این ابر مرد

به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند رای
خداوند روزی ده رهنمای
خداوند کیهان و گردون سپهر
فروزندهی ماه و ناهید و مهر
او که در این آرامگاه آرمیده است و از پس هزاران سال برای ما زنده مانده است، او
که در این جهان به جز زنده نگاه داشتن زبان پارسی که در پی آن زنده نگاه داشتن
فرهنگ و هنر آریاییان و فرهنگ برتر جهان را به دنبال داشته است، او که در این
آرامگاه آرمیده است از برای ایرانی آباد هر چه نیرو و توان داشت برای وتنش ( که
همانا تنش جز آن نیست) گذاشت، آن جا که میگوید :
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
و یا
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
به یقین میتوان دریافت کسی که چنین سخنانی را بر زبان میراند از برای زیباسرایی و
یا در ستایش و نکوهش کسی یا کسانی سخن نگفته که با زمینی بهایی بتوان او را به راه
خود کشاند، چنین کسی که در زمان خود نتوانست نتیجهی کار خود را ببیند ولی پیش
بینیاش را کرد :
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
پیش بینیای که با دانش قبلی نسبت به آریایی مردان ایران و آریایی زنان این مرز و
بوم باور داشت که دستاوردش به آسانی از یادها نخواهد رفت و اکنون پس از سالیان دراز
هنوز پا بر جا مانده. نمیدانم اگر فردوسی پس از قرنها نتیجهی کار خود را میدید و
میدید که پس از سالیان دراز و گذاشتن عمر گرانمایه بر سر خداینامه تنها از این
همه زحمت و رنج به گفتاری پارسی بسنده کردیم و نه فرهنگمان آریایی باقی مانده نه
کردارمان به مانند ایرانیان راستین، به خود چه قدر ناسزا میگفت ؟




آخرین کامنتها