در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

شیدا

A man with many hands

September 1, 2005 at 1:58 pm

بعضی اوقات می‌شود که آدم چیزهایی و کسانی را مشاهده می‌کند که به عقل و هوششان شک می‌کند و به دانش و هوش بالای خود غبطه می‌خورد (البته خودم را عرض نمی‌کنم‌ ها چرا همه فکر کردین خودم را می‌گم)، ما پس از مدتها باز پایمان به یک کلاس خارج از دانشگاه باز شد با یک مردی ( حالا گوش بدین که بگم چرا مرد ) آشنا شدم که در سر دارد با حقوق حداکثر ۳۰۰ هزار تومانی‌اش در ماه ۴ ترم دیگر درس بخواند، در کنارش کار بکند و از قبل آن با خانمش که آذر ماه سال پیش با یکدیگر عقد کرده‌اند ولی هنوز در خانه‌ی پدر مادرشان زندگی می‌کنند، ازدواج کند و از قضا می‌خواهد رقیب من هم در کنکور کارشناسی ارشد بشود که تا درسش در لیسانس تمام شد در فوق لیسانس هم شرکت کرده باشد و از غافله‌ی عمر عقب نماند؛ شاید ما یک ذره تنبلیم و هیچ کدام از این کارها را نمی‌کنیم و شاید هم چند سال دیگر در همین قسمت نوشته‌ای از من ببینید که برای استخدام در یک شرکت پولدار دولتی به مصاحبه با یکی از دوستان قدیمی‌ خود پرداخته‌ام، خدا را چه دانی‌، هر گونه که بخواهد این گردونه‌ی دوار را می‌چرخاند.
چند وقت پیش هم باز فرصتی دست داد که با حوصله‌ای که یکی از دوستان پایه‌ی ۷۹ایمان داشت به حضور استاد گرامی‌امان ( نشناختینش، به قول مهندس دایمی همان سیم کشه ) مشرف شویم، باز هم انصافا هر چی انسان شمالی راست‌گو هست، مدیر بخشش یک مرد شمالی بود که بسیار خوش سیما و به صراحت به ما گفت که این‌جا در اولش پولی در بساط نیست و باید سگ دو بزنین و آخرش هم شاید هیچی به هیچی، ما هم که تجربه‌ی کار با مدیران شهرداری را در یکی از همین زمینه‌ها داشتیم مترصد فرصتی بودیم که فرار را بر قرار ترجیح دهیم ولی استاد ما تازه یادش آمده بود که از Knowledge Tranficeincy یا Knowledge Transparancy یا Knowlwdge Transharchi صحبت کنه که وقتی زد تو این فاز من که داشتم می‌ترکیدم، می‌خواست برای راه اندازی یک ERP تهیه شده از خارج یک ساختمان ۳ طبقه تهیه کند، من که پس از خندیدن و کمی غرزدن به این نتیجه رسیدم که کار نکنم بهتر است تا با این نوع انسانها کار کنم و آخر سر من هم بشوم یکی مثل خودشان، یادم می‌آید ننوم (ما به مامان بزرگمان می‌گوییم ننو، حالا اگه گفتین به بابابزرگ چی‌ می‌گیم ؟) می‌گفت که آدم باید با کسی دوست بشود که ازخودش سرتر باشد تا یک چیزی ازش یاد بگیرد، فکر می‌کنم در مورد کار هم درست باشه مگر نه ؟
راستی از برکات photo.sheida.com می‌توانید عکس استاد من و هم‌چنین مدیر شرکت مذکور و هم‌چنین این عکس جالب را که برای آموزش ریاضی به زبان عربی تهیه شده است را ببینید، جالب می‌باشد.thumb_20050816163709_nokia3650(03)_39 A man with many hands sheidacomthumb_20050824232159_image(01)_6 A man with many hands sheidacom
thumb_20050818122626_nokia3650(04)_32 A man with many hands sheidacom

Google Ads




Adpinion Ads




 

آر اس اس فید برای کامنتهای این نوشته | ترک‌ بک URI