بعد از مدتها یک متنی به دستم رسید. دوستی لطف کرده بود و از نوشتهام نقدی نوشته بود و به ایمیلم فرستاده بود. از این جنگولک پنگولکها آمده بود برایم وقتی که بازش کردم. یک فایل تکست بود. یادم رفته که چه جوری میشد این خرچنگ قورباغهها تبدیل به فارسی کنم. یادمه جوان که بودیم از فرانت پیج استفاده میکردم. حالا یک کاریش باید بکنم.
یادش به خیر، اولین بار بعد از مدتها که به یک ارور جاوایی خوردم بعد از مدتها کار نکردن با جاوا یک جایی ذخیرهاش کردم. اسکرین شاتش هم مدتی روی دسکتاپم بود. این هم شده تیریپ همان.
بعضی وقتها با خودم فکر میکنم دیگر برای اینترنت و این بازیهایش پیر شدم. خیلی راحت نمیتوانم مثل بقیهای که فعال هستند در تویتر و فرندفید و … فعالبت کنم. اصلا بعضیوقتها خیلی راحت نیست درک این مساله که چرا یکی بیاید و عکسهای خود و دوستانش را روی اینترنت بگذارد و بقیه به راحتی ببینند ؟
به هر حال شاید من هم یک کمی دارم اینترنتم پیر میشود و به همین وبلاگ باید بسنده کرد. مثلا اوایل آمدم تویترمان را راه بندازیم. یک کمی خوب بود ولی بعدا نمیتوانستم تصمیم بگیرم که این را باید توییت کنم یا این که یک پست توی وبلاگم بنویسمش. اگر میخواستم تو وبلاگم بنویسمش دیگر نمیشد دو خط نوشت. اگر هم توییتش میکردی دیگر مطلبت را گفته بودی دوباره نوشتن سخت بود. هر چیزی را فکر کنید، هر چه قدر ساده هم که باشد میشود هم توییت کرد و یا هم ازش یک مطلبی نوشت.
کم کمک یک توییتر برای خودم راه انداختم به آدرس sheida.com/daily گفتم خوب روزانههایم را آن جا بنویسم. کاری هم کردم که بعدش از آن جا هم به توییتر یک کپیاش ارسال شود. ولی باز هم همان مشکل همیشگی بود. چندتا شدن مکانهای قابل نوشتنم و مشکل تصمیم گیری برای نوشتن چی در کجا.
دارم حس آن پیرمردی را میکنم که موقعی که چت آمده بود ولی آن سالها با کامپیوتر کار کرده بود و خودش را آخر ایمیل بازی میدانست وقتی از pm و … باهاش حرف میزدیم چیزی نمیفهمید. خداوند همهی کاربران اینترنتی را به راه راست هدایت کند.
امروز داشتم یک کمی این ور آن ور اینترنت گشت میزدم که یادم آمد بابا دوران این که با لینک دادن تو یاهو مسنجر و یا ایمیل به دوستهایت و آشناهایت وبسایتی را معرفی کنی دیگر به سر آمده. یا این که حداقل در حال به سر آمدن هست. یا این که حداقل روشهای خیلی بهتری ازش میشود پیدا کرد.
یکی از روشهایی که برای رادیو گلچین استفاده کردم، درست کردن یک Fan Page در فیس بوک بود. صفحهی طرفداران جایی هست که دوستداران یک محصول یا یک سایت یا هر چیز دیگری دور هم جمع میشوند و دربارهی آن به تبادل نظر میپردازند. دربارهاش بحث میکنند و به بقیه دوستانشان معرفیاش میکنند.
به هر حال با این فیل.تر.ینگی که همه جا هستش ممکن هست دسترسیاتان به فیس بوک خیلی راحت نباشد ولی اگر توانستید فیس بوک را ببینید، به این صفحه بروید و با عضو شدن در صفحهی طرفداران فیسبوک منتی بر سر من و دست اندرکاران رادیو گلچین بگذارید.
این هم به قولی بج فیسبوک هست برای این صفحه. از این طریق هم میتوانید به هوادارانش بپیوندید.
چند وقتی هستش که رادیو شیدا تعطیل شده و رادیویی به جمع سایتها و وبلاگهای ایرانی اضافه شده بود به نام رادیو بالاترین. نام این رادیو آنقدری که میخواستم دل چسب نبود. قرار بود به مانند بالاترین و دنباله آهنگهایی که بیشترین بازدید و یا بیشترین رای را داشته باشند را به پخش بگذارد. چیزی که با در اوایل راه اندازی رادیو و با داونلود چیزی در حدود ۵۰۰ بار از یکی از آهنگهای قرار داده شده در رادیو و ساسپند شدن حساب من در هاستینگم، تنها شبههای ازش باقی ماند. برای همین نامش و دامنهاش ماند تا این که مدتها بود به دنبال نام مناسبی برایش میگشتم تا این که این آخریها نام رادیو گلچین از همه بیشتر نظرم را جلب کرده بود و دامنهی radiogolchin.com را برایش ثبت کردم. از این پس اگر خواستید آهنگی به یادماندنی گوش کنید، میتوانید از این آدرس جدید استفاده کنید. امیدوارم آهنگهای به یادماندنیای برایتان باشد. راستی اگر آهنگی هم داشتید که دوست داشتید در رادیو گذاشته شود میتوانید به من ایمیل کنید و یا با روشهایی که در صفحهی همکاری گفته شده است به دستم برسانید.
این چند وقت آخری اگر یک کمی به شیدا نگاه کرده باشید، شاید شما هم از این همه مطلب که درباره بالاترین خواندهاید خسته شده باشید. پس منی که نوشتمشان را چی میگویید. من خودم هم خسته شدم از بس که دربارهی بالاترین نوشتم. و کلا نمیخواهم شیدا دیگر بیشتر بالاترینی بشود (یعنی بیشتر دربارهی بالاترین تویش بنویسم).
