گارکردان اخراج
بعضی وقتها لازم نیست بلد باشی فیلم بسازی
بعضی وقتها باید بلد باشی چه جوری جوسازی کنی
چه جوری از اسم آدمهای بزرگ در فیلمت استفاده کنی
بعضی واقعیات نگفته شده را به طنز به واقعیت بکشی
شاید هم موقعی فیلمت را اکران کنی که رقیب آنچنانی نداشته باشی، و شاید هم شرایط را جوری درست کرده باشند که تنها فیلم قابل دیدن فیلم تو باشه
و خیلی دلیلهای دیگر …
که میتوانه باعث بشه اخراجیها به عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران لقب بگیره و گرنه من که دلیل خاصی برایش ندیدم
بعضی وقتها هم مثل من لازم نیست که بتوانی انتقاد کنی میتوانی همین یک خط را بگی که :
از فیلم اخراجیها همین بس که در تیتراژ پایانی اسم فیلم را به انگلیسی نوشته بود EKHRAJIHA
و البته بعید نیست که از فیلم زده باشند چون چیزی که من دیدم این صحنه را توش نداشت



این منو یاد یه CD سنتور انداخت که اسم آهنگ «گُلِسنگ» رو ترجمه کرده بودن “Stone Flower”!
درود؛
چه عرض کنم. بنده که ندیدم اما می شه حدس زد که در جامعه ای که سینما نمی تواند آزادانه فعالیت کند جز تبلیغات حکومتی چیز دیگری دید. در دوران خاتمی هم حتی مخالفترین فیلمها، باز از جناب خمینی و سران رژیم یا عناصر بسیج واقعیات بد و زننده را نمایش نمی دادند. آنوقت آقایان از هالیود انتقاد میکنند حال آنکه یک کارگردان هالیود می تواند حتی توماس جفرسون یا جرج واشنگتن را هم مسخره کند… درد ما نداشتن آزادی است.
با احترام
سلام، حرف دل خیلی ها رو زدی. این روزا آدم احساس می کنه داره تو جامعه ای زندگی می گنه که همه مردمش تو خواب زمستونی هستن یا اینکه خودشونو به خواب زدن چون واقعیتهای این زندگی براشون مثل یه کابوس می مونه!! اما عجب مملکتی شده یه گروه فشاری میاد پرفروشترین فیلم می سازه. کل قضیه آدم و یاد فیلمهای هیچکاک می ندازه!!