۱۳۸۹/۱/۲۸ ه‍.ش.

اگر مرگ داد است بی داد چیست ز داد این همه بانگ و فریاد چیست

داشتم شاهنامه را ورقکی می‌زدم که ابتدای داستان رستم و سهراب نظرم را به خودش جلب کرد. با تعمق بخوانیدش.

کنون رزم سهراب و رستم شنو

دگرها شنیدستی این هم شنو

یکی داستان است پر آب چشم

دل نازک از رستم آید به خشم

اگر تدن بادی برآید ز کنج

به خاک افتد نارسیده ترنج

ستم کار خوانیش ار دادگر

هنرمند گوییش ار بی هنر

اگر مرگ داد است بی داد چیست

ز داد این همه بانگ و فریاد چیست

ازین راز جان تو آگاه نیست

بدین پرده اندر ترا راه نیست

همه تا در آز رفته فراز

بکس وا نشد این در راز باز

برفتن گر بهتر آیدت جای

چو آرام گیری بدیگر سرای

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر