دسته‌بندی

دسته‌بندی ‘تجربیات زندگی’

دموکراسی دشمن دموکراسی

خرداد ۱۰م, ۱۳۸۷

350px-Freedom_House_world_map_2007 دموکراسی دشمن دموکراسی life-experiencesاصلا نمی‌دانم کی بود یا کی بود که این را می‌گفت ولی یکی از بزرگان بود، می‌گفت تنها دشمن دموکراسی خودشه.
شاید به نظر غیرواقعی بیاید ولی وقتی که دموکراسی بخواهد پیاده‌سازی بشود به خاطر کمبودهای موجود همیشه کارهایی باید انجام بگیرد که مورد نظر جمع نیست و کسانی که انتخاب شدند این کارها را انجام می‌دهند و آن هم طبق نظر خودشان، این کارهای انجام شده می‌تواند روی دموکراسی تاثیر منفی بگذارد و آن را تحت‌الشعاع قرار بدهد. بدترین نحوه استفاده‌اش هم از طریق کسانی هستش که خودشان سیستم را راه انداختند و به خم و چم‌هایش آشنا هستند. آنها هستند که می‌توانند از دموکراسی نهایت استفاده را ببرند و جوری وانمود کنند که اینها همه نظرات جمع بوده و بنا به یک مصلحت زمانی چند تصمیم پیش پاافتاده بدون درنظرگرفتن رای اکثریت نهایی شده است.
بنابراین وقتی در کاری گروهی شرکت می‌کنید و این کار بر اساس نظر و عقیده‌ی همه هستش مواظب باشید که راهکارهایی باشد که اگر بعدا ازتان پرسیدند شما که به واسطه‌ی نمایندگانتان انتخابتان چنین بوده و حالا باید پاسخگو باشید، جوابی برای گفتن داشته باشید. راهکارهایی که خیلی سختگیرانه در اول به نظر می‌آیند ولی در آخر می‌توانند به راحتی مشکلات را حل کنند. حالا این دموکراسی می‌تواند در اداره‌ی مشکلات یک کشور باشد، راه‌اندازی یک جمع دانشجویی باشد و یا حتی راه‌اندازی دوستانه‌ی یک رادیو.

عکسی هم که می‌بینید عکسی است که از تعریف واژه‌ی دموکراسی در ویکی‌پدیا دیده شده است و کشورهایی که کاملا آزاد، نیمه آزاد وناآزاد هستند را نشان می‌دهد (تیریتپ مطبوعات : عکس تزیینی است)، راستی به نظر شما می‌شود یک هم‌چنین عکسی هم برای وبسایتها، وبلاگها و محتویات کلی وب درست کرد ؟ مثلا وبسایتهایی که اجازه اظهارنظر آزاد درباره مطالبشان را می‌دهند کاملا آزاد، آنهایی که بعد از تایید اجازه می‌دهند نیمه‌آزاد و بقیه هم که این قابلیت را ندارند ناآزاد نام بگذاریم. تلاشهایی هم برای آزادسازی کل اینترنت (به این تعریف) تاکنون شده است مانند سایتهایی که با نقل خبری از سایت ناآزاد اجازه اظهارنظر بی‌پرده را به آن می‌دهند مانند دیگ، بالاترین، فرندفید و …

