نوشته‌ها با برچسب ‘تحریم’

۴ کامنت »         لینکک Share/Bookmark خرداد ۱۵م, ۱۳۸۷

مگر می‌شود از ایران حرف زد و سیاسی نشد ؟ مگر می‌شود از تاریخ و تمدن ایران و ایرانی سخن گفت و پای سیاست به میان نیاید ؟ مگر می‌شود برنامه‌ی فرهنگی درست کرد و آخرش مشکلات سیاسی بهانه نشود برای جلو نرفتن کارها.

کافه رادیو هم که از اول تا الان تمام برنامه‌هایش دستمایه‌ی فرهنگی هنری و ادبی داشت، در اقدام علیه استفاده از خلیج عربی توسط گوگل و در پی آن اعتراضی که در لفافه به از دست دادن قسمتهایی از دریای مازندران بیان شد، رنگ و بوی سیاسی گرفت. درست است که اقدامی ملی‌ است ولی بسیاری باور دارند که اینها همه مشکلاتی سیاسی است که ایران و ایرانیان اکنون باهاشان درگیر هستند و راهی جز سیاستمداری برای حل شدن آن وجود ندارد.

البته رساندن صدای اعتراض و درست کردن برنامه‌ای برای آن کاری بس پسندیده است که همه از برکات اردشیر باحال سرچشمه گرفته است (ویدیوهای آشپزی‌اش را در یوتیوب از دست ندهید) ولی دو نکته این‌جا به نظرم آمد که بگویم. در آخر این ویدیو می نویسد که اگر یک میلیون نفر این بیانیه را امضا کنند گوگل مجبور به عوض کردن این نام می‌شود که فکر نکنم چنین باشد و اگر این‌جوری بود گوگل تا الان به خیلی چیزها مجبور شده بود،. چیزی که حرف اول را می‌زند پول است، وقتی گوگل می‌بیند که کاربران عرب خود را با استفاده از نام خلیج فارس از دست می‌دهد، نام خلیج عربی را در نقشه‌اش می‌آورد تا سودی کسب کند، هر چی باشد تبلیغات به زبان عربی به راحتی در گوگل پذیرفته می‌شود در صورتی که تبلیغات فارسی به راحتی نه (به دلیل تحریمهای آمریکا)، از طرفی با وضعیت اینترنت در کشورهای عربی که بسی سانـسـوروارانه‌تر از ایران هست به راحتی سران قدرت با خشمگین شدن از گوگل به خاطر استفاده نکردن از نام خلیج عربی آن موتور جستجو را از لیست سایتهای قابل دسترسی حذف می‌کنند. تازه‌اش هم این برنامه اعتراضیه خیلی وقت پیش بود که انجام گرفته بود و یادمه ماهها پیش سیل نامه‌ها و پی ام‌هایش سرازیر شده بود.
نکته‌ی دوم هم در راستای پستهای قبلی‌ام است (+ + +)، من به واسطه‌ی بودنم در شهری که کافه از آن پا گرفت؛ کمی در جریانش بودم ولی با کافه رادیو آن‌چنان همکاری نکرده بودم و بنا به درخواست دوستان و عشق وافر به وردپرس، تنها مشکلات تکنیکی‌اشان پرداخته بودم. برای همکاری نکردن هم دلایل خودم را داشتم، اولا اگر می‌خواستم برنامه بسازم تو همین شیدا می‌ساختم، دوما با این سرعت اینترنت ایران کی‌ می‌تواند که به پادکست گوش بدهد که بیاد و وقت خودش را تلف کند و برنامه من را بشنود، سوما هم همین غیرشفاف بودنشان بود که امکان همکاری را باهاشان راحت نمی‌کرد، چیزی که فکر کنم به هر نحوی باید قبل از یک همکاری مشخص باشد. به هر حال همکاری با یک گروه مسیولیتهایی را برای آدم به بار می‌آورد که زمانی باید پاسخگویشان باشد. چهارما به دلایلی هم از حوصله‌ی این نوشته خارج است و از طرفی نیازی به گفتنش هم نیست کافه به آن سمتی نرفت که من در ذهن داشتم، امیدوارم البته به سمت خوبی برود و شاهد بالندگی بیشترش هم باشیم. چهارما هم اگر من برنامه‌ای می‌ساختم کافه رادیو همین ۴ تا شنونده‌ای را هم که داشت از دست می‌داد.

راستی نمی‌دانم چرا از ادعای امارات به جزایر سه گانه ایرانی حرفی به میان نیاوردند و یا از تساوی امارات با ایران،‌‌ آن هم به سرمربی علی دایی (+). فیلمشان را ببینید. در ادامه هم سه تا لینک دیگر از پشت صحنه برنامه‌ها کافه گذاشتم که اگر دوست داشتید تو یوتیوب ببینید.

