بایگانی برای بهمن, ۱۳۸۴

۴ کامنت »         لینکک Share/Bookmark بهمن ۱۱م, ۱۳۸۴

این wordpess.com هم عجب جیگری شده، خودش را برای ورژن ۲ آپ گرد کرده و الان با این ورژن به راحتی می‌توانید از دیتابیستان بک آپ بگیرید و خیلی کارهای دیگر انجام بدهید، الان شما می‌توانید از قابلیت import آن هم استفاده کنید، یعنی اگر در وبلاگهای دیگری می‌نوشتید و قصد مهاجرت به وبلاگی در وردپرس را دارید به راحتی این امکان دراختیارتان قرار داده می‌شود، تنها نکته‌ی منفی باقی مانده برای وردپرس.کام نبودن امکان تغییر تم می‌باشد، البته تعداد تمهای قرار داده شده زیاد شده ولی تا نتوانی تمت را خودت عوض کنی فکر نکنم تعداد زیادی به وردپرس.کام روی بیاورند من که خودم اگر این مشکل حل بشود در بست می‌روم این‌جا جشن سده‌ی امسال هم برگزار شد و این برگزاری برابر بود با راه‌اندازی سایت جدیدی از شاهین به نام اشوزرتشت، همان طور که در پست قبلی‌ام نوشته بودم می‌توانید شما هم به من در این زمینه کمک کنید، یعنی اگر کمک نکنید به این راحتی‌ها به هدفمان که گسترش افکار اشوزرتشت می‌باشد نایل نمی‌آییم، با کمک یکی از دوستانم هم در حال کار بر روی فونت اوستایی هستیم تا بتوانیم گاتها و دیگر نوشته‌های زرتشتی را بر روی تارنمای جهانی منتشر کنیم
اگر سایتی می‌شناسید که درباره‌ی اشوزرتشت می‌باشد با معرفی به من در ابتدایی ترین راه که جمع‌آوری سایتهای زرتشتی در کنار هم است ما را کمک کنید، امیدوارم تا پایان این هفته هم بتوانم pdf ای را آماده کنم که ریزبه ریز نحوه‌ی کمک شما عزیزان به ما را بیان کند.




۲ کامنت »         لینکک Share/Bookmark بهمن ۵م, ۱۳۸۴

هیچ گاه نتوانستم آن چیزی را که از او به خاطر داشتم به زبان بیاورم
هیچ گاه نشد آن آرامش ناشی از خواندن از سخنانش و بر دل نشستنهایش را به دیگران بگویم
هیچ گاه نشد کمی هم برای سخنانش وقت بگذارم و به دیگران از سخنانش بگویم
شاید هم شد و من نخواستم که بگویم، شاید می خواستم برای خودم گنجی داشته باشم و دیگران نه
خاطرات نیکی دارم با سخنانش، آن گاه که از پاکی و راستی سخن می راند و همه را به آبادانی فرا می خواند
تاثیر زیادی بر من گذارده است، آن گاه که گفت ( هومت ، هوخت ، هورشت ) همان پاکی اندیشه و گفتار و کردار
سخنانش، اندیشه هایش تا هنگامی که برای من هستند زیبایند و هنگامی که برای همه امان، زیباترهنگامه ای پیش آمده که سخنانش را برای همه و به رایگان در اختیار بگذاریم
باشد که شما هم همراه و همیار ما باشید
ایدون باد


