همانجوری که قبلا خبر داده بودم کافه به آخر کارش رسیده. ولی از آن رویی که کافه شنوندگان مطمینا طرفدار آهنگهای کلاسیک و گلچین ایرانی هستند، از این پس در خوراک کافه، خوراک رادیو گلچین را خواهید شنید. پیشاپیش از دوستانی که به این نوع آهنگها علاقهای ندارند ولی به کافه علاقه داشتند پوزش میطلبم.
نوشتهها با برچسب ‘کافه’
شهریور ۲۵م, ۱۳۸۸
هفتهی پیش که منتظر ماندم تا برنامهی کافهرادیو را از رو سایتشان گوش بدهم خبری از گردگیری سایتشان نشد. امروز هم که آمدم مستقیم گوشش کنم خبری نبود. مجری cjsf گفتش که کافه رادیو دیگر برنامه ندارد. به نظر میرسد که کافه رادیو رفت بدون خداحافظی
ببینید چه بر سر کافه رادیو آمد که شده جایگاه تبلیغات رستم پولاد. برنامهی آخرشان را گوش کنید، فکر کنم حول و حوش دقیقه ۸ام بود.
خواستم بهشان ترکبک بدهم که دیدم نوشته قسمت بازتاب هم بسته میباشد. ببینید چه بر سر کافه رادیو آمده است که حتی شنیدن نظرات دیگران را هم برنمیتابند.
راستی اول برنامهاشان هم گفتند صدایی از کانادا، کم کم فکر کنم بشوند صدایی از آمریکای شمالی، بعد بشوند صدایی از قارهی آمریکا، بعد هم بشوند صدایی از جهان غرب، بعد هم بشوند صدایی از کرهی زمین.
برچسب : america, canada, north, north america, trackback, ونکوور, کافه, کافه رادیو, کانادا, گروه, پول, vancouver, west, ایرانی, برنامه, تبلیغ, تبلیغات, رادیو, رستم,
آخر خوب بلد نیستی چیزی را نگو، یا بگو که فکر کنم اینجوری باشد یا این که بگو که به نظر من اینجوری و نه بیا با قاطعیت استناد کن به این شعر فردوسی و ازش استفاده کن و زن ستیزی را به تاریخچهی اساطیری ایران هم پیوند بزن. که اگر فکر میکنی فردوسی با گفتن این بیت زن ستیز بوده، پس من هم هستم. بیتی (یکی از ابیات) که از فردوسی در این برنامهی کافه رادیو (که حیف آن وقتی که گذاشتم و برنامهاشان را گوش دادم) پخش شد این بود.
زن و اژدها هر دو در خاک به – - – جهان پاک از این هر دو ناپاک به
گوینده با استناد به این بیت چنین نتیجه گرفت که بله زن ستیزی از نخستین روزهای ایران وجود داشته و حتی فردوسی هم آن را نقل کرده. آخر برادر خوب اگر تو هم داستان آن قسمت شاهنامه را میخواندی متوجه میشدی که فردوسی منظورش همهی زنهای روی زمین نبوده و زنانی که سرشت پلیدی دارند را به مانند اژدهاهایی تشبیه کرده که بهتر هست هر دوتایشان از روی زمین نابود شوند.
اصلا کسی که گردآفرید (به ضمهی گ و به معنی پلهوان آفریده شده) را به صورت گردآفرید (به کسرهی گ و به معنی آفریده شده به صورت دایره) بخواند ازش انتطاری بیشتر هم نمیتوان داشت. فکر کنم برای دفعهی اولش بوده که شاهنامه را کلا باز کرده و یا با چند تا جستجوی تو گوگل ۴ تا مطلب پیدا کرده که درباره زن در شاهنامه نوشته بودند و این هم از رویشان خوانده. (این هم بیتی درباره گردآفرید)
زنی بود برسان گُردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گُرد آفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید
شبههای که پس از گوش دادن به این قسمت رادیو در ذهنها پدید میآید این است که اگر قصد نقد ابیات مخالف زنان در طول تاریخ ایران بوده چرا تنها به شاهنامهی فردوسی بسنده شده و از کتب دیگر (که کم هم نیستند) سخنی به میان نیامده و اگر بحث تنها زن ستیزی در شاهنامه بوده چرا گوینده تنها به ابیاتی بسنده کرده که سهوا شنونده را به این گمان میاندازد که زن در شاهنامه موجودی خوار و کوچک شمرده میشده و همچنرن چرا ابیاتی را که در ستایش زن و زنهای راستکار شاهنامه سروده شده را برنگزیده .تنها هدفی که میتوان از این سیر گفتهها و تفسیرها متصور شد شاهنامهستیزی و ناپاک جلوه دادن شاهنامه و فردوسی از طرف کافه رادیو میباشد.
خوب شد همین نوشتهی آخری بود که به شاهنامه گیر دادم. حداقل باعث شد یک کمی اطلاعات خودم را بالا ببرم و کمی از کتابش و نوشتههای مربوطه بهش را بخوانم. وگرنه من هم فکر میکردم این هم از شاهنامه.