کافه رادیو قسمت دوم
سفارش پیتزا به زبان هندی
روش‌های تقلب

 

پس نوشت : مثل این که دوستان ویدیویشان را از یوتیوب برداشته‌اند، حالا نمی‌دانم از اعتراض منصرف شده‌اند یا نه ؟ اعتراضاتی که چنین باشد و یک روزه هم دوام نداشته باشد فایده‌ای ندارد. امیدوارم از این به بعد قبل از اعتراض فکر همه‌ جایش را  بکنند. البته بنده فیلمشان را از یوتیوب داونلود کردم ولی چون خودشان از روی سایت برداشته‌اند من هم دوباره بارگذاری‌اش نمی‌کنم.




۱ کامنت »         لینکک Share/Bookmark فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷

یادش به‌خیر ای سی ام، یادش به خیر تیم تشکیل دادن و شرکت در مسابقات، یادش به‌خیر قدسی

ولی این یکی را که خواندم اصلا خبر خوشحال‌کننده‌ای نبود، از وبلاگ ای سی ام خبر می‌رسد که به دانشجویان برای شرکت در مسابقات نهایی در کانادا ویزا ندادند، البته دولت کانادا در چندین بار مختلف (تا آنجایی که من می‌دانم) کارشکنی‌هایی برای ویزا ندادن به ایرانی‌ها می‌کرد و بعد مدتی تمام می‌شد و دوباره ویزا می‌داد ولی حالا که برای مسابقات به این معتبری به گروههای شرکت کننده ویزا نمی‌دهد جای بسی نگرانی است، امیدوارم این همه تحریمهایی که ایران شده آخرش به تحریم علمی دانشجویی ختم نشود که دانشجویان هم نتوانند ویزا بگیرند.

وبلاگ ای سی ام را که می‌دیدم نکته‌ی جالبش این بود که امسال از چین ۱۴ تیم شرکت می‌کنند در مسابقات از آمریکا ۲۰ تا و از روسیه ۱۱ تا، فکر کنم چیزی بالای ۷۵ درصد شرکت کنندگان را تشکیل بدهند.


۱۰ کامنت »         لینکک Share/Bookmark اسفند ۹م, ۱۳۸۶

چند وقتی است که چند نفری از دوستان وبلاگ‌نویس ما که نوشته‌های خوبی می‌نوشتند دیگر مطلبی نمی‌نویسند و وبلاگهایشان به حال خودشان رها شده‌ است، وبلاگ‌نویسانی چون کارپه دایم، گناهکار، اکس ری و کوچه .
هر کدام از این وبلاگها برای خودشان کسی بودند و مطالبی بسیار گویا و شیوا داشتند و ننوشتن دوستان توی این وبلاگها باعث شده که من چند مدتی باشد که به دنبال وبلاگهای جدید بگردم که مطالب نویی را درشان بخوانم، کم هم پیدا نمی‌کنم و چیزهای بدی هم پیدا نمی کنم ولی قصد من از این نوشته فقط یادآوری این نکته بود که وبلاگ نویسی در ایران مشابهتی با جاهای دیگر دنیا اگرهم داشته باشد خیلی با کل دنیا فرق می‌کند، مثلا شما فرض کنید یکی از همین وبلاگ‌نویسان که یکی از اعضای تیم وردپرس فارسی بودش و به عقیده‌ی من با داشتن لینکی از وردپرس فارسی به وبلاگش رنک گوگلش هم کم نبود به راحتی می‌توانست تبلیغاتی را در وبلاگش به نمایش بگذارد که نه تنها خرج هاست و سرورش را بدهد بلکه بتواند خودش را ترغیب به نوشتن بیشتر بکند همان‌طوری که بسیاری از وبلاگنویسان انگلیسی زبان تنها از تبلیغات گوگل ماهانه پولهایی در می‌آورند. (فکر کنم یک بار از نویسنده‌ی وبلاگ تک کرانچ عکسی را دیدم که چک ۱۰۰۰ دلاری گوگل دستش بود و این مبلغ یک ماه نوشتن در وبلاگش بود)، شما فکر کنید اگر می‌شد ایران از طرف آمریکا تحریم نباشد و گوگل هم به ایرانیان بابت کلیکهایشان پول می‌داد وبلاگ نویسی در ایران تبدیل به یک شغل پردرآمد می‌شد و مترجمان ایرانی به جای ترجمه‌ی کتاب رو به سوی ترجمه‌ی وبلاگهای پربیننده‌ی خارجی می‌کردند، فکر می‌کنید مثلا ترجمه مشبل چه قدر زمان می‌خواهد فوقش روزی ۲ ساعت کار و ماهی ۱میلیون تومان درآمد، چیزی که به خاطر برابری نرخ ارز ایران و آمریکا بسیار به چشم می‌آید وگر نه با هزار دلار زیاد زندگی راحتی نمی‌توان در آن‌ور آبهای ایران داشت و حداقل فکر کنم به ماهی ۲هزار دلار نیاز است.
خواستم بگویم که چه پتانسیلهایی وبلاگستان ایرانی دارد و چه سیاستهای غلطی جلوی رشد آن را گرفته، تحریم ایران توسط آمریکا به کنار تحریم وبلاگها توسط خود ایران هم قسمتی از ماجراست، سایتهایی مانند بالاترین با کمی معروفیت کسب کردن شامل قیچی سانس ورچی می‌شوند و دیگر مطالبشان از ایران در دسترس نمی‌باشد و هزار و یک بلای دیگر … ولی با این همه وبلاگستان ایرانی جوشیده و می‌جوشد و وبلاگنویسان جوانی حضور پیدا می‌کنند و می‌نویسند ولی چه بهتر می‌شد که شرایطی فراهم بود که وبلاگنویسان نه تنها می‌نوشتند بلکه نوشتن را هم بنا به مشکلات اجتماعی و سیاسی و … کنار نمی‌گذاشتند.




