بازگشت دوبارهی بالاترین
یکی از ویژگی مشکلات فنی سایتها اینه که باعث میشه حسابهای کاربری مسدود شدهی قبلیاشان را مجددا فعال کنند و کاربران قبلی ازش استفاده کنند.
ادامهی نوشته …
یکی از ویژگی مشکلات فنی سایتها اینه که باعث میشه حسابهای کاربری مسدود شدهی قبلیاشان را مجددا فعال کنند و کاربران قبلی ازش استفاده کنند.
ادامهی نوشته …
اگر شما هم از سلیقهی بنده خوشتان میآید و از این تم وبلاگ خوشتان آمده میتوانید از این به بعد براحتی ازش استفاده کنید، لینک داونلود آن زیره، فقط برای کپیرایت انصافا لینک این یارو خارجیه(Andreas Viklund) که این تم را به انگلیسی نوشته را برندارید، حالا خیلی خواستید مرام هم بگذارید لینک بنده را هم از پایینش برندارید، خدا یک در دنیا، بقیهاش هم هر جا خواستید اجرتان بدهد.
یک نکته این که فایلهای دارای پسوند .back فایلهایی هستند که تم اصلی ازشان استفاده میکرده و میتوانید ببینید که چه تغییراتی داده شده و اگر مشکلی برای وبلاگتان پیش آمد از آنها استفاده کنید و سریعتر رفعش کنید، من هم برای شنیدن فیدبکهایتان اگر بتوانم کمکی بکنم آمادگی کامل دارم.
میتوانید از این فایلها برای راهنمای فارسی کردن تمها هم استفاده کنید، و ببینید یک تم چه جوری فارسی شده و خودتان هم تمهای دیگر را فارسی کنید.
البته اگر خواستید این تم را آپلود کنید و پهنای باند کم دارید، میتوانید به راحتی فایلهای .back را حذف کنید و از تم به راحتی استفاده کنید.
Daleri Persian Theme
راستی اگر دوستان وردپرس فارسیای هم خواستند خوشحال میشوم به لیست تمهای وردپرس فارسی اضافهاش کنند.
اگر هم خواستید برای وبلاگتان از تمهای فارسی دیگر استفاده کنید میتوانید سری به تمهای وردپرس فارسی بزنید.
تغییرات:
نسخهی ۱.۱
نسخهی ۱
آخرین ورژن وردپرسه که آمده به بازار، البته نوشته که کاندید این نسخه هست و هنوز مثل این که یک کمی کار داره، ما فارسیاش را میخواهیم، مگر نه؟
گفتم شاید بد نباشد لیستی از ایرانیانی که داخل دیگ هستند جمع آوری کنم و موقعی که لازم باشه به یک مطلبی رای بدهیم دوستانمان هم باخبر بشوند و آنها هم رای بدهند و یک کمی هم صدای ایرانیان را به گوش جهانیان برسانیم.
ایدهاش از این جا آمد که دیدم این لینک تنها ۶ تا رای آورده که بسی ضایع بود، شما هم اگر عضو بودید و دوست داشتید لینکتان در اینجا بیاید، با کامنت من را خبر کنید و اگر هم به این خبر رای ندادهاید بدهید که دیره.
هنوز شروع نکرده هک شد، سایت خوبی بود، امیدوارم مشکلش به زودی حل بشود ادامهی نوشته …
نظام درسی در ایران با این که خیلی خر تو خر شد پس از ترمی کردنش و بعد هم ترمی واحدی شدنش ولی هنوز هم بچههای درس خواندهی ایران به کلی از بچه های دبیرستانی این جا سرترند.
