یادش به خیر روزهایی که وبلاگستان خیلی ساکت و کم توقع بود.
یادش به خیر روزگاری که لینکدونی درست کردن یکی از هنرهای وبلاگتان به شمار میآمد و اگر لینکدونی داشتید کلی اعتبار و آبرو داشتید (لینکدونی یعنی لینک به خبرهای مهم روز و نه بلاگهای همسایه)
یادش به خیر روزهایی که بلاگرولینگ را آشنا شدیم و یادمان داد چهجوری دوستانمان را میتوانیم در کنار وبلاگمان نمایش بدهیم و چه راحت میتوانستیم از آپدیت شدن وبلاگهایشان با خبر بشویم.
یادش به خیر وبلاگستانی که کوچهای داشت که افتخار میکرد (ما هم میکردیم) که جز ۵۰۰ وبلاگ برتر لینک شده بود (از آمار بلاگرولینگ)
یادش به خیر آن موقعها وقتی کسی میآمد و بلاگرولینگت را نگاه میکرد (بلاگ رولینگ : لینک به وبلاگهای دوستانتان) همبازیهای وبلاگیتان را میشناخت و ۴ تا وبلاگ جدید هم میخواند، نه ادعایی بود برای لینک دادن نه ترسی و نه اعتباری.
یادش به خیر وقتی که لینک میدادی، نه برای این بود که پیجرنک کسی را بالا ببری بلکه دیگران میفهمیدند که شما برای آن وبلاگ ارزش قایلی و نوشتههایش را میخوانی، برایت هم مهم نبود که کی با این لینکها امتیاز بیشتری بهت بدهد یا این که تو را از وبلاگستان حذف کند، برایت مهم نبود که خواننده بیشتری داشته باشی، مینوشتی برای خودت، دل خودت و از افکارت، لینکی هم که میدادی تاییدی بود بر دوستی وبلاگیت با دوست جدیدت.
یادش به خیر وبلاگستان توش فارسی نوشتن به همین راحتیها نبود که انواع و اقسام سرویسهای وبلاگی باشند، درست یادم باشد یک پرشینبلاگ بود در کنار بلاگاسکای (این آخری هم که هر از چند گاهی درش را تخته میکرد ) چند وقت بعدش امتی آمد و کمی بعدتر وردپرس، وردپرس فارسی هم به همت جمعی از وبلاگنویسان روی وردپرس دات کام شکل گرفت و بعدا وردپرس فارسی جداگانه هم سایت دار شد و فعالیت کرد، به همینگونه بود برای بلاگاسپات هم.
یادش به خیر هیجان نوشتن توی وردپرس، کنده شدن از ان پی اچ پی نیوک بیهمهچیز پر از سوراخ و نوشتن تو جایی راحت، که به قول مانی تنها برای این ساخته شده که یک بار بنویسند و هزار بار بخوانند.
یادش به خیر تبدیل پی اچ پی نیوک به سی پی جی نیوک، بعد به مامبو و بعدا به زوپس، که بتوانی به راحتی نوشتههایت را منتقل کنی و آن چند خطی را که نوشته بودی و یادگاریای بود از دوران جوزدگی وبلاگنویسیات برایت تا همیشه بماند.
یادش به خیر وردپرس دات کام که خیلیها را از هاستینگهای درپیت ایرانی رهانید و به رایگان وردپرس در خدمتمان گذاشت.
یادش به خیر آمدن اولین پادکستها، گوش دادن و داونلود کردنشان به چه بدبختی، رادیوها و …
یادش به خیر اولین بازیهای وبلاگی، بازی شب یلدا …
یادش به خیر وبهای ۲ که آمدند و ماندند (از خوشمزه بگیر تا این آخریش که فرندفید بود)
بعد از این همه مدت وبلاگستانی داریم استوار و پر از محتوی، از آن پستهای آبکی ۵ سال پیش خبری نیست، آنهایی هم که ادعای پدربزرگ وبلاگنویسی ایرانی بودند دیگر اعتباری ندارند (حتما میدانید کی را میگویم).
عیبی ندارد اگر وبلاگمان ترجمهی عینی خیلی از نوشتههای انگلیسی زبان وبلاگهای دیگر باشد، با این که بنده کلی مخالفم و بهتر میدانم که به جای ترجمه کردن به آموزش زبان پرداخته شود (عین همین بحث درباره ویکیپدیا) ولی مثل این که امروزه این نوع نوشتنها خواننده زیاد دارد.
عیبی ندارد که اگر یکی از دوستانت بیاید و بهت بگوید لینک وبلاگت را از وبلاگ معروفی دیده و بعدا فهمیده که دهه (با کسرهی د بخوانید) این را تو مینویسی و کلی حال کرده.
عیبی هم ندارد که چیزهایی را از کسانی که چندین وقت وبلاگ مینوشتند یاد بگیریم و بعدا حتی از آنها بهتر بنویسیم.
کاش همهی اینها و خیلی چیزهای دیگر را گاه گاهی در پساپردهی ذهنمان داشته باشیم، مرورشان کنیم، یادمان نرود چی بودیم و چی شدیم، وبلاگمان برای چه این همه محبوب شد، چرا این همه خواننده پیدا کردیم، یادمان باشد که وبلاگ نمینویسیم که امتیازمان بالا برود و یا قلهای را فتح کنیم، وبلاگ مینویسیم چون دوست داریم، راحتتر حرفهایمان را میزنیم، بسیاری از موانع نوشتاری و شنیدنی را بر سر راه نمیبینیم.
چند وقتی است که در وبلاگستان بحث ترجمه و ایجاد مداخل بیشتر در 



