Honey, Our Myna
لحظهی رهایی بسیار زیباست حتی اگر کسی باشد که کمی بهش دلبسته شده باشی و یک کم دلت نیاد که ازش جدا شی. فکر کنم همهامان صحنههای تلخ درگذشت عزیزانمان را به یاد داریم که چگونه از پیش ما رفتند و تنها خاطری از برایمان باقی گذاشتند، بسیار سخت است لحظهی جدایی از یکدیگر و چه سختتر خواهد بود هنگامی که از قبل تصمیمت را گرفته باشی. دیروز ساعت حدودا۱۱ بود که هانی را آزاد کردیم و از دست ما رها شد و به آزادی رسید، آزادیای که باید برایش کمی هزینه پرداخت کند، هزینهی عادت کردن به محیطی بازتر از یک قفس، هزینهی پیدا کردن همصحبتی برای زندگی و … که فکر کنم همهی آنها را پرداخت خواهد کرد. درابتدا آزادی را باورش نمیشد و به مانند ایام در قفس کم پرواز میکرد که با پریدن از روی شاخهای به شاخهای دورتر بود که فکر کنم متوجه شد دیگر چیزی دورش را نگرفته و آزاد است که برود. رفت و به دنبال صدای همنوهان خود گشت.
حس رهایی بسیار زیباست و حس رها کردن زیباتر.





آخرین کامنتها