Gavan o Kharan e Barbardar . . .
خدا نکند که کارتان گیر این دیوصفتان بیفتد و کارتان یک جایی گیرشان باشد که تا آنجایی که بتوانند از شما استفاده میکنند و موقعی که منافعشان تامین است شما را در مییابند و هنگامی که دیگر ارزشی برای آنها ندارید نه تنها شما را به خاطر نمیآورند و به سادگی از شما علت مزاحم شدنتان را میپرسند، اینها را میشد از سخنان یکی از دوستان که به هنگام مهاجرت به کشوری دیگر متوجه شد که در مدح و ستایش کارفرمایش میگفت، امروز هم صحنهای مشابه برای من در آموزش دانشگاه پیش آمد که متوجه شدم با چه آدمهایی در این جامعه طرفم و متوجه شدم که چرا اینها اینقدر به خودشان زحمت میدهند تا مغزها فرار ننمایند ولی نمیتوانند. چرا که هرکار کنی هنگامی که در طویلهای بزرگ زندگی میکنی به هرحال یک بار لگدی از حیوانات آن طویله خواهی خورد و در ایران با این همه امتیاز و سازمان و جوانان و . . . که اعلام واگذاری را مینمایند در آخر تعدادی بسیارتر از پیش میروند و به امید زندگیای که در میان انسانها و نه در میان انسانهای حیواننما و یا حیوانهای انسان نما باشند میگردند. در دانشگاه ما شما حق این را ندارید که برای دو بار درخواست نمرات خود را بکنید و این از آنجا ناشی میشود که یک حیوان خوشپشم و مو پشت میز نشسته و به راحتی میگوید سیستم ما خراب است و بعدا با سماجتهای من میگوید تنها یکبار میتوانی نمرات خود را بگیری و نمیتواند اطلاعیهی دم در آغل خود را بخواند (احتمالا چند بار سعی کرده با پوزهی مبارک آن را پایین بکشد و نوش جان کند ولی قدش نرسیده) و مشاهده نماید که با بخشنامهی وزارت پرورش گوسفندان فربه ( همان آموزش عالی) دانشجو میتواند به هر تعدادی که لازم باشد نمرات خود را درخواست نماید، حالا فردا میخواهم بروم با رییس گله صحبت کنم، نمیدانم کارم درست میشود یا نه ولی امروز به عینه درک کردم چرا خیلیها به آب و آتش میزنند تا ایران را با همهی علاقهای که دارند ترک کنند و در دیار غربت سر به بالین بگذارند، چون که در اینجا برای هیچ چیزت ارزش قایل نیستند و نمیدانند با ندادن ریزنمرات من میتوانند سرنوشت من را برای یک عمرعوض کنند، زندگی و زمان گذشته شده برایشان اهمیت ندارد و همینهاست که در همهجای دنیا دارای اهمیت است.




آخرین کامنتها