توی یکی از آخرین پستهایش با ونکوور خداحافظی کرده بود. چیز دیگری هم نگفته بود که کجا میرود ولی هر کجا که میرود برای ونکووریها این نکتهی منفی را به بار دارد که دیگر از اخبار و رویدادهای فرهنگی هنریای که در ونکوور اتفاق میافتد کمتر خبردار میشویم و شاید هم از بعضیهایشان خبردار نشویم.
البته نویسندهی وبلاگ بعد از خداحافظیاش از ونکوور حداقل ۳ تا پست جدید کرده و یادم میآید اگر میخواست آدرس وبلاگش را عوض کند موقعی که پرشینبلاگ آدرس دات کامش دزدیده شد این کار را میکرد و به نظر میآید که من و ونکوور وبلاگی خواهد شد نه دیگر دربارهی ونکوور بلکه تنها نامی از ونکوور بر آن میماند. البته میتوان وبلاگ را با اخبار تازه و جدید از ونکوور هنوز غنی نگه داشت و همیاری دوستان ونکووری و نوشتن وبلاگ به صورت گروهی از بچههای ونکووری را میطلبد که تاکنون که اتفاق نیافتاده و همهی اینها هم تصمیم به دارندهی وبلاگ دارد.
به امید خدا هر جا که میرود یک دانه “من و همانجا” را راه بندازد و کلی به وبلاگهایش اضافه کند و به دانش دیگر مردم هم همینطور.
اگر به دنبال تبلیغات اینترنتی برای سایت و یا وبلاگ خود گشته باشید حتما تاکنون سایت بیدورتایزر را دیدید. سایتی است که به بالاترین قیمت پیشنهادی قسمتی از فضای سایت شما را به فروش میرساند. این سرویس که بعد از گوگل یکی از بهترین سرویسهای تبلیغات اینترنتی هستش تاکنون از سایتهای فارسی پشتیبانی نمیکرد ولی توی آخرین ایمیلی که ازشان داشتم خوشحال شدم که دیدم آنها هم تبلیغات در سایتهای فارسی زبان را در دستور کارشان قرار دادند و از این به بعد به راحتی و بازدستی بیشتری برای شکار تبلیغات اینترنتی در اینترنت بگردید.
این هم قسمتی از نامهای که برای من فرستاده شده بود :
روزهای پر از روشنی و شادمانی پیش رویتان. شب چلهاتان را با خواندن شاهنامهی فردوسی اگر به صبح میرسانید جالب خواهد بود اگر به اپرای رستم و سهراب که در ایران اجرا شده باشد را گوش کنید.
بالاترین که روزگاری میخواست اولین دموکراسی ایرانی اینترنتی باشد ببینید به چه روزی افتاده، نیست روزی که از این ایمیلها نگیرم. به همهاشان هم جواب میدهم، این یکی خیلی زیبا بود و گفتم بد نیست که ببینید که چگونه است که دعوتنامههای بالاترین خیلیها را از حق استفاده از سایت برحذر داشته.
تازه دعوتنامه اول کاره؛ وقتی که ثبت نام کنی تازه بهت میگن که انرژیت کمه و فقط روزی در حد یک لوگین کردن به سایت میتوانی از آی دی ات استفاده کنی.
این هم از عاقبت بالاترین
سلام دوست گرامی
من … هستم……مهندسی خوندم و عاشق شعر و ادبیات و پژوهش و کامپیوترم
من بسیار مایلم عضو بالاترین شوم اما شوربختانه تنها کسی که با توجه به آی دی ایشان در این بالاترین به نظرم آشنا می آید
پاسخی به درخواست من نمیدهد
در خارج کشور اینجا که منم آشنای دیگری نمیدانم
به ناچار و ناگزیر مزاحم شما شدم تا درخواست کنم برای من دعوتنامه بالاترین بفرستید
اطمینان داشته باشید کوشش خواهم کرد تا به سهم خود در افزایش بیش از پیش فرهیختگی در این سایت نقشی بزنم
راستی از آی دی و سایت شما خوشم آمد که گمان کردم شاید خواهش مرا برآورده کنید اما اگر این ایمیل گستاخانه به نظرتان میرسد یا اینکه امکان به دست آوردن دعوت نامه بالاترین به این سادگی ها نیست مرا ببخشایید
یا حق
حتما از این دامنهها زیاد دیدید که فقط برای این ثبت شدهاند که یکی بعدا بیاید و بخردش و بعدش هم پولی به جیب بزند. این سایتها معمولا تبلیغات زیادی هم دارند و همهاشان هم روشهای مختلفی برای گمراه کردن شما به کار میبرند که بیشتر تبلیغاتشان را کلیک کنید.
گوگل حالا آمده و از این فرصت استفاده کرده و برای دامنههای مردهای که شما ثبت کردید تبلیغات میگذارد. این صفحهی درست کردن تبلیغاتش است. شما هم اگر دامنهای دارید و میخواهید از تبلیغات گوگل استفاده کنید میتوانید در گوگل ادز ثبت نام کنید.
با دادن تبلیغات به سایتهای بدون هیچ گونه محتوایی به راحتی میتوان از ثبت نام در گوگل بهرهمند شد، چیزی که قبلا داشتن یک سایت و یا وبلاگ فارسی به راحتی جواب نمیداد به همین سادگیها و میبایست سایتتان از محتوای خوبی برخوردار باشد تا گوگل بهتان اجازهی استفاده از تبلیغاتش را بدهد.
من هم شاید برای شیدا دات آی آر استفادهاش کنم به زودی، به نظر میآید که چیز خوبی باشد.
همیشه همه چی داشته، زندگی، سود بانکیاتان، سهامتان، تعداد دوستانتان، دفعات رفتن به دستشویی روزانهاتان، … هر چیزی که فکرش را بکنید بالا و پایین داشته و دارد و خواهد داشت (تیریت شد مثل نوشتههای کتاب دینیامان)، مهم این است که این بالا و پایینها را چه جوری ببینیم، مهم این است که ازشان چه جوری استفاده کنیم. مهم این است که همیشه وقتی که پایین هستیم بهشان فکر نکنیم و قمارباز نباشیم و همهی آن چیزی را که داریم شرط ببنیدیم که بالاتر برویم، مهم این است که شاید یک روزی از همین خرده بالارفتنهایمان بتوانیم استفاده کنیم و به جاهایی برسیم که فکرش را هم نمیکردیم.
(اگر دوست داشتید میتوانید با مثال آخری همهی این نوشته را در مغز مبارکتان شبیهسازی نمایید، نتایج جالبی به دست خواهید آورد.)
این هم چکش، بعد از مدتها اولین چکش دستمان رسید. زیادی نبود مبلغش ولی همینش هم غنیمت است. از همه دوستان و خوانندگان پر و پا قرص شیدا که با سر زدن همیشگی به شیدا در رسیدن به این کوچک موفقیت من را یاری کردند بسیار بسیار سپاسگزارم.