تا حالا با خودتان حتما فکر کردهاید که وبلاگ انواع و اقسام مختلفی دارد، حتما جز دستهبندیهایتان وبلاگهای تخصصی (مربوط به یک موضوع خاص مثلا اینترنت و تکنولوژی ) و یا وبلاگهایی با رویکرد خصوصی را مشاهده و دستهبندی کردهاید، منظورم از وبلاگها با رویکرد خصوصی وبلاگهایی هستند که بیشتر از محدودهی دوستی و یا آشنایی یک فرد خاص گسترش خواننده ندارند ( البته منظورم این نیست که خوانندههای دیگری را جذب نمیکنند ولی وبلاگی هستند که اگر جز آشنایان و نزدیکان شخص نباشی نمیتوانی زیاد درک کنی که چی به چیه و کی چی نوشته، وبلاگهایی مانند فرهاد، دجاوو، حرفهای دل حمیده، دنیای ای اف تی، مسلمدونی، علیرضا تا حدودی بدرقه و روزگرد، اینها را مقایسه کنید با وبلاگهایی مانند … حتما خودتان بسیاری را میدانید، البته بنده بسیاری از این وبلاگها را با علاقهی فراوان میخوانم و از بسیاری وبلاگهای دیگر برایم مهمتر هستند، مثلا وقتی فهمیدم قهرمان این ترم را قبول شده خیلی حال کردم و یا وقتی فکر کردم فرهاد کنسرتشان را به هم زدند خیلی غمگین شدم، اینها هم مسلما به خاطر روابطی بوده که از قبل با آنها داشتهام، نباید انتظار داشت که هر کسی ٱن وبلاگها را بخواند مانند من باشد.)
حالا اینها را گفتم که چی ؟ اینها که از اولی که وبلاگ درست شده بودند و حتی قبل از این که پارسیان به وبلاگنویسی روی بیاورند این دسته بندی ها بود، ولی از وقتی که اینجا آمدم بسیاری را دیدهام که با استفاده از وبلاگ یک حریم خصوصی درست کردهاند، تو این حریم همه میتوانند وارد بشوند ولی هر کسی به اندازهی نزدیکیاش با شخص نویسنده میفهمد و شاید هم دیگر به آن وبلاگ سری نزند ولی وبلاگ میماند و همراه شما خاطرات بسیاری را به دوش میکشد.
البته این غربت حتما نباید خارج از کشور باشد، هرگاه که به نظرم کسی احساس گوش شنوایی بکند و بخواهد بنویسد و کسی بخواند میتواند بنویسد و زیبا هم بنویسد، خواندن این نوع وبلاگها کار تازهی من شده، به پاسپارتو هم پیشنهاد میکنم که به جای جستجو کردن حروف اضافه در گوگل از این ترفند استفاده کند، هم سادهتر است، هم جالبتر، البته مسلما محدوده جواب بسیار کوچکتر است و پیدا کردن نقطه آغاز کمی سخت.
این هم پدیدهی جالبی شده، شناختن افراد از روی وبلاگشان، از روی رفتارشان تو اینترنت، لازم نیست که حتما تو ارکات عضو باشن تا یکی را بشناسی، شاید با خواندن چند تا کامنت هم بفهمی که به کیه و از کی خوشت میآید و از کی نه، برای من که تا حالا دوبار اتفاق افتاده که از روی رفتار افراد در اینترنت سعی کردم قبل از برخورد با آنها بشناسمشان و بتوانم در برقرار کردن روابط باهاشان موفقتر باشم، البته فکر کنم برای یکی از دوستانم که وبلاگ هم مینویسد اگر این کار را تکرار کنید نتیجه عکس بدهد، البته از دید من.
فکر کنم که شما هم با من موافقید که تا قبل از به وجود آمدن اینترنت و ایجاد پدیدهی وبلاگ نویسی، از این نوع اتفاقات ( نوشتن مطالب به صورت public و درک آنها به صورت private و یا حداقل protected ) هم قابل تصور نبود.
تا حالا نشده بود که برای نوشتن شعرهایم دست دست کنم، یا بیش از چند ساعت طول بکشه، ولی این آخریه داره زیاد طول میکشه، شاید خیلی زندگیام یکنواخت شده، شاید اینقدر هم سرم شلوغ و درگیره که نوشتنم نمیآید، شاید هم باید بروم یک جا بشینم . . .
آخرین کامنتها