چند وقتیه شیدا بازدیدکنندگانش خیلی کم شده ( گوگل و وردپرس آماری مانند ۱ و ۳ و ۴ نفر را نمایش میدهند.) چیزی که فکر نکنم درست باشد چون خودم روزانه بیش از ۲۰ بار بهش سر میزنم. یادش بخیر روزهایی که مسترهری آمار شیدا را میدید و میگفت غیر از آن یکی که او رفته و آمار را دیده بقیهاش خودم بودم.
فقط میترسم که این ف.ی.ل.ت-ر.ی-ن-گ کار دست شیدا داده باشد. این عکس پایین را ببینید و ببینید در نتیجه دوم گوگل کدام سایت میآید. البته من امتحان کردم ولی دوم نبودش، راست و دروغش با خود گوگل
چشم شیدا هم دارای آدرس جداگانه برای خودش شد. از این پس اگر خواستید بدون درد و خونریزی (آمدن به سایت شیدا دات کام) از عکسهای شیدا لذت ببرید می توانید به آدرس sheidaeye.com مراجعه کنید. ترجمه کلمه به کلمه چشم شیدا هستش.
این هم از تم جدید شیدا، خیلی وقت بود که تم دو ستونه استفاده نکرده بودم و یک کمی سایت باحالتر شد اینجوری، یک کمی هم بزرگ کوچیکش کردم تم اصلی را. حالا تم قبلیام را کم کم آماده میکنم برای گذاشتن در دسترس عموم. امیدوارم شیدای خوبی داشته باشید.
اگر علاقهمند به دریافت ایمیلهایی هستید که از نظر نویسندهی این وبلاگ جذاب میآید، ایمیل خود را در جعبهی زیر وارد کنید و سابمیت را بزنید. این گروه هیچگونه فعالیت تبلیغاتی نخواهد داشت و هر موقع هم که بخواهید میتوانید عضویت خود را در آن لغو کنید.
همچنین شیدا بهتان تضمین میدهد که ایمیلهایتان را هم به هیچ عنوانی به کسی نفروشد و یا واگذار نکند.
استخاره و یا فال گرفتن را حتما تجربه ای ازش داشتید, چه دیده باشیدش و یا چه برای خودتان یا دوستی فال گرفته باشید. تجربه ی جالب من این بوده که فال حافظ به هر قطعی که چاپ شده باشد و هر جوری که تهیه شده باشد برای فال گیرندگان فالشان را جواب می دهد و فال گیرندگان به تفاوت کتاب و نوع چاپ زیاد توجهی نمی کنند.
در این دنیا که همه چیز دارد مجازی می شود با ویدیویی در یوتیوب برخورد کردم که امکان گرفتن فال مجازی را به شما می دهد, ویدیو کاری از اردشیر باحال هستش. بقیه ویدیوهایش را هم ببینید و نیتی بکنید و فالی بگیرید. راستی فکر می کنید این نوع فال گرفتن می تواند جای فال گرفتنهای سنتی را بگیرد ؟
اردشیر باحال یکی از بچه هایی هست که توی ونکوور کارهای فرهنگی بسیاری می کند و من هم آشنایی ام باهاش از طریق کافه رادیو بوده, حتما برنامه های طنزش را به یاد دارید. همیشه هم ایده های جذاب و جالبی داشته.
کاش نمی آمد, کاش وقتی که آمد و قهرمان شد می رفت، کاش می گذاشت یک اسطوره در ذهن همه ی ما بماند, کاش می فهمید چیزی که تو یک سال از ورزش ایران و از ایرانیان دیده بود چیز بزرگی نبود که فکر کند مشکلات را شناخته و این دفعه بهشان می تواند عادت کند یا حلشان کند.
کاش قهرمانی پرسپیولیس بعد از چندین سال را بهترین افتخار ایرانی خودش می دانست و زیاده خواهی نمی کرد که بخواهد با پرسپولیس قهرمان آسیا هم بشود, وقتی که تو قهرمانی ایرانش هم ماند.
کاش یکی بود که بهش دوستانه پند می داد, کاش بهش می گفتند که کله ات را با هر چی که می بینی و می شنوی پر نکن. خیلی چیزها هستند که اتفاق می افتند ولی به راحتی دلیلش را پیدا نمی کنی.