Parvin Etesami
نوروز
نوروز
|
وزید و کرد گیتی را معطر |
سپیده دم نسیمی روح پرور |
| به باغ و راغ بد پیغلم آور |
تو پنداری ز فروردین و خورداد |
| سترد از چهره گرد بید عرعر |
گرفت از پای بند سرو شمشاد |
| بسیط خاک شد پر لولوتر |
ز گوهر ریزی ابر بهاری |
| درختان را تبارک ، سبز چادر |
مبارکباد گویان در فکندند |
| نپوشاندند رنگین حله بر در |
نماند کاندر چمن یک شاخ کانرا |
| هوا گردید مشکین و معطر |
ز بس بشکفت گوناگون شکوفه |
| زمرد همسر یاقوت احمر |
بسی شد بر فراز شاخساران |
| گهی پیدا و دیگر که مضمر |
در اوج آسمان خورشید رخشان |
| جهان ، ز آلوده کاری ها مطهر |
فلک از پست رایی ها مبرا |
| پروین اعتصامی |



آخرین کامنتها