی و هنگامهای که همه چیزها با گفتگو حل میشود و دیگر قدرت نظامی حرفی برای گفتن آنچنان ندارد، بعید به نظرمان میرسید که این مسایل پیش بیاید، وقتی هم به مردمان آن زمان فکر میکردم با خودم میگفتم بعد از چندین سده عقب ماندن از جهان و نداشتن تجهیزات جدید و داشتن حکامی که تنها به فکر خود بودهاند توقع دیگری از آنها نمیتوان داشت، با این همه حسشان را میتوانستم درک کنم وقتی که قسمتی از خاک وطنشان میخواست ازش جدا می شد و کاری نمیتوانستند بکنند.
مردمانی که آنزمان اینها را تحمل کردند امکاناتی مانند امکانات اکنون ما نداشتند و نمی دانم شاید حتی سالها پس از جدایی قسمتی از ایران اخبارش را می فهمیدند و دیگر کاری ازشان بر نمی آمد.
ولی تو زمانهای که با آغاز عصر اطلاعات و اینترنت همراه بوده و همهی اطلاعات به راحتی دیدن برج آزادی هنگام ورود به فرودگاه مهرآباد، میتواند در دسترسی همگان قرار بگیرد و تنها قدرت اقتصادی است که میتواند تضمینکنندهی ثبات و آیندهی مملکتی باشد، بحث جدا شدن قسمتی از خاک و یا آب وطن تحمل کردنش بسیار سخت است .
مردمانی که سده های قبل تحملش کردند به این فکر نبودند که ممکن است یک همچنین اتفاقی هم دوباره بیفتد و کسانی به راحتی قسمتی از خاک و آب این مملکت را ببخشند و تنها حسرتش برای ما بماند، اگر این فکرها را میکردند یک کمی هم تلاش برای درست کردن ریشههای فرهنگی این آب و خاک میکردند که بعدها به راحتی نتوان این گونه همه چیز را بخشید و رفت.
نسل بعدی ما هم که اینها را بخواند و ببیند که نسل ما نه تنها نتوانست برای ایران در دنیا افتخار و شکوه بیافریند ، قسمتی از ایران را هم واگذار کرد ، آنها هم با خودشان فکر خواهند کرد که دیگر زمانه عوض شده و به راحتی دیگر نمیتوان از این مسایل را متصور شد و نمیدانند که اگر نسل این زمانه به بررسی اصول و ریشهی این مشکل نپرداخته باشد و آن را حل نکرده باشد کماکان از این مسایل برای ایران قابل پیش آمدن است.
ویژگی قراردادی که گذشتگان ما امضا کردند این بود که قسمتی از ایران بعد از مدتی جدایی بهش برمیگردد، درست است که این گونه نشد ولی دولتمردان آن موقع کار خودشان را خوب انجام دادند و اگر تضعیف ایران در عرصهی بینالمللی نبود برگشتن قسمت جدا شده هم به ایران بعید نبود، همان گونه که چینیها اصرار به یکی شدن تایوان با آنها دارند، با این که تایوان یکی از کشورهای سازمان ملل است و حتی رییس جمهور هم دارد.
امیدواریای که نور اندک امیدی درش میبینم ولی امیدوارم مشکلاتی که پیشینیان نه چندان دور ما درگیرشان بودند برای کشور ما دیگر پیش نیاید و ایرانی که اکنون به این کوچکی شده دیگر از این کوچکتر نشود.
ترکمانچای در ویکی پدیا
گلستان در ویکی پدیا
بحرین و واگذاری آن