۴ کامنت »         لینکک Share/Bookmark دی ۳۰م, ۱۳۸۴

این فتوبلاگینگ هم دنیایی دارد ها، همان‌طور که می‌دانید یکی از بهترین سایتهای Photo Sharing توسط دولت محترم ایران سر به نیست شده ( یعنی فیلتر شده و همانا سایت flickr می‌باشد) سایتی که به قدرت آن تا به حال من ندیدم و این سایت را هم یاهو خریده، این یاهو هم افتاده تو کار بخر بخر Technorati , del.icio.us را هم که خرید دیگر مانده فقط اینترنت را بخرد، از بحثمان دور نیفتیم نمی‌خواهم درباره یاهو صحبت کنم، امروز می‌خواهم از نحوه به اشتراک گذاشتن عکسهای خو به صورت مجانی و البته طوری که بتوانند کاربران ایرانی مشاهده کنند سخن بگویم، به مانند من بسیاری را دیدم که در flickr دارای حساب می‌باشند ولی چه فایده، تنها می‌توان از طریق ایمیل عکسهای خود را بفرستیم و از طرفی بینندگان هم در ایران نمی‌توانند آنها را مشاهده کنند، برای همین شروع کردم به زیر و رو کردن اینترنت، اولین پیشنهادم استفاده از blogger بود ولی بلاگر از طریق ایمیل نمی‌توانست عکسها را آپلود کند، در ام اس ان اسپیسس هم خواندم که می‌شود این کار را کرد، خیلی امتحان کردم، می‌توانید نتایج امتحاناتم را در این‌جا ببینید، ولی می‌توانید مشاهده کنید که تنها متن نامه‌هایم را نمایش می‌دهد و عکسها را نمایش نمی‌دهد، در وردپرس هم امتحان کردم آن هم نشد ( وردپرس دات کام را می‌گویم نه آنی که خودتان راه انداختین، آن که می‌شه ) آهان یادم رفت بگویم چه گیری دادم به ارسال از طریق ایمیل ، آخه همه‌اشان به راحتی نرم‌افزارهایی در اختیارتان می‌گذارند که می‌توانید از روی دسکتاپتان (‌مجاز از کامپیوتر شخصی‌اتان) آپلود کنید و همه‌ی جهانیان ببینند ولی ارسال از طریق ایمیل راهی است که حتی با فیلتر شدن هم می‌توانید از طریق ایمیل به هر جایی اطلاعاتتان را بفرستید و نکته‌ی دیگر این که با یک ایمیل هم در فلیکر و هم در جای دیگر عکسهایتان را آپلود می‌کنید ، از ام اس ان هم که خسته شدم به سایتهای busythumbs.com , fotopages.com سر زدم،‌ همه‌اشان ادعا می‌کردند که با ارسال ایمیل آنها را در فتوبلاگ شما قرار خواهند داد ولی نه تنها قرار نمی‌دهند بلکه اثری از نرسیدن ایمیل شما به دست آنها ندارد بلکه پیغامی هم در صفحه‌ی شخصی شما در سایت آنها مبنی بر وجود پست جدید هم نمایش داده نمی‌شود.header logo فتوبلاگ و پر.و.کسی %d8%b4%db%8c%d8%af%d8%a7 %d8%af%d8%a7%d8%aa %da%a9%d8%a7%d9%85 2
و اما راهکار من برای این که هم یک فتوبلاگ در فلیکر داشته باشید و هم این که بتوانید از موهبت دیده شدن عکسهایتان توسط ایرانیان مقیم ایران بهره ببرید استفاده از حسابی شخصی در کداک است، برای مثال این صفحه را ببینید ، این صفحه همان‌طور که از نامش بر می‌آید بک آپ من از photo.sheida.com می‌باشد، ملاحظه می‌نمایید که عکسها بدون توضیحات موجود در این صفحه آمده است ( توضیحاتی که متن ایمیل فرستاده شده را تشکیل می‌داده و در آن از تگ ‌ها هم استفاده می‌شده است )، زیبا نیست ولی بهترین روش برای نمایش عکسها برای آنهاییlogo فتوبلاگ و پر.و.کسی %d8%b4%db%8c%d8%af%d8%a7 %d8%af%d8%a7%d8%aa %da%a9%d8%a7%d9%85 2 است که نمی‌توانند سایتهایی مانند flickr و یا fotolog را ببینید است، البته برای ثبت نام در این سرویس احتیاج به یک شماره تلفن موبایل انگلیس دارید که با چند تا امتحان به راحتی پیدا می‌کنید و با تنظیماتی که انجام می‌دهید می‌توانید تمام عکسها را در یک album قرار دهید.you are behind a pr.oxy