در ادامه شماری از بیتهای شاهنامه که به مقام بالای زن پرداخته را میآورم و مطمینم شما استادتر از من تو تفسیرش هستید.
زن خوب رخ، رامش افزاى و بس
که زن باشد از درد، فریاد رس
به زن گیرد آرام، مرد جوان
اگر تاجدار است و گر پهلوان
هم از وى بود دین یزدان بپاى
جوان را به نیکى بود رهنماى
ز سه چیز باشد زنان را بهی
که باشند زیبای گاه مهی
یکی آنکه با شرم و با خواستست
که جفتش بدو خانه آراستست
دگر انکه فرخ پسر زاید
او ز شوی خجسته بیفزاید او
سه دیگر که بالا و رویش بود
به پوشیدگی مویش بود
این هم قسمتی از داستانی که گوینده بهش استناد کرده بود، با خواندن حتی همین ۵ بیت قبلش هم میتوانید معنیاش را درک کنید.
چو فرزند و زن باشدم خون و مغز
کرا پیش بیرون شود کار نغز
بدستور فرمود تا ساروان
هیون آرد از دشت صد کاروان
هیونان به هیزم کشیدن شدند
همه شهر ایران به دیدن شدند
نهادند هیزم دو کوه بلند
شمارش گذر کرد بر چون و چند
بدور از دو فرسنگ هر کس بدید
چنین گفت: کاین است بد را کلید
همى خواست دیدن سر راستى
ز کار زن آید همه کاستى
چو این داستان سر به سر بشنوى
به آید ترا گر به زن نگروى
به گیتى بجز پارسا زن مجوى
زن بد کنش خوارى آرد به روى
زن و اژدها هر دو در خاک به
جهان پاک از این هر دو ناپاک به
چند وقت پیش هم کامنتی گذاشته بودم و شکایتی از صدای گویندهی رادیو کرده بودم (+) و در جواب شنیده بودم که از کسانی دارند استفاده میکنند که حرفی برای گفتن دارند. وای به حال دانشجویان ایرانی خارج از کشوری که چنین کسانی از میان آنها حرفی برای گفتن دارند و کس دیگری پیدا نمیشود.
برچسب : cafe radio, ferdowsi, gordafarid, shahnameh, فردوسی, نقد, نوشته, کافه, گوگل, گرآفرید, women, ایران, ایرانی, تاریخ, رادیو, زمانه, زن, شاهنامه, شاهنامه ستیزی, شاهنامهستیزی, شعر,
استخاره و یا فال گرفتن را حتما تجربه ای ازش داشتید, چه دیده باشیدش و یا چه برای خودتان یا دوستی فال گرفته باشید. تجربه ی جالب من این بوده که فال حافظ به هر قطعی که چاپ شده باشد و هر جوری که تهیه شده باشد برای فال گیرندگان فالشان را جواب می دهد و فال گیرندگان به تفاوت کتاب و نوع چاپ زیاد توجهی نمی کنند.
در این دنیا که همه چیز دارد مجازی می شود با ویدیویی در یوتیوب برخورد کردم که امکان گرفتن فال مجازی را به شما می دهد, ویدیو کاری از اردشیر باحال هستش. بقیه ویدیوهایش را هم ببینید و نیتی بکنید و فالی بگیرید. راستی فکر می کنید این نوع فال گرفتن می تواند جای فال گرفتنهای سنتی را بگیرد ؟
اردشیر باحال یکی از بچه هایی هست که توی ونکوور کارهای فرهنگی بسیاری می کند و من هم آشنایی ام باهاش از طریق کافه رادیو بوده, حتما برنامه های طنزش را به یاد دارید. همیشه هم ایده های جذاب و جالبی داشته.
