وقتی خدا ۹ ساله میشود
مبارکش باشه و مبارک همهی کاربرهای ایرانیاش که به برکت آن از شر خیلی از مشکلات داخل اینترنت و آنترنت راحتند.

مبارکش باشه و مبارک همهی کاربرهای ایرانیاش که به برکت آن از شر خیلی از مشکلات داخل اینترنت و آنترنت راحتند.

پرزیدنتها میآیند و میروند ولی تنها چیزی که ازشان باقی میماند یادشان است.
دیروز یک پرزیدنت جای خودش را به دیگر پرزیدنت کلوب ایرانیان اس اف یو داد، پرزیدنتی که زیاد افتخار همکاری باهاش را نداشتم ولی تا همان قدری که میشناختمش میدانم که پرزیدنت بدون تو کلوب ایرانیان خیلی سرد خواهد بود.
دوستی که آشناییمان نه به خاطر پرزیدنت بودنش شروع شد و نه به خاطر همکلاس بودنمان و نه به خاطر یک فعالیت، و تنها به خاطر یک ایدهی مشترک و نوشتههایی دوست داشتنی.
دوستی که اولین بار دیدارمان اصلا ندانست من کی هستم، فکر نکنم از این گونه انسانها در دنیا زیاد پیدا شوند و مطمینم که کلوب ایرانیان یکی از بهترین یارهایش را از دست داده و امیدوارم که همیشه موفق باشه.
یادم نمیرود اولین بار که جلسهی ایرانیان دانشگاه اس اف یو را شرکت کردم یاد جوگیریهای خودمان موقع دانشجو بودن و شرکت در انجمن علمی دانشکده و دانشگاهمان افتادم، حس خوبیه همه با هم یک کاری میکنند ولی بدیش هم اینه که هر کسی نظری دارد و بدتر این که هر کسی از وارد شدن به این انجمنها یک هدف خاص خود را.
پرزیدنت جدید بدون هیچ رقیبی انتخاب شد، شما بگویید این هم شد رقابت، حداقل یکی را میآوردید که در حد خودتان نبود و با آن رقابت میکردید و میبردید، نایب رییس هم همینگونه انتخاب شد، خودتان دموکراسی ایرانی در این ور آب را هم ببینید، بنده خودم هم که رای دادم دو تا رای دادم، چون نه ثبت نامی بود، نه حتی برگههای رای شماره داشت که بتوانند بشمارند چند نفر رای دادند.
حالا اینها همه به کنار، کم لطفی بسیاری کرد پرزیدنت جدید کلوب ایرانیان اس اف یو ( که از قبل میدانست انتخاب میشه) یک تشکر از کسانی که آمدند و رای دادند و از همه مهمتر از پرزیدنت قبلی هم تشکری نکرد، کاری را که یکی از دانشجویان انجام داد و چه بهتر بود که از طرف پرزیدنت انجام میشد.
به هر حال همیشه کار گروهی ایرانیان یک چیزیش میلنگه، این یکی همه چیش میلنگید.
دو نکته، فکر کنم ایشان دومین نفری بودند که در وبلاگم افتخار معرفیاشان را داشتم، اگر گفتید اولیش کی بوده ؟
دوم هم این که ایشان زیاد از پرزیدنت نام گرفتن هم خوشش نمیآمد ولی چه کنیم که لقبیه که بهش میآید و راحت نیست چیز دیگر صداش کردن.
چه کاریه حالا شما آپگرید نکنید نمیشه ؟
نکن دیگر، این قدر این مشکل داره که نکنی بهتره؛ حالا از ما گفتن بود
نمیتوانم بگویم که موسیقی اصیل ایرانی را دوست ندارم و در میان هم نسلیهای من کسانی هستند که واقعا به آن عشق میورزند ولی میتوانم به جرات بگویم که آهنگ نسل من آهنگهای شجریان و شهرام ناظری نیست، آهنگ آبجیز و کیوسک و هیچکس هست، آهنگهایی که برآمده از نسل ماست و با گذشتهگانمان خیلی هم فرق داره.
هفتهی دیگر یکی از همین گروهها این دور و برها برنامه داره، گروهی که از نماهنگ پایینش خیلی خوشم میآید.
اگر ونکوور بودید، شما هم بیایید، این هم اطلاعات، اگر هم نبودید که جایتان خالی.
راستی حتما شناختید دیگر، کیوسکه که کنسرت داره.
ای وبلاگ نویسها
ای وبلاگ خورهها
ای پادکستراه بیاندازها
ای پادکست گروهی راه بیاندازها
ای پادکست مخلوط کنها
بدانید و آگاه باشید که به برکت زیبایی لولههای یاهو، آر اس اسهایی را که دلمان نمیخواست ولی به زور میخواندیم، دیگر نمیخوانیم، هر چی آمدیم با زبان خودتان حرف بزنیم (جنبش فیدهای دوست داشتنی) نشد که نشد، اکنون و در این لحظه اعلام میکنیم که به تکنولوژی جدا کردن آر اس اس مطالب نوشته شده در وبلاگتان از لینکدونیاتان دست یافتهایم و برای کاربران دیگر هم که مثل من از بس لینک تکراری خواندند خسته شدند، آدرس آر اس اس های بدون لینکدونی را اعلام مینمایم (در ادامه هم آدرس آر اس اس لینکدونی ها را اعلام میکنم ) که اگر خواستید به هر دوی آنها، ولی به طور جداگانه عضو شوید.
البته گناهکار عزیز زحمت کشیده بود و آر اس اساش را جدا کرده بود ولی من نمیدانم چرا مال من باز لینکدونی را میآورد، فعلا از این استفاده میکنیم، شما هم به همین اعتماد کنید.
اگر شما هم آدرس آر اس اسی میشناسید که میخواهید از شر لینکهای ناخوانده رهایش کنید از یاهو پایپز استفاده کنید یا به من اطلاع دهید. من هم اگر خودم آدرسی پیدا کنم به این لیست اضافه میکنم.
آقا، خانم شما بگویید این هم شد وضع دیگر هر سایتی برای این که بگوید من هم وب ۲ هستم میآید و کاربرانش را با هم دوست میکند و بدبختی آنجایی شروع میشه که ندانی تو کدام سایت عضو بودی و دوستت اضافهات کرده و تو خبردار نشدی، این هم شد وضع، اگر میدانستیم آخرش اینه از همان اول اورکات را گل میگرفتیم درش را
بعد از چند وقت که این کنار هم مینویسم دارم به این فکر میافتم که نوشتن چه فرقی میکنه چهقدرباشه بعضیها (مثل دچار) یک خط را هم یک نوشته میپندارند و در وبلاگشان پست میکنند و من برای نوشتههای کوتاهم این گوشه مینویسم، بهتر نیست نوشتههایم را چه بزرگ و چه کوچک همه را در یک جا ببینیم ؟
آخرین کامنتها