از این تغییر نظامها چیزی که عاید ما شده بود این بود که سال سوم درس جغرافیا داشتیم (البته بقیه ی دبیرستانها تاریخ هم داشتند که برای ما را سال دوم ارایه کردند که یک دفعه مخمان تعطیل نشود با این همه اطلاعات)، تا آن موقع من نه از جغرافیا خوشم می آمد و نه از تاریخ، تاریخ زیاد فرقی نکرد برایم چون که معلمش دودره بازی بود که دومی نداشت و آخرش هم مجبور شدیم همه کتاب را خودمان حفظ کنیم، ولی یادم نمیرود که اولین روزی که معلم جغرافیا سر کلاس آمد با یک نقشه ی بزرگ از ایران که به جای تخته نصبش کرد بر روی دیوار و از همه خواست که قلم و دفترهایشان را جمع کنند و تنها با نقشه درس را گوش بدهند، برای کسانی که الان سر کلاس انواع و اقسام جنگولکبازی ها را می بینند چیز زیاد مهمی نیست ولی برای مایی که عادت کرده بودیم که استاد یا درس بخواند و ما بنویسیم و یا پای تخته چیز میزی بنویسد و ما یادداشت برداریم جالب بود و برای خودش کلی مالتیمدیا بود، سال همین گونه گذشت و من شاید به ندرت کتاب جغرافیایم را باز میکردم، هر هفته هم استادمان (بله کم از استاد نبود) از بچه ها سوال می کرد و نمره می داد، نمره ای که در آخر اندکی تاثیر گذار بود و تنها برای این بود که بچه ها را به گوش دادن مطالب سر کلاس ترغیب کند. بسیار به درسش علاقه داشت و جغرافیا را دوست می داشت، و با این روشش هم ما خیلی از چیزهایی را که شاید هیچ موقع در زندگی امان به کار نرود را یاد گرفتیم و نکته ی جالبش این بود که سر کلاس یک بار هم نام دریای مازندران را دریای خزر یا کاسپین نگفت، بچه ها که ازش سوال میکردند میگفت اولا هنوز هم خیلی ها این دریا را به نام دریای مازندران میشناسند و چه بهتر که ما هم از آن استفاده کنیم، ما هم از آن به بعد بهش می گفتیم دریای مازندران، نمی دانم الان کجاست و در چه حالیه ولی میتوانم درک کنم احساسی را که الان بهش دست داده با این تکه تکه کردن دریای مازندران (دریغا که در یک خبر هم حتی نیامد دریای خزر (داخل پرانتز مازندران))، به قول خودش، از ماست که بر ماست
برای یک مناسبت یک مهمانی گرفتی و چندی را دعوت کردی، هنوز اول کارته و سخته یک گروه با هم دیگر کار کند و همدیگر را بشناسند، برای پیدا کردن یک جای مناسب بسی رنج بردی و آخر یک جایکی را پیدا کردی، از کارهایت میزنی و جلساتی را شرکت میکنی و تصمیماتی را برای برگزاری این برنامه میگیرید و … و تصمیم به برگزاری این برنامه میشود ولی هنوز خیلیها خبردار نشدند که جواب بدهند یا نه، حتی چند تا گروه هم درست کردی توی این کتاب چهرهها و اندی گفتهاند که میآیند و بعد به یکباره و با پیشنهادی که تویش سود بیشتری برایت داره همهی اینها را از یاد میبری و به راحتی پیشنهادی را قبول میکنی که برایت سود بیشتری دارد، پیشنهادی که درش نشان زیادی از کار دانشجویی نمیبینی و فعالیتهایی که تاکنون هم کردی همه میشوند پشیزی در باد.
نمیگویم بده سود اقتصادی ولی کاش اول برایمان احترام انسانها مهمتر بود؛ یادم نمیرود استادی داشتیم که آذری زبان بود و برای تغییر تاریخ امتحان پایان ترم (که برای خودش مشکل ایجاد شده بود و نمیتوانست بیاید) میگفت تا همه بچهها رضایت ندهند نمیتوان این کار را کرد با این که میدانید استاد در ایران چه قدرتی دارد و به راحتی میتوانست این امر را امکانپذیر کند، میگفت همه جا و همه وقت رای اکثریت نیست که حرف اول را میزند بعضی جاها حرف همه است که باید حرف اول را بزند و آن هم جاهایی است که تصمیمی گرفته شده است و قراری گذاشته شده است.
آخرین کامنتها