برچسب : ahmadi, ardeshir, bahal, cafe, care radio, fal, fall, radio, shahnaz, shirazi, فال, کافه, کافه رادیو, video, virtual, youtube, حافظ, رادیو, شهناز, شیرازی,
حتما آرش را میشناسید، یکی از خوانندههای محبوب ایرانی، دارد چند روز دیگر به ونکوور میآید. جالبیش این هست که تبلیغات این برنامه را توی فروشگاههای ایرانی و یا کلوبهای ایرانی تا حالا مشاهده نکردم. معمولا وقتی یک برنامهای کنسرتی چیزی باشد؛ که معمولا هم کم نیست، از کنار هم مغازهی ایرانی که رد میشوی میبینی که کلی پوسترش را چسبانده و مثلا جامعهی ایرانیان کانادا (حالا نمیدانم این کانادا هست یا فقط استان بی سی) از چند ماه پیش برنامهی کنسرت اندی و بیژن مرتضوی را تبلیغ میکرد. در این تبلیغات (چیزی که اینجا بهش میگویند promotion) کلوبهای ایرانی مانند اس اف یو آی سی (+) ، یو بی سی پی سی (+) و کافه رادیو (+) (آنهایی هستند که من میشناسم) وظیفهی مهمی را بازی میکنند چون معمولا با قشر دانشجو سر و کار دارند و برای رساندن پیام مهم برگزاری مراسمها از آنها استفاده میشود و در عوض آنها هم اسپانسر برنامه میشوند و شاید هم تخفیفی برای دانشجویان بگیرند. اما جالبیش این بود که برای برنامهی آرش (+) از این کلوبها که در معمولا به تبلیغ برنامههای ایرانی در ونکوور اهتمام خاصی دارند، تبلیغی در بارهی این برنامه ازشان ندیدم. معمولا برنامههایی که هر کدام این کلوبها میگذارند توسط بقیه هم تبلیغ میشود و سعی میشود تا آن جایی که میشود همه ایرانیان با خبر بشوند ولی دربارهی آرش این گونه نبود. مثلا برنامه بعدیای که یو بی سی برگزار میکند، کنسرت زیبا شیرازی هست (اگر درست یادم باشد) و کافه رادیو هم بدجوری گیر داده به کیوسک (نوشتهی من دربارهی کیوسک) که باغ وحش جهانیاشان را میخواهند به ونکوور بیاورند و حتی بلیطهایی با تخفیف هم دارد که به هر کسی که به کافه رادیو گوش بدهد، بهشان میدهد. (نمونه : تبلیغ کنسرت زیبا شیرازی در کافه رادیو)
اینها را نگفتم که گله کنم که چرا این دوستان تبلیغی برای این بنده خدا نمیکنند، برایم جالب بود وقتی که بزرگان هنر ایران مانند شجریان و ابی و گوگوش و … وقتی برای اجرای کنسرت به ونکوور میآیند، این قدر تبلیغ میشود که گوشت را پر میکنند، یادمه همین کنسرت شجریان که رفتیم سالن پر هم نشده بود (قسمتی از کنسرت) . حالا این آرش بدون تبلیغ در حتی همین جامعهی کوچک ایرانی دارد میآید به ونکوور و هیچی نشده سری اول بلیتهای کنسرتش تمام شده و اگر بخواهید بروید و از نزدیک ببینیدش باید یک کمی سر کیسه را شل کنید و بیشتر خرج کنید. اگر درست یادم باشد چند وقت پیش سیاوش قمیشی آمده بود توی همین مکانی که آرش میخواهد برنامه اجرا کند و برنامه اجرا کرده بود و بلیطهایش نصف قیمت برنامهی آرش بود.
یک مقایسهای در طیف شنوندگان و دعوت شدگان به کنسرت کیوسک و آرش بکنید (در شبکهی فیس بوک) به راحتی تفاوت را متوجه میشوید.
آرش در ونکوور (دعوت شدگان بالغ بر ۲۵۰۰ نفر)
کیوسک در ونکوور (دعوت شدگان بالغ بر ۸۰۰ نفر)
اینها همه را گفتم که بگویم به این میگویند کار درست حرفهای و از آن مهمتر نتیجهاش شناساندن فرهنگ ایرانی. البته شاید نتوان اسم فرهنگ را برش گذاشت ولی به هر حال قسمتی از فرهنگمان هم همین آهنگهاست. فرهنگی که اینور آبیها چیزی ازش نمیدانند. آن فردی که با آهنگ آرش بدون فهمیدنش حال میکند مطمینا علاقهمند میشود که بفهمد این یارو دارد چی میگوید و شاید چند تا کلمه فارسی هم یاد بگیرد و چند خطی هم از فارسی برایش بخوانند و درک کند که ایرانیان فرهنگی غنیتر از چیزی هست که توی مخ بسیاری از جهانیان قرار دارد.
به هر حال کارش درسته. از آدرس وب سایتش معلومه کدام خوانندهی ایرانی را دیدید که آدرس به این باحالی و سر راستی داشته باشد، مطمینا کلی خرج همین آدرس کرده.
راستی گروه مستان هم دارد به ونکوور میآید و توی نورت ونکوور برنامه قراره که بگذارد، چیزی که شنیدیم مثل این که کارشان درسته و از طرفی هم هر جایی اجازه برنامه گذاشتن را بهشان نمیدهند (هر جایی یعنی کجا میتواند باشد) ، اگر دوست داشتید این یکی را هم تشریف ببرید و جای ما را هم خالی کنید.
اطلاعات بیشتر دربارهی برنامهی گروه مستان در ونکوور
و ویدیویی از گروه مستان
برچسب : andy, arash, band, bizhan mortazavi, culture, ebi, facebook, googoosh, iranian, kiosk, mastan, mastan o homay, north-vancouver, sfu-iranian-club, sfuic, shajarian, ubc-persian-club, ubcpc, فیس بوک, فرهنگ, موزیک, مستان, مستان و همای, نورت ونکوور, همای, ونکوور, یو بی سی, یو بی سی پی سی, کیوسک, کافه, کافه رادیو, گوگوش, آرش, اندی, ایرانی, ابی, اس اف یو, اس اف یو آی سی, بیژن مرتضوی, باغ وحش جهانی, رادیو, شجریان,
آبان ۱۶م, ۱۳۸۷
برچسب : cafe, cafe radio, nikahang-kosar, radio-zamaneh, کافه, کافه رادیو, zamaneh, رادیو, رادیو زمانه, زمانه,







