شعر من در یک وبلاگ دیگر
صد البته که وبلاگ پرمحتوایی نیست وگرنه که شعر من را در خود نمینوشت، ولی از آنجا برایم جالب بود که یکی هم پیدا شد که از شعر ما خوشش بیاید و آن را در وبلاگش کپی پیست کند.
ولی حس قشنگیه وقتی میبینی که یکی هم همان حسی را داشته که تو داری، به تایتلش دقت کنید زده : “فرخ بخندیم ؟”، امیدوارم همیشه بخندند.




آبان ۲۳م, ۱۳۸۵ در ۹:۲۲ ب.ظ
دلم خیلی برای شیدا دات کام توی ایران تنگ شده !
[پاسخ]
آبان ۲۶م, ۱۳۸۵ در ۴:۴۴ ب.ظ
اووووووووووووووووووه چند وقت بود به بلاگای رفقا سر نزده بودم یه جوراییی …. از همه چی یه مدتیه جدا شدم !!
خوب شاید این دوست خوش ذوق بلاگر که از شعر شما خوششان آمده نمیدانستند وردپرس یه چیزایی رو نشون میده که ممکنه یه چیزای دیگری رو لو بده که اون هم ممکنه باعث شه چیزایی مشخص و شاید مجبور به پاک کردنش شه !! D:
باز هم به توجه شما دوست… ، عزیز البته ما دورادور از اهم مطالب بلاگستان مطلع میشویم و همچنین از دلسوزی شما از البرز !! من هم در آنجا دبیرستان را پشت سر نهادم که گاهی اوقات با خودم فکر میکنم کاش نمینهادم چند سالیست که شاید چندین سالیست دیگر البرز آن البرز زمان پدرمان نیست و از اسمش سوء استفاده مینماید با کادر مدریت ببخشید مزخرف البته کاش البرز را البرز کنند و نگذارند بیهوده بپوسد و حال اگر دانشگاه شود ممکن است بهتر ازش استفاده شود
چرا اینقدر راحت میگویم البرز دیگر دبیرستان نباشد چون آنجا بودم البرز سالهاست دیگر دبیرستان نیست !! هرساله بخشی از دبیرستان در اختیار دانشگاه قرار میگرفت از سالی که دیگر ما حق نداشتیم بر زمین چمنش برویم و از آن سالی که آزمایشگاهایش بیشتر به درد دانشگاهیان میخورد و ما فقط نام البرز را حمل میکردیم امیدوارم این بحث ها باعث شود به فکر ایجاد البرزی واقعی بیفتند حال دانشگاه و چه بهتر اگر دبیییییییییرستانی واقعی برای دبیرستانی ها !! (:
با تشکر
[پاسخ]