۳ کامنت »         لینکک Share/Bookmark دی ۲۸م, ۱۳۸۴

سال قبل بود وقتی که سر کلاس درس تنظیم خانواده نشسته بودیم و استادمان که کمی هم لهجه‌ی آذری داشت درباره‌ی مشکلات روانی صحبت می‌گفت و به آن جا رسید که نتیجه گیری کرد که در میان ۶۵ نفر در کلاس ما حداقل ۵ نفرمان دارای مشکل روانی و یکی از آنها دارای مشکل روانی حاد است، درست است که بحث با ایشان درباره‌ی نادرستی آمار شما در آن لحظه از طرف من چیزی را عاید کلاس و بنده نکرد و در انتها با مثالی من را به فکر فرو برد و آن هم این بود که گفت به طور متوسط در هفته ۱ دانشجو در تهران خودکشی می‌کند، من که باورم نمی‌شد این قصیه را ولی در این چند روزه به عینه دیدم این مطلب را، یکی از همدانشگاهی‌هایمان که فربد نام داشت و من برخوردی باهاش نداشتم و تنها فکر کنم در قبال داشتن یک ته ریش با هم شباهت داشتیم به پیش پروردگارمان رفت، صحنه‌ی جالبی بود دانشکده امروز همه گرفته بودند ولی نه از برای او که از برای خودشان، او که رفت به شادی رفت و به دست خود، او که رفت می‌دانست که رفتن در کار است، می‌دانست جدا شدن در کار است و رهایی، رهایی از این زندان تن و می‌دانست هر موقع که از این جهان برود عده‌ای هستند که برایش ناراحت شوند و از غم او در فراغ.
او رفت و ما ماندیم، من که او را به شخصه نمی‌شناختم و شاید تنها از تفکر درباره‌ی از دست دادن یک دوست صمیمی‌ام می‌توانستم دوستانش را درک کنم، دوستانی که به نظر من اگر دوستش بودند نمی‌گذاشتند به این روز بیفتد (‌ که در حقیقت به روزی نیفتاد و شاید هم دوستان و خانواده‌اش به روزی افتادند )، دوستانی که اگر داشت نمی‌گذاشتند خاطراتش از ذهنها پاک شود، خاطراتی که با آنها زنده‌ایم و یادمان می‌آید چه بوده‌ایم و چه شده‌ایم، خاطراتی که قسمتی از آنها همان دستنوشته‌هایش در وبلاگش بود که دیگر به لطف دوستانش و کم عقلی پارسیک نیست ولی به لطف گوگل هست و می‌توانید ترسیم مراحل و مشاهدات نظرات بازدیدکنندگان را درباره‌ی روشهای از بین بردن خود که به طرز ماهرانه‌ای نوشته شده بود و هر پست وبلاگش حداقل ۵ کامنت داشت ببینید، یک کپی از وبلاگ cache شده‌اش را ذخیره کردم و اگر شما هم می‌خواهید آن را ببینید به آدرس صفحه‌ی cache شده گوگل بروید و اگر بعدها هم آمدید و cache گوگل کار نمی‌کرد می‌توانید از سایت archive.net استفاده کنید. در پایان هم با آرامشی ناشی از یاد مرگ و به یاد همه‌ی دوستانم که از دست رفته‌اند و نه برای فربد ( آری من نیز خودخواهم و همه خودخواهیم ) قطعه‌ای از دست‌نوشته‌اش را برایتان در این‌جا می‌گذارم، باشد که روحش به همراه روح تمام درگذشتگان شاد باشد.

پیشونی پدرش و گونه ی مادرشو میبوسه ، پوتینش رو میپوشه، کوله ش رو بر میداره و میزنه بیرون. ساعتش رو نگاه میکنه. ۳ نصفه شبه.
یه نخ سیگار در میاره و آتیش میزنه. زیپوشو با شدت میبنده و گوشش زنگ میزنه. سوز سردی تو ی صورتش میزنه. بعد از ۳ نخ سیگار کشیدن و پیاده روی یه تاکسی بغل پاش وایمیسه. در بست میگیره و میره به سمت درکه.
ساعت ۴ پای درکه ست. میره به سمت بالا. سوز عجیبی میاد و دلش هم بد جور شور میزنه!
از کوه میره بالا. ساعت ۶ میرسه به جای دلخواه و همیشگیش. آتیشی روشن میکنه و میشینه.”




بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark دی ۲۴م, ۱۳۸۴

خیلی سخت است آوارگی، خیلی سخت است در به دری،‌جایی رفتن که از مردمانش خبر نداری، جایی که هیچ نمی‌دانی از کجا برایت پاپوشی درست می‌کنند و برای به زندان انداختنت و دریافت کمی پول چه کارها که نمی‌کنند، خیلی سخت است که بخواهند زندگی‌ات را زیر سوال ببرند و بگویند این همه عمر که به سر بردی برای ما چیزی نیستی، حتی ز حیوانی هم کمتری، خیلی سخت است بخواهی بین دوست داشته‌هایت و وطنت یکی را انتخاب کنی، این حرفها را فکر کنم همه‌ی بزرگترهای ما می‌فهمند، آنهایی که بهشان پیرمرد و پیرزن می‌گوییم و الان سنی در حدود ۸۰ سال دارند می‌توانند درک کنند که فکر کنم همه‌اشان جنگ جهانی را به خاطر دارند و پدران و مادران ما هم نیز همین طور ( مگر این که بچه‌ای ۳ ساله این نوشته را بخواند و پدرش به سال ۵۷ مزدوج شده باشد ) که خاطره‌هایی بسیار از سالهای ۵۷ دارند ، ۱۰ ، ۱۲ سال بزرگترهای ما هم به خوبی زمان جنگ را به یاد دارند که بر این مردم چه گذشت، چه فجایعی به بار آمد و چه خانمانهایی که بر باد نرفت ؟
ولی ما چه ؟ ما که اگر هم چیزی از جنگ به یاد داریم صداهای موشکهایی است که با آنها می‌خوابیدیم و بعدها نقاشی‌های مدرسه‌هایمان شد و تفنگها هم اسباب‌بازیهایمان، همه چیز را از دید یک کودک خردسال می‌دیدیم و می‌دیدیم که دنیا آن گونه بود و می‌پنداشتیم که همان است. یعنی توانایی مواجهه با سختی‌های زندگی را داریم ؟‌ می‌توانیم به سان پدران و پدربزرگانمان خوشی‌‌های دنیا را لمس کنیم ( که آنها چشیده بودند سختی‌ها را و می‌دانستند مزه‌ی یک لحظه آرامش چیست . )
نکند که برای کسی حادثه‌ای ناگوار پیش آید که همه از آن دلگیر می‌شویم، نکند که کسی به خانه‌ی معبود خود برود و به خاطر سهل انگاری عده‌ای ز دنیا برود، نکند کسی عزیزی را دیگر نبیند چه به دیدار چه به شنیدار ولی بکند که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیاب گردد.




۱ کامنت »         لینکک Share/Bookmark دی ۱۵م, ۱۳۸۴

ایمیل یاهو را حتما همه‌ یک بار مشاهده کردید با این که مانند گوگل پاپتری (POP3) نمی‌دهد ( و البته ما با استفاده از Ypops ازش pop3 می‌گیریم ) دست به اقدام جالبی زده است و مانند گوگل شما می‌توانید ایمیلهایی داشته باشید که دارای یک . (‌ نقطه ) در آدرس ایمیلتان باشد مانند name.family@yahoo.com و باعث می‌شود تعداد بسیاری از آی دی های یاهو که تاکنون استفاده نمی‌شد از حالا استفاده شود، البته این در راستای تغییراتی است که در ایمیل یاهو قرار است انجام شود و بتای آن تغییرات را به برخی از کاربرای خود داده است ( می‌توانید شما هم ثبت نام کنید ولی نوشته به کسانی که تنها در US باشند نسخه‌ی بتا را نمایش می‌دهیم،‌ ما که ثبت نام کردیم شما هم ثبت نام کنید بد نیست شاید یک پولی چیزی دستمان رسید ) تبلیغات گوگل هم از سایتم برداشته شد و آن هم به دلیل استفاده‌ی نا مشروع یکی از دوستانم برای این منظور بود و آن هم این که تبلیغات من را در popup خودش باز کرده بود حالا خدا لهش کند انشاالله کلی پول از کف ما رفت، حالا دوباره اقدام کردم یک بار که جواب منفی داد این دفعه را نمی‌دانم.



© Copyright 2002-2009 Sheida.com , All rights reserved