دستهبندی
باد ونکوور
این یکی از اولین بادهایی بود که بسیار سریع بود ( البته برای من و فکر کنم کاناداییها بسیار بهش عادت دارند ) سعی کردم با گرفتن فیلمی از آن تجربهام را با شما شریک کنم، به سرعت حرکت ابرها دقت کنید، البته این بادها چند روز بعد باعث خرابیهایی هم شد.
[googlevideo -5775771399412055171]
فلجی تهران برای برقش
برق تهران به مدت چند ساعت قطع شده بود با گزارشهایی که خواندم ( شرق ، بازتاب ، روزنا ) مشخص بود که در این چند ساعت تهرانی ها گرفتار عذاب بزرگی شده بودند، آب تهران دریچه هایش باز مانده بود و نمی توانستند آن را ببندند و از مردم خواسته بودند تا در مصرف آب صرفه جویی کنند، تمامی بانکها و ادارات هم که تعطیل شده بودند، همه ی اینها را من خوانده ام و حتما بسیاری از شما آن را تجربه کرده اید، فقط می خواهم نکته ای را یادآوری کنم که در کنار برگزاری مانوری به بزرگی مانور در حال اجرا در ایران، با از کار افتادن یک پست برق ساده ، برق پایتخت ۲۰ میلیونی تهران برای ۶ ساعت می رود و به راحتی فقط مسیولین عذرخواهی می کنند.
یک نکته هم برایم جالب بود و آن هم ترافیک تهران، تا حالا با هم چین معضلی برنخورده بودم و فکر به آن و تصور گرفتاری در ترافیکی که چند برابر شده بسیار عذاب دهنده بود . ولی برای کانادا، قانونی که در این مواقع استفاده می شود این است که هنگام قطعی برق تقاطعها مانند ۴way عمل می شود، چیزی که در ایران نداریم ( ۴way چهارراهی است که هر کی زودتر برسد حق عبور دارد و البته قبل از عبور باید ایست کامل داشته باشد، چه ماشین باشد چه نباشد )
دانشجوی ترم اول
امروز مثل آدمهای متمدن لیست درسهای ترم دیگرم را دیدم، Digital Communications و Stochastic Systems دارم و فکر کنم که اولیش یک کم بیشتر برایم سخت باشه، البته اینها مثل این که ماشین حساب های قوی ای دارند که باعث می شه آدم درس را پاس کنه ( البته چند نکته لازمه که بگم، دقت کنین گفتم آدم، برای همین شانس من خیلی کم برآورد می شود و نکته ی دیگه ای هم نیست ( ولی شما یک نکته حسابش کنید که بشه چند نکته)، بدیش هم این جا اینه که کتابهایش خیلی گرانه و برای یک درس ۱۵۰ دلار باید پول کتاب بدهی، یاد ایران به خیر که با ۷ ۸ هزار تومان کتابها را کپی می زدیم.
Canadian License
بالاخره پس از تلاش فراوان توانستم با استفاده از دانش و کوشش خودم نایل به حق رانندگی در کانادا آیم ( بابا یعنی تصدیق کانادایی ام را امروز گرفتم، مبارکم باشه) آن هم کلاس ۵اش را
Me in Vancouver
این هم از کامپیوتر ما، همانی است که در ایران باهاش کار میکردم همهچیزش را با خودم آوردم اینجا و فقط کیسش را نیاوردم که آن را هم از یک مغازهی ایرانی در Lonsdale در ونکوور خریدم و الان هم با وصل شدن به یک اینترنت پر سرعت دارم حالش را میبرم، البته از همهچیز بیشتر حال کردن استفاده از ویزا کارت اینجا هست که یکی به اسم خودم گرفتم و از این به بعد domain و هاستهایم را خودم از روی اینترنت به راحتی تهیه میکنم و دیگر لازم نیست که منت این ایرانیها را بکشم، برای هر کسی هم که از ایران بخواهد میتوانم این کار را بکنم که دیگر راحت باشید و از دست ispهای ایرانی راحت بشوید.
راستی این جا همهچیز هم آزاده هم فلیکر، هم اورکات و … اولین کاری هم که کردم یک عکس از هواپیمایمان را گذاشتم تو فلیکر، شما هم میتوانید ببینیدش، فقط بدیش اینه که اینجا، جام جهانی تعطیله و برای دیدن بازی ایران با مکزیک روز یک شنبه باید برویم دانشگاه sfu و از روی پرده تماشا کنیم.




آخرین کامنتها