تیتر این مطلب را هم نمیگذارم “خداحافظ بالاترین” چون که نباید اگر از جایی یا چیزی خوشتان نمیآید ازش دست بکشید و بگویید دیگر من نیستم. این اخلاق اکثر ایرانیهاست. وقتی برای رسیدن به چیزی با قدرتی بالاتر از خودشان مواجه میشوند، خیلی کم کسانی میمانند و حرفشان را میزنند و بیشتر افراد ازش دست میکشند. کاری که من با بالاترین نکردم.
اگر میبینید دیگر در بالاترین فعالیت نمیکنم به خاطر این هستش که حسابم را بستند، آن هم به یک دلیل خیلی مصخره. به دلیل ارسال لینک تزیینی. جالبیش اینه که به خاطر این لینک تزیینی حساب من را یک هفته بسته بودند و بعد باز کرده بودند. نمیدانم چی شد که بعد از یک ماهی دوباره یادشان آمد که به خاطر همان لینک حساب من را برای همیشه ببندند.
بعد از حوادثی که در خرداد امسال اتفاق افتاد، خیلی از دوستان در بالاترین لینک تزیینی میفرستادند، آیا همهاشان حسابهایشان بسته شد ؟ یا مدیران بالاترین تنها منتظر بودند که یک بهانهای دستشان بدهم و منی که از اول با مدیریت بالاترین و نحوهی ادارهاش مخالف بودم را بیرون بیندازند ؟
نمیخواهم سرتان را درد بیاورم و لی دربارهی بالاترین خیلی نظر دادم. اگر دوست داشتید میتوانید یک جستجوی کوچکی در وبلاگم دربارهی بالاترین بکنید یا این که این لینک (که شامل نوشتهها با برچسب بالاترین هست) را بخوانید.
به نظر من، بالاترین جایی نیست که بشود حقتان را ازش بگیرید. چون از مدیرانی تشکیل شده که گوش به حرف کاربرانشان نمیدهند. منی که در حدود ۲۲۰۰۰ امتیاز داشتم، ۶ بار تا حالا ایمیل زدم و یک دانه از ایمیلهایم را هم جواب ندادند. (البته که از حسابهای کاربری مختلفی زدم که ممکن بوده این ایمیلها اسپم بشود.)
چند وقت پیش بود که ایمیلم را داشتم چک میکردم که دیدم از یک شرکت تبلیغاتی جدید پیشنهاد همکاری دارم. خیلی برایم جالب بود. چون سایت من کلا به فارسی هستش و به بدبختی هم از این تبلیغات گوگل پول درمیآورد، اکثر سایتهای تبلیغاتی دیگری هم که سر زدم مشکل داشتند با زبان سایتم و تبلیغاتی نمایش نمیدادند، تنها سایت adpinion بود که تبلیغات در سایتم را قبول کرده بود. به هر حال از این سایت تبلیغات گرفتم و اکنون این نوع تبلیغات را هم میتوانید در شیدا ببینید، این هم مانند گوگل تبلیغاتش بر حسب تعداد کلیک هستش و از این تبلیغهای باحالی هست که همهجا میبینید، مثل چرا در آمریکا زندگی نمیکنید، بیایید و این دکمه را بزنید و فردا مسافر آمریکا باشید و یا تبلیغات از قبیل شما یک پیغام در ایمیلیتان دارید، حتما این را کلیک کنید و …
از کجا ولی آمار سایتم را خوب داشتند، بهشان ایمیل زدم که بابا نکند شما دارید اشتباه میکنید آخر توی سایتتان نوشتید که باید سایت زبانش انگلیسی باشد و اینها ولی بهم جواب دادند که نه برای سایت تو فرق میکند و ما با تحلیلی که کردیم دیدیم بازدیدکنندگان سایتت از همان قشری هستند که ما دنبالش هستیم.
به هر حال خیلی برایم جالب بود که بهم پیشنهاد داده بودند که تبلیغاتشان را توی سایتم بگذارم، اصلا چنین انتظاری نداشتم. با این که میدانم خیلی چیزی درنمیآید ازش ولی خوب از هیچ چیز بهتر هست و حداقل باعث میشود که انگیزهای هر چه مصنوعی برای نبستن شیدا داشته باشم.
نه این که از کار بیفتد نه، یعنی این که همانند گوگل ریدر از این به بعد میتوانید با گوگل گیرز کارهایتان را به صورت آفلاین انجام دهید و سپس آنلاین شوید و گوگل همهچیزها را سینک (یکنواخت؟ فارسیاش چی میشود دقیق نمیدانم) میکند.
این گزینه خیلی محبوب جاهایی مانند ایران که سرعت اینترنتش کم هست و بسیاری اینترنت را به صورت ساعتی استفاده میکنند خبر بسیار خوبی خواهد بود، به راحتی میتوانید ایمیلهایتان را بنویسید و جواب بدهید به ایمیلهایتان و بعد سه سوت که وصل شدید به اینترنت جیمیلتان را سینک کنید.
سرعت جیمیل هم مسلما در صورت آفلاین بسیار سریعتر خواهد بود.
البته یک مد فلکی (Flacky) هم دارد که چیزی به صورت آفلاین و آنلاین هستش. یعنی این که در پسزمینه سعی میکند که شما را با سرور جیمیل سینک کند و از کش روی کامپیوتر شما ایمیلها را به شما نمایش دهد. چیزی که به نظر میآید بسیار سرعت ایمیل خوانی شما را در اینترنت پر سرعت هم زیاد کند.
این هم فیلم آموزشی از گوگل برای نحوهی استفاده از جیمیل به صورت آفلاین