Google

YouTube

دست دومی بمانیم‌ ؟ تحمل کنیم این ننگ را؟

اسفند ۱۶م, ۱۳۸۶

نمی‌نویسم نمی‌نویسم وقتی هم که می‌نویسم یک روز دوبار می‌نویسم، آن هم وقتی امتحانهایم شروع شده و همه کارها ریخته سرم، نیست در دیر مغان هیچ چو من شیدایی همینه که می‌گن.
ولی تو دلم می‌ماند اگر نمی‌گفتم، اگر نمی‌گفتم که همه زحمتهایی که کشیدی بعد از گذشتن یک ماه از کار تبدیل به یک وب سایت دست دومی بشود، دست دومی از آن جهت که شما مطالب منتشر شده تو وب سایت را قبلا یک جا دیگر دیده‌اید، شنیده‌اید یا خوانده‌اید، این است کار گروهی، همیشه یک عده‌ای هستند که تویش ناراضی از آب در می‌آیند و این است هنر استفاده از دیگران، بدون برنامه‌ریزی،‌ در موقعیتهای اضطراری مدیریت کردن کارها و پیش بردن آنها، البته مسلم است که این جوری کلی مشکلات برای خودت هم پیش می‌آید و از زندگی عقب (شاید) بمانی ولی کار که تمام بشود می‌گویند کی تمامش کرده ؟ همانی که همه چیز را مدیریت کرده.
قطعی نشده این تصمیم ولی به نظر می‌آید یکی از کارهایی را که من با ایده‌ای شروع کردم دارد یک جور دیگر پیش می‌رود و آن هم بنا به نظر جمع، فکر کنم حدس زدید چی باشد و چی چی ممکن است بشود، امیدوارم که این گونه نشود و همه چیز همان‌جوری که من فکر می‌کردم ادامه پیدا بکند.
کاش اعتراف نکرده بودم حداقل

Adpinion

دردسر

آبان ۲۴م, ۱۳۸۶

این چند مدته هر چی بلا بوده از جلو چشمهایم رد شده، ولی همه‌اش به خیر گذشته، برایتان هیچ موقع پیش نیاد

Google

بعضی وقتها

مهر ۱۷م, ۱۳۸۶

بعضی وقتها بعضی چیزها ارزشمندتر از بعضی چیزها نیستند که بخواهی بعضی چیزهای دیگرت را فدای آن بعضی چیزها بکنی، زمان تنها چیزیه که می‌توانه ارزش بعضی چیزها را مشخص کنه.

Adpinion

چی چی ؟

مهر ۱۳م, ۱۳۸۶

یک نوشته‌ی بلند بالایی نوشتم به نام دموکراسی یعنی تحمل نقدپذیری و به یک سری مسایلی می‌پردازد که اگر تا هفته‌ی دیگر حل نشود حتما منتشرش می‌کنم، و اگر هم تاکنون منتشرش نکردم به خاطر دوستانی بوده که فکر می‌کنم نوشته‌ی من کاملا درباره‌ی آنها نیست و امیدوارم نظرم هم درست باشه.

راستی زدم تو کار فارسی کردن تم، و دارم همه‌ی چیز میزهای این وبلاگ را فارسی می‌کنم، می‌دانم وف هست ولی دوست ندارم محیط ادمین فارسی باشه، چیز جالبی نیست، برای همین فقط به فارسی کردن تم بسنده می‌کنم.

Adpinion

پدران ما

بهمن ۷م, ۱۳۸۵

پدران ما خیلی سختی کشیدند،
چندین و چند سال تهمت نجاست ‌شنیدند و راهی نداشتند جز تحمل کردن،
تهمتهایی فراتر از اینها را هم شنیده‌اند، جفاکاری‌هایی بالاتر از این را هم دیده اند، ستم‌های بسیاری را کشیده‌اند اگر که کنون من و تو زرتشتی ماندیم و به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنیم.

حالا نوبت من و تو هست که تحمل کنیم،
شاید این تحمل دیگر دشنام شنیدن نباشد، دیگر ستم کشیدن نباشد، تهمت خوردن نباشد، نجاست نباشد …

ولی نباید برای راحتی خودمان،‌ برای خوشگذراندن ، برای آینده‌ی زیبایمان تمام گذشته‌امان را فراموش کنیم،
حداقل راهشان را ادامه بدهیم و به بچه‌هایمان هم همین را بیاموزانیم.

[googlevideo -5088943902531582779]

Adpinion

عکس

دی ۲۶م, ۱۳۸۵

نمی‌دانم عکسهای دیجیتال خصوصیتشان اینه که آدم بیشتر نگاهشان می‌کنه دل تنگ گذشته‌ها می‌شه یا عکسهایش آن قدر حرفه‌ای گرفته شده که تا آدم می‌بینتشان جذبشان می‌شه.

Adgrid
Advertising