من و بالاترین
این چند وقت آخری اگر یک کمی به شیدا نگاه کرده باشید، شاید شما هم از این همه مطلب که درباره بالاترین خواندهاید خسته شده باشید. پس منی که نوشتمشان را چی میگویید. من خودم هم خسته شدم از بس که دربارهی بالاترین نوشتم. و کلا نمیخواهم شیدا دیگر بیشتر بالاترینی بشود (یعنی بیشتر دربارهی بالاترین تویش بنویسم).
تیتر این مطلب را هم نمیگذارم “خداحافظ بالاترین” چون که نباید اگر از جایی یا چیزی خوشتان نمیآید ازش دست بکشید و بگویید دیگر من نیستم. این اخلاق اکثر ایرانیهاست. وقتی برای رسیدن به چیزی با قدرتی بالاتر از خودشان مواجه میشوند، خیلی کم کسانی میمانند و حرفشان را میزنند و بیشتر افراد ازش دست میکشند. کاری که من با بالاترین نکردم.
اگر میبینید دیگر در بالاترین فعالیت نمیکنم به خاطر این هستش که حسابم را بستند، آن هم به یک دلیل خیلی مصخره. به دلیل ارسال لینک تزیینی. جالبیش اینه که به خاطر این لینک تزیینی حساب من را یک هفته بسته بودند و بعد باز کرده بودند. نمیدانم چی شد که بعد از یک ماهی دوباره یادشان آمد که به خاطر همان لینک حساب من را برای همیشه ببندند.
بعد از حوادثی که در خرداد امسال اتفاق افتاد، خیلی از دوستان در بالاترین لینک تزیینی میفرستادند، آیا همهاشان حسابهایشان بسته شد ؟ یا مدیران بالاترین تنها منتظر بودند که یک بهانهای دستشان بدهم و منی که از اول با مدیریت بالاترین و نحوهی ادارهاش مخالف بودم را بیرون بیندازند ؟
نمیخواهم سرتان را درد بیاورم و لی دربارهی بالاترین خیلی نظر دادم. اگر دوست داشتید میتوانید یک جستجوی کوچکی در وبلاگم دربارهی بالاترین بکنید یا این که این لینک (که شامل نوشتهها با برچسب بالاترین هست) را بخوانید.
به نظر من، بالاترین جایی نیست که بشود حقتان را ازش بگیرید. چون از مدیرانی تشکیل شده که گوش به حرف کاربرانشان نمیدهند. منی که در حدود ۲۲۰۰۰ امتیاز داشتم، ۶ بار تا حالا ایمیل زدم و یک دانه از ایمیلهایم را هم جواب ندادند. (البته که از حسابهای کاربری مختلفی زدم که ممکن بوده این ایمیلها اسپم بشود.)















آخرین کامنتها