حتما شما هم دورادور درجریان انتخابات افغانستان بودید. آخر یکی نیست به این عبدالله بگوید بابا نونت کم بود، آبت کم بود ؟ دیگر استعفا دادنت چی بود ؟ حالا با این استعفا دادنت به چی رسیدی ؟ نه این که فقط ۵ سال روند رسیدن افغانستان را به یک جامعهی آزادتر عقب بندازی ؟ فکر میکنی افغانستان مثل اروپا و آمریکاست که با کنار کشیدن دولتش ضعیف بشود ؟ اصلا دولتش قوی مگر هست که ضعیف بشود ؟
آخر یکی نیست بهش بگوید دیگر این همه لوس بازی ؟ بعد از انتخابات تعیین تکلیف میکنی که اگر فلانی و فلانی و فلانی سر کار باشند، من در انتخابات شرکت نمیکنم چون ممکن هست تقلب کنند. بابا دفعهی اول که تقلب کردند که همه دخلشون را در آوردند و نگذاشتند که با تقلب سر کار بیایند. مطمین باش دفعهی دوم هم نمیگذاشتند تقلبی بشود. اگر هم میشد باز باطل میکردند آن آرای تقلب شده را. آبروی آمریکا و اروپا آن قدر برایشان میارزد که پای انتخابات تقلبی را امضا نکنند.
اصلا من میخواهم بدانم الان که عبدالله عبدالله که از خواب پا میشود به چی چی اش افتخار میکند ؟ به این که تنها توانست نشان بدهد که در افغانستان فساد اداری هستش و او درش دخیل نمیشود ؟ بابا دمت گرم. خیلی باحالی. یک کمی از همسایههایت یاد میگرفتی.
فکر کردی این آسیایی که میبینی چندتا دموکراسی دارد که با کنار کشیدنش بتوانی نظرت را به کرسی بشانی. فکر نکردی آنهایی که بعد از عمری آمدند و رای دادند دفعهی دیگر به چه تضمینی بیایند و رای بدهند ؟
جواب آنهایی که انگشتانشان را از دست دادند را چه میدهی ؟ خوب اگر از اولش میخواستی بکشی کنار که انگشت این مادرمردههای بیچاره الان میتوانست کلی برایشان کمک باشد تو زندگی اشان.
تنها چیزی که می توانم این عبدالله عبدالله را لقب بدهم “پسر لوس افغانستان” هست. کلی از وقت و انرژی مردم افغانستان و جامعهی بین المللی را گرفت برای نشان دادن این که در افغانستان فساد هست و ایشان درش شرکت نمیکند. دمت گرم واقعا.





آبان ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۵:۴۵ ب.ظ
من فکر می کنم داری خیلی آسون قضاوت می کنی…
بر سر واژه واژه ی این پستت می شه نقدی نوشت اما…
چقدر از سابقه ی مبارزاتی دکتر عبدالله واسه ی آزادیه افغانستان میدونی که اینقدر راحت می گی پسر لوس افغانستان؟
هان؟؟
میدونی مبارزه با طالبان چقدر سخت ؟ دلهره و آتیش و جنگ….
نه نمی دونی…
چون امنیت داری…تو جهان زندگی می کنی…
نه تو این حق و نداری به یه مبارز بگی لوس
میتونی نقدش کنی اما نباید صفت بزاری براش…آدم لوس عمرا بتونه جلوی طالبان دوام بیاره نمی دونم چقدر از تاریخ افغانستان میدونی…نمیدونی حتما….
آنقدر فرسوده شدم از خواندن این پست که ترجیح میدم چیزی نگم
با خواندن آن پستت درباره ی احساس تاسف درباره ی امسال من
که امیدوارانه سبز بودیم اینقدر پیر و دلشکسته نشدم…
نه من جهان سومی اجازه نمی دم کورسوی امید مراهرچقدر هم که ابلهانه باشد توی جهان اولی به سخره بگیری…
من هرچقدر بی حافظه ساده رشدنیافته باشم ترجیح میدهم حرکتی کنم حتی اگر راهم رو سراب باشد…ترجیح میدهم در کویر ایرانم
رو به سراب روم…نه در شالیزارکشوری دیگر گل امید بکارم…
مطالعه تاریخ فرانسه بعد انقلابش را بهتون پیشنهاد می کنم….
من به شخصه از دکتر عبدالله و طرفداران رنج کشیده او بابت اینکه یک ایرانی نه از روی غرض بلکه از روی نگرانی برای آینده ی کشور هم زبان صفت لوس به ایشان دادند پوزش می خواهم…. به امید اینکه هیچ وقت ناامید نباشیم….
[پاسخ]
بهمن ۶م, ۱۳۸۸ در ۶:۰۶ ب.ظ
اون روزی را انتظار میکشم که
این دو کشور که از یک مادر هستند به فکر هم باشند، نه به فکر لبنان فلسطین و امثال آنها
فرزندانی مثل تاجیکستان ارمنستان آذربایجان افغانستان ایران و عراق باید مادر بزرگشان را به یاد داشته باشند، با هم باشند تا ببینند که حق بزرگی کردن دارند
همگرایی عملی از هماهنگی سیستم آموزشی و توسعه پایدار همهٔ این فرزندان در عین استقلال و احترام به رنگارنگی فرهنگی شروع میشود.
[پاسخ]