۱ کامنت »         لینکک Share/Bookmark مهر ۱۱م, ۱۳۸۶

باید تحریم گردد و همه‌ی کابران ایرانی به بلاگر نقل مکان کنند، خودتان ببینید کجا کمپ می‌خواهد راه بندازه :-D




۱۸ کامنت »         لینکک Share/Bookmark تیر ۲۴م, ۱۳۸۶

Persian Wikipediaچند وقتی است که در وبلاگستان بحث ترجمه و ایجاد مداخل بیشتر در وردپرس فارسی مطرح شده است، و حتی تا جایی رسیده که پزشکی دیگر هم پیشنهاداتی را برای بالاترین ارایه کرده که با استفاده از نفوذشان کاربران را به چنین کاری تشویق بکنند.
از طرفی چند وقت پیش بود که مطلبی را خوانده بودم که نوشته بود که اینترنت داره به جزایری جدا از هم تبدیل می‌شود و این جزایر هم مرزی ندارند جز زبان، و یکی از بزرگترین جزیره‌ها صد البته جزیره‌ی چینی‌ها بود.
صد البته که نوشتن آن هم برای یک دانشنامه‌ی کدباز کاری بسی شایسته است و تشویق به نوشتن در ویکی‌پدیا کاری بس شایسته‌تر، ولی این رفتارها باید با هدف گیری انجام بگیرد وگرنه درغیر این صورت آن نتیجه‌ی لازمه را به بار نخواهد آورد.
بهتر است مطالبی نوشته شود که مشابه آن مطلب به زبان انگلیسی وجود نداشته باشد ، برای مثال اگر شما بخواهید درباره‌ی دبیرستان البرز در وبلاگ خودتان چیزی بنویسید،‌دوست دارید که لینکی که از دبیرستان البرز به سایت مرجعی که می‌دهید در ویکی‌پدیا باشد و آن هم به فارسی ولی اگر مطلبی درباره‌ی تفاوت DVDهای Blueray و HD-DVD نوشتید لزومی ندارد که لینکهای شما به منابع فارسی باشد، بنده خودم پیشنهاد استفاده از منابع انگلیسی را می‌دهم چون سریعتر به روز می‌شوند و چون از طرف تعداد بیشتری خواننده خوانده می‌شوند از اعتبار بالاتری برخوردارند.
به نظر بنده، نوشتن در ویکی‌پدیا نباید تبدیل به ترجمه‌ی مقالات نوشته شده در ویکی‌پدیا (از زبانهای دیگر) به فارسی بشود، که کاری بیهوده است چون با یک مترجم به راحتی می‌توان همان مطالب را ترجمه کرد (و مطمین باشید اگر از طرف آمریکا در تحریم نبودیم تا حالا گوگل مترجم فارسی به انگلیسی‌اش را راه‌اندازی کرده بود).
از طرفی نوشتن در ویکی‌پدیا هم فرهنگ خاص خود را دارد، یک مطلب تا به طور کامل در آن قبول شود کمی زمان می‌برد و کاربران درباره‌ی صحت و درستی آن بحث می‌کنند و در کنارش هم مطالب نوشته شده نیاز به داشتن منبعی جدا بر روی اینترنت هم دارد.
پس اگر شما هم ویکی‌پدیا نویس شدید بهتر است که به فکر ارتقای دانش دیگران در زمینه‌هایی که کمتر داده‌هایی روی اینترنت هست باشید و قبل از نوشتن حتما چک کنید که آن مطلب به انگلیسی روی ویکی‌پدیا هست یا نه، اگر بود می‌توانید اطلاعات تکمیلی خود را به آن اضافه کنید و دیگران را در دانش خود شریک کنید.
برای سخنانتان حتما منبعی داشته باشید و از بحث کردن به دیگران هم خمی به ابرو نیاورید.





© Copyright 2002-2009 Sheida.com , All rights reserved