بالاترین آن موقع را یادته که با ۴ تا یا ۵ تا رای لینک ارسالی بهت بالا میآمد و میآمد توی صفحه اولت و میشد جز مطالب قابل خواندن دیگران ؟
آن موقع را یادته که تعداد کاربرهایت از تعداد وبلاگهای فارسی کمتر بود و الان تعداد بازدیدهای روزانهات از تعداد کل صفحات موجود در اینترنت بیشتر شده ؟
آن موقع را یادته که به جای این که به حرف دیگران گوش بدهی و یک کمی از نظراتشان را استفاده کنی به بهانههای کوچک از خودت طردشان کردی و اگر هم کسانی ماندند فعالیتشان را خیلی کم کردند. (خود من یکی از همانهایی بودم که بقیه را به استفاده از بالاترین فقط برای خودشان میکردم)
آن موقع را یادته که همه تو بالاترین همه را میشناختند و امتیازها خیلی خیلی زیاد نشده بود ؟
آن موقع را یادت میآید که میگفتیم اگر امتیازدهی خوب بود دیگ هم همین کار را میکرد ؟ الان برو یک نگاه کن ببین این امتیازها به چه دردی میخورد ؟ جز این که نمایش قدرت یک سری افراد در بالاترین باشد کار دیگری ازش بر نمیآید.
آن موقع را یادت میآید که برای این که ۴ تا تگ اضافه بعضیها میگذاشتن کل لینک به وبسایتشان را ممنوع کردی (ولی بعد از چندین ماه از ممنوعیت درش آوردی) و الان را ببین که چه نوع لینکهایی دارند رای میآورند و کسی هم خیالیش نیست.
آن موقع را یادت میآید که داشتی میگفتی که بالاترین میخواهد دموکراسی باشد ولی نگفته حرفت را خوردی.
آن موقع را یادت میآید که هی میگفتی رای منفی کم بدهید و هی میگفتند که رای منفی را بردار و فقط رای مثبت را بگذار باشد، چند تا لینک الان میخواهی بهت نشان بدهم با این که تعداد زیادی رای منفی گرفتند ولی باز هم به بالای سایتت رسیدن ؟
یادته یک موقعی دغدغهات این بود که حالا لینکها توی صفحهی جدید باز بشود و برایش نظر خواهی راه انداختی ؟ کم کم هم جوگیر شدی و آمدی بالاپدیا راه انداختی که ملت بیایند دربارهات بنویسند.
یادته یک مدتی گفتی بالاترین فقط برا خودم و نگذاشتی کسی بیاد عضوت بشود ؟ یادته آمدی گفتی که حالا با دعوتنامه بیایید و عضو بشوید ؟ اینها اصلا دردی را دوا کرد ؟ کاش یک آماری میدادی که مثلا از ۵۰۰۰ تا دعوت شدهها ۲۰تایشان دزدند و لینکهای شما را میدزدند و ما با این کار پیدایشان کردیم.
فکر کنم دیگر کم کم داری دوران جوانیات را هم پشت سر میگذاری، دیگر از پول تو جیبی بابایت هم خبری نیست و باید خودکفا بشوی و به بلوغ فکری برسی. یک کمی تو سیاستهایت تجدید نظر کنی و همه را به یک دید ببینی. یک کمی از تجربیات دیگران استفاده کنی و واقعا دیگی بشی که هیچ موقع کفگیر به تهش نخوره. نه مثل الانی که ته دیگ و رو دیگت یک کیه و اصلا آن وسطها هر کی هر کیه.
این نوشته در حقیقت میبایست نقدی علمی و توضیحی دربارهی افت کیفیت بالاترین باشد ولی اینگونه به رشتهی تحریر درآمد.




دی ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۶:۳۷ ق.ظ
سلام
خسنه نباشید
نوشته ات کاملا درست و بحق بود نوشته های قبلی تون رو هم درباره بالاترین حونده بودم
ایکاش توجه بیشتری کنند
همیشه مطالبتون رو دنبال می کنم و یکی از خوانندههای اصلی تون هستم
موفق باشید
[پاسخ]
دی ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۷:۱۸ ق.ظ
از وقتی بادمه بالاتریه فیلتر بوده و پر طرفدار ولی خب بنظرم وجود این جور سایتها مثل بالاترین به بیشتر دید شدن مطالب پر بار بیشتر کمک میکنه
برای اولین بار بود به وبلاگت میومد .. مطالب وبلاگت خیلی خوبه
بازم سر میزنم
وبلاگ نون میم هروز بروز میشه – بهش سری بزن
فعلا
[پاسخ]
دی ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۰ ب.ظ
سلام
بسیار عالی نوشتی
دستت طلا
به امید روزی که این کشتی به گل نشسته بره کف اقیانوس
موفق باشی
چاکریم
[پاسخ]
دی ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱:۳۹ ب.ظ
سلام.
می گن اگه کسی رو نبینی- اما یکی دیگه بیاد از اون فرد غیابی بد بگه- نا خود آگاه از اون فرد غیابی متنفر میشی…
اگه یکی که تازه دعوت نامه ی بالاترین و دریافت کرده و با هزار ذوق و شوق بخواد فعالیت کن , بعد نوشته ی شما رو ببینه چی؟
اصلاً دوست دارید کسی تو وبلاگ خودش- پشت وبلاگ/سایت شما حرف بزنه؟
تو دادگاه هم شاکی حرف می زنه هم مجرم. ( یه طرفه نرید)
[پاسخ]
دی ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۳:۴۶ ق.ظ
خبرخوان «وبلاگهای ایرانیان کانادا» در پرشینبلاگرز ارائه شد. از این پس در پرشین بلاگرز آخرین مطالب وبلاگ شما قابل استفاده علاقمندان خواهد بود. نام وبلاگ شما نیز در لیست این دسته از وبلاگها قرار دارد.
http://persianbloggers.blogspot.com/2008/11/canada-p.html
[پاسخ]
دی ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۹:۵۴ ق.ظ
سلام
من بیشتر از یک سال که بالاترین رو می خونم، الانم خیلی مشتاقم عضو بشم، اگه برام یه دعوت نامه بفرستید خیلی ممنون می شم.
sdds12@ymail.com
[